بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد
معنی بیت 1
بخت و طالع مدد نمي كند كه نشاني از دهان دوست به دست آورم و دولت و اقبال همراهي نمي كند تا از آن دهان ناپيدا راز نهاني دل دوست را بشنوم .
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد
بخت و طالع مدد نمي كند كه نشاني از دهان دوست به دست آورم و دولت و اقبال همراهي نمي كند تا از آن دهان ناپيدا راز نهاني دل دوست را بشنوم .
از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم
اینم همیستاند و آنم نمیدهد
براي بوسه يي از لب او جانم را فدا مي كنم ، نه جانم را مي گيرد و نه بوسه يي به من مي دهد.
مردم در این فراق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمیدهد
از شوق ديدار او جانم به لب رسيدو به سراپرده او راهي نيست يا اگر هم باشد نگهبان به من نشان نميدهد.
زلفش کشید باد صبا چرخ سفله بین
کان جا مجال بادوزانم نمیدهد
دست نسيم صبا در زلف او رفت، پستي روزگار را بنگر كه به اندازه باد گذرا هم به من امكان دست يازي نمي دهد .
چندان که بر کنار چو پرگار میشدم
دوران چو نقطه ره به میانم نمیدهد
هر چه قدر چون شاخه متحرك پرگار، در كنار ددايره، در حالت سرگرداني به سرمی بردم روزگار به من اجازه ورود به داخل دايره امكان نمي دهد .
شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی
بدعهدی زمانه زمانم نمیدهد
عاقبت با شكيبايي ، شيريني كاميابي حاصل خواهد شد اما روزگار ناسازگار فرصت و زمان براي صبر كردن به من نمي دهد .
گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست
حافظ ز آه و ناله امانم نمیدهد
با خود گفتم به خواب مي روم و در عالم خواب و خيال روي دوست را مي بينم اما از آه وناله حافظ ، مجال خواب رفتن حاصل نمي شود .
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
بخت: طالع
دولت: اقبال ، كامكاري
در اين پرده: 1- درون اين سراپرده ، درون حرم . 2- در بارگاه اسرار الهي
مجل: فرصت
دوران : روزگار
زمانم نمي دهد: مجال و فرصت به من نمي دهد.
پرده دار: حاجب.
وزن غزل : مفعمل فاعلات مفاعيل فاعلن
بحر غزل ك مضارع مثمن اخرب مكفوف محذوف
*
در اين غزل هيچ گونه نكته عرفان وايهامي به كار نرفته است . غزلياست كه با گله از بخت و اقبال و شرح اشتياق شروع شده و به بد عهدي روزگار ختم مي شود .
آنچه از مفاد بيت آخر مستفاد مي شود اين است كه حافظ اين غزل را از زبان آرزوهاي دروني خود سروده و خواسته ها واميال باطني خود را بازگو كرده و در آخر سر هم ، ضمير باطن او مي گويد كه اكنون كه مجال ورودبه حرمسراي او و ديدار جمالش را ندارم با خود گفتم به خواب بروم وجمال او را در عالم خواب ببينم كه اين امكان را هم آه و زاريهاي حافظ از من گرفته و مجال خواب رفتن برايم حاصل نمي شود !
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.