گزیده سخنان محمد حجازی
از هر گره که به ابرو می زنیم، صد گره به کارمان می خورد.
غالباً از نادانی وحشتی نداریم، از اینکه ما را نادان بدانند می ترسیم.
سکوت بر دانا و نادان هر دو زیبنده است؛ عیب نادان را می پوشاند و دانا را فرزانه تر جلوه می دهد.
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند.
اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است.
گذشته، سرمایه ای است که اندوخته ایم؛ می توان آن را به تأسف و اندوه صرف کرد یا برای موفقیت آینده به کار برد.
اگر آنچه از گذشته تجربه آموخته ایم در آینده به کار بریم، مثل این است که دو بار عمر کرده باشیم.
برای درست اندیشیدن باید نخست دل را از کینه و بدی پاک کرد.
در گرفتاری باید اندیشه را به جنب و جوش در آورد نه اعصاب را.
آن که خیال می کند شاید فردا گرفتار شود، از اینکه الان گرفتار است بیشتر رنج می برد.
جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست.
اگر روزگار یک موجب حلال فراهم می کند، ما خود به دست خیال، ده موجب دیگر می سازیم.
داروی تمام دردها نیکی است؛ به شرط آنکه ندانند شما نیک هستید، وگرنه نمی گذارند نیک بمانید.
شادی نعمت همیشه هماهنگ با رنجی است که برده ایم.