سخن بزرگان (سقراط)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- تمام محبت خود را به یکباره برای دوستت ظاهر مکن؛ زیرا هر وقت اندک تغییری مشاهده کرد تو را دشمن می پندارد.


2- اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.


3- من یک شهروند جهانی‌ام و نه یک شهروند آتنی.


4- تنها یک خیر وجود دارد که نام آن، دانش است و تنها یک شر وجود دارد که نام آن، نادانی است.


5- من تا آنجا که می‌توان، حق‌شناسی می‌کنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، کاری از دستم برنمی‌آید.


6- دانش پاک در دلهای ناپاک قرار نمی گیرد.


7- سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد.


8- هرگاه تمام بلاها و سختی های بشر را در یک جا جمع کنند و در میان مردم تقسیم نمایند، بدبخت ترین مردم چون سهم خود را ببینند، از سهم نخستین خویش راضی شده، لب از شکایت می بندند.


9- خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهی نیست.


10- من جز یک چیز، چیز دیگری نمی دانم و آن این است که هیچ نمی دانم.


11- هیچ کس از قلب شما به شما نزدیکتر و راستگو تر نیست. بنابراین از کسانی که قلب پاک شما آنان را به خود نمی پذیرد، دوری کنید.


12- اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آرند، بهتر که سخن گویی تا دیگران خاموشت کنند.


13- ابله ترین دوستان ما خطرناکترین دشمنان هستند.


14- پیش تمام دشمنان به نزدیکترین دشمن خود که زبان است توجه داشته باش.


15- مردم هر کدام آرزویی دارند؛ یکی مال می خواهد، یکی جمال و دیگری افتخار. ولی به نظر من دوست خوب از تمام اینها بهتر است.


16- هیچ کس از قلب شما به شما نزدیکتر و راستگوتر نیست. بنابراین از کسانی که قلب پاک شما ایشان را به خود نمی پذیرد، دوری کنید.


17- سخن گفتن به جا و سکوت نمودن به جا نشانه عقل است.


18- در تکاپو، تا بهتر از آن باشیم که هستیم؛ بهتر از این شیوه ای برای زیستن نیست.


19- می دانم که هیچ نمی دانم.


20- هیچ کس حق ندارد راضی شود که در گمراهی و نادانی بماند و نیز کسی نباید حقیقت را پنهان کند.


21- من حقیقت را نمی دانم و از راه مباحثه با اشخاص می خواهم آن را کشف کنم و کسب دانش نمایم.


22- من دانش و هنری ندارم، تنها هنر من این است که مانند مادرم فن قابلگی می دانم، با این تفاوت که مادرم زنها را در وضع حمل مدد می کرد و من، عقلها و ذهنها را مدد می کنم که زاینده شوند؛ یعنی علمی که در نهاد ایشان هست پیدا شود و به آن آگاه گردند.


23- فاش نکردن اسرار مردم دلیل کرامت و بلندی همت است.


24- مرد عاقل کسی است که کم گوید و زیاد شنود.


25- شیرینی یک بار پیروزی به تلخی صدبار شکست می ارزد.


26- روح درونی خود را زیبا کنید تا شخصیت درونی و بیرونی شما یکی شود.


27- هرکسی که بداند که نداند از همه داناتر است. یک چیز را خوب می دانم و آن این است که هیچ نمی دانم. هر که بداند درست چیست، دست به نادرست نمی زند.


28- ای مردم آتن، چه مرا بی گناه شمارید و آزاد کنید و چه نکنید، من هرگز از راه خویش باز نمی گردم حتی اگر صدبار کشته شوم.


29- هرجا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.


30- تفاوت انسان با حیوان در کنترل هوای نفس و هوس ها است.


31- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی خواهید شد.


32- ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است.


33- من داناترین انسان ها هستم، زیرا یک چیز می دانم که دیگران نمی دانند، و آن این که هیچ چیز نمی دانم.


34- در دوستی درنگ کن، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش.


35- دانش حقیقی این است که همه بدانیم که نادانیم.


36- زندگی بدون تحقیق و جستار ارزش زیستن ندارد.


37- آنگونه باش که می خواهی به نظر برسی.


38- باید بخوری تا زنده باشی، نه آنکه زنده باشی تا بخوری.


39- نمی توانم چیزی به دیگران بیاموزم؛ فقط می توانم وادارشان کنم که بیندیشند.


40- ادب و حکمت را شعار خود ساز تا بهترین اهل زمان شوی و به نیکان بپیوندی.


41- ازدواج کنید؛ به هر وسیله ای که می توانید؛ اگر زن خوب داشته باشید بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار زن بدی شوید؛ فیلسوف از آب در می آیید و این هر دو برای هر مردی خوب است.


42- آن انسانی عاقل تر است که می داند عقلش کمتر است.


43- آن قدر بر مال دنیا حریص مباش که برای از دست دادنش اندوهناک شوی.


44- انتقام، دلیل سبکی عقل و پستی روح است.


45- اثر حکمت آنگاه در شخص حکیم پدیدار شود که خویشتن را حقیر و ناچیز شمارد.


46- هیچ گنجی به از هنر نیست و هیچ هنری بزرگوارتر از دانش نیست و هیچ پیرایه ای بهتر از شرم نیست و هیچ دشمنی بدتر از خوی بد نیست.


47- نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه ی آن است.


48- داروی خشم، خاموشی است.


49- اندیشیدن به سرانجام هر کار باعث رستگاری است.


50- خدمت خود را بی آنکه برای پاداش باشد به مردم عرضه کنید و پاداش آن را در رضایت خاطر خویش بیابید.


51- ممکن است مقداری زهر در کوزه ای ریخت و آن کوزه را شست و اثرات زهر را از بین برد، ولی چیزی را که در ذهنتان جای دارد، خوب یا بد، بر شما فرمانروایی خواهد کرد و هرگز از آن رهایی نتوانید یافت.


52- با پدر و مادرت چنان رفتار کن که از فرزندان خود توقع داری.


53- خشم و دشمنی را به درگاه مردان با اراده راهی نیست.


54- یک زندگی مطالعه نشده، ارزش زیستن ندارد.


55- زندگی کوتاه است و فانی، اما هنر طولانی و ماندگار.


56- جامعه زمانی حکمت و سعادت می یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.


57- از مرگ نترسید، زیرا تلخی آن به دلیل ترس از آن است.


58- فردی که در امری بزرگ جان می سپارد، مثل کسی است که تازه زخم برداشته و در گرمی گیر و دار، جراحت خویشتن را احساس نمی کند. پس کسانی که همت خود را وقف راه خیر می کنند از زحمت و آزار مرگ به دورند و شیرین ترین مرگها متعلق به کسانی است که کارهای بزرگ از آنان سر زده و آرزوهای بزرگ آنان بر آورده شده است.


59- مرگ ترس ندارد، زیرا خوابی آرام است که خیالات آشفته در آن وجود ندارد.


60- در لذتی که آمیخته به فساد است، خوشحال نباشید و [ به این ] فکر کنید که لذت نمی ماند و فساد می ماند.


61- با عاقل مشورت کن، چون فکر او به دور از هوای نفسانی است و با نادان مشورت مکن، زیرا که او تابع هوای نفس باشد. مشورت مکن با آن که محاط زمان است، بلکه مشورت کن با آن که محیط به زمان باشد.


62- لازمه قضاوت، شکیبایی به هنگام شنیدن، اندیشیدن به هنگام گفتن، بینش به هنگام رسیدگی و بیطرفی به هنگام قضاوت است.


63- مرد کامل آن است که دشمنان از او در امان باشند، نه آنکه دوستان از او بهراسند.


64- گریز از مرگ، دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است، زیرا بدی تندتر از مرگ می رود.


65- مردی نیک بخت است که از هر کار نادرستی که از او سر بزند، تجربه ای تازه به دست آورد.


66- شیرین‌ترین مرگ‌ها از آنِ کسانی است که کارهای بزگ از آنها سرزده و آرزوهای بزرگ آنها برآورده شده است.


67- از مرگ نترسید که تلخی آن، از ترس از آن است.


68- هیچ کس نمی‌داند، شاید مرگی که از او چون دشمنی سخت و زیانکار می‌گریزند، براستی، ره‌آوردی بزرگ است.


69- تا زمانی که انسان زنده است، فهم این نکته برای او دشوار است که برای جاویدان شدن بایستی بمیرد؛ پس از آن مرگ نباشد.


70- سرایندگان، یگانه مفسران [ =بیان کنندگان ] خدایان هستند.


71- تنها خوبی موجود در جهان، شناخت و دانش؛ و تنها شر و زشتی، نادانی است.

زندگینامه سقراط :


سقراط (به یونانی: Σωκράτης) فیلسوف بزرگ یونانی اهل آتن و از تأثیرگذارترین افراد بر فلسفهٔ اسلامی و فلسفهٔ غرب بود. سقراط هیچ‌گاه زحمت نگارش اندیشه‌هایش را به خود نداد. تقریبآ هر آنچه امروزه از سقراط می‌دانیم، از طریق مشهورترین شاگردش، افلاطون به دست ما رسیده‌است. او در رساله‌های آپولوژی، کریتون و فایدون به شرح زندگی و محاکمهٔ استادش پرداخته‌است
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود