گزیده سخنان جواهر لعل نهرو
دنیای ما مثل خانواده ی بزرگی از ملتهاست.
اگر بخواهیم چیزی درباره ی دنیای خودمان بدانیم نباید تنها به کشور کوچکی که ممکن است در آن به دنیا آمده باشیم بیندیشیم بلکه باید به تمام کشورها و تمام مردمی که بر روی زمین هستند فکر کنیم.
پنداشتن بسیار شیرین است زیرا ما با پنداشته های خود می توانیم افسانه های پریان را هم بسازیم.
تنها راه حقیقی برای درک داستان زمین این نیست که در این باره در کتابهای مردم دیگر، مطالبی بخوانیم بلکه بهتر این است که به خود کتاب طبیعت باز گردیم.
هر قطعه سنگی که می بینی در کنار راه یا در دامنه ی کوهی افتاده است می تواند صفحه ی کوچکی از کتاب طبیعت باشد و می تواند برایت چیزی بگوید البته به شرط آن که خواندنش را بدانی.
نیروی فکر، آدمیزاد را از حیوانات متمایز ساخت. همین نیرو آنان را از نیرومندترین و بزرگترین حیوانات وحشی هم نیرومندتر ساخت.
فیل بسیار بزرگ و نیرومند است، بسیار نیرومندتر از فیلبان کوچکی که روی گردنش می نشیند. با این همه فیلبان می تواند بیندیشد و چون بهتر از فیل می اندیشد ارباب و آقای فیل شده است.
مردمی که در یک کشور زندگی می کردند و به هم نزدیکتر بودند طبعاً با یکدیگر بیشتر آشنا می شدند و تصور می کردند که بهتر از مردمان دیگری هستند که در کشورهای دیگر زندگی می کنند و در کمال نادانی با یکدیگر می جنگیدند.
جنگیدن مردم با هم و کشتن یکدیگر نابخردانه ترین کاری است که انسان می تواند بکند؛ این کار برای هیچ کس ثمری ندارد.
کار نکردن و دیگران را برای خود به کار واداشتن، مایه ی افتخار و غرور آدمی نیست.
اکنون در هر کشوری مردم تصور می کنند که خودشان بهتر و باهوش ترین مردمانند و دیگران به خوبی و شایستگی ایشان نیستند.
هر کس خودش و کشورش را خوبتر و بهتر از دیگران می شمارد، اما در حقیقت هیچ کسی نیست که در خود میزانی خوبی و میزانی هم بدی نداشته باشد و به همین شکل، هیچ کشوری هم نیست که در آن چیزهای بد و از برخی نظرها خوب نباشد.
ما باید خوبی را در هر جا پیدا می کنیم بگیریم و بکوشیم تا بدی را هم از هر جا که هست دور سازیم.
ما باید ببینیم که در رفتار و آداب ما چه چیزهای خوبی هست و بکوشیم تا آنها را پاس داریم و هر چه را هم بد است باید به دور افکنیم. همچنین اگر در کشورهای دیگر هم چیزهای خوبی هست مسلما باید آنها را فرا گیریم.
ما که هندی هستیم باید در هند زندگی کنیم و برای هند کار کنیم، اما نباید فراموش کنیم که در عین حال در پیوند با خانواده ی بزرگتری که در سراسر جهان است قرار داریم و سرانجام، مردمی هم که در سایر کشورهای جهان زندگی می کنند خویشاوندان و پسر عموهای ما هستند.
ما باید بکوشیم تا سراسر جهان به گونه ای در آید که بتوان در آن شادمان تر و خوشبخت تر زندگی کرد.
هرچند مرد تفنگدار به اندازه ی یک مرد بی سلاح متمدن نباشد، نباید به او گفت که متمدن نیست زیرا در غیر این صورت با تفنگی او را از پا در خواهد آورد.
بهترین نشانه ی تمدن، وجود انسان بزرگوار و نیک است که خودخواه نباشد و همراه با دیگران برای خوشبختی همه کار کند.
کار کردن با هم برای خیر و خوشی مشترک و همگانی از هر چیزی بهتر است.
اکنون روزگاری است که شخصی که هیچ کار نمی کند پولهای اضافی هنگفتی به دست می آورد، در حالی که بیشتر کسانی که با زحمت و سختی، کار زیادی انجام می دهند هیچ سهمی از آن به دست نمی آورند!
بیشتر مردم معمولاً دلیل کارهای خود را از یاد می برند و بعدها بدون اینکه بفهمند چرا، از کارهای دیگران پیروی می کنند.
باید به یاد داشته باشیم که پول به خودی خود ثمره ای ندارد و فقط ابزاری است که به ما کمک می کند تا با آن، کالاها را مبادله کنیم.
اگر پول برای تهیه ی چیزهایی که مورد نیازمان است صرف نشود هیچ ثمره ای ندارد.
تاریخ به معنی جنگها و شرح زندگی چند نفر اندک شمار نیست که شاه شده یا سرداران بزرگی بوده اند. تاریخ باید درباره ی مردم یک کشور برای ما سخن بگوید که چگونه زندگی می کردند، چه کارهایی انجام می دادند و چگونه می اندیشیدند. تاریخ باید از رنجها و شادی های آنان و از دشواری ها و مشکلاتشان برای ما سخن بگوید و بگوید که چگونه بر این دشواری ها چیره شدند.
برگرداندن تصاویر آویخته بر دیوار، مسیر تاریخ را دگرگون نمی کند.
در زندگی چیزی بدتر و خطرناک تر از بی نظمی نیست.
به گذشته خود هرگز نمی اندیشم، مگر آنکه بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم.
میدان جنگ به کسی فرصت مطالعه نمی دهد؛ هرکس هر چه می داند باید به کار ببرد.
چشم داشت احترام از هیچ کس نداشته باش تا احترامی که به تو می گذارند، شیرین تر جلوه کند.