نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
فغان که بخت من از خواب در نمیآید
معنی بیت 1
نفسم از رنج به آخر رسیده و هنوز از تو کام نمییابم؛ افسوس که بخت من از خواب بیدار نمیشود.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
فغان که بخت من از خواب در نمیآید
نفسم از رنج به آخر رسیده و هنوز از تو کام نمییابم؛ افسوس که بخت من از خواب بیدار نمیشود.
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمیآید
باد صبا خاکی از کوی او به چشمم رسانده است؛ این خاک چنان ارزشمند است که آب زندگی در برابرش جلوهای ندارد.
قد بلند تو را تا به بر نمیگیرم
درخت کام و مرادم به بر نمیآید
تا قامت بلند تو را در آغوش نگیرم، درخت آرزویم میوه نمیدهد.
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمیآید
کار من جز با دیدن روی دلآرای یار سامان نمییابد و هیچ راه دیگری گشوده نیست.
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمیآید
دل در زلف تو ماندگار شد چون آنجا را جایگاهی خوش دید؛ اکنون از آن غریبِ گرفتار بلا خبری نمیرسد.
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
ولی چه سود یکی کارگر نمیآید
از انگشتِ صداقت هزار تیر دعا رها کردم، اما چه سود که هیچیک به هدف اجابت نمیرسد.
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمیآید
بسيار از دل خود گفتني هاي دارم كه با نسيم سحر در ميان گذارم ، اما از بخت بد من امشب سحر نمي شود!
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمیآید
عمر عزيز در اين خيال به سر آمد كه زمان فتنه انگيزي زلف سياه تو روزي به پايان خواهد رسيد اما هنوز مي بينم كه اين فتنه به پايان نمي رسد.
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمیآید
از بس دل بيمناك حافظ از همه كس رميده شده ، اكنون هم كه در حلقه زلف تو پاي بند است از آن بند بيرون نمي آيد.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
زدلبرآمدم:از دل برآمدم ، از عهده دل برآمدم ، جلوي تندرويهاي دل را گرفتم.
كار نمي آيد:كار به نتيجه نمي رسد. كار به انجام نرسيده و عملي نمي شود
.زخود برون شدم: از خانه خود بيرون شدم ، خانه را خالي كردم .
درين خيال به سر شد:عمر گرانمايه در اين خيال سپري شد.
بَسَم:از بس مرا
به بخت من:من به خاطر بخت من ، به خاطر بخت نامساعد من.
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بحر غزل: مجتث مثمن مخبون اصلم
*
همانطور كه در شرح غزل 236 پيش از اين گفته شد و چه بسا كه با ساختن و پرداختن ابيات اين دوغزل ومضامين متناسب با قافيه، قصد شاعر براين بوده استكه از انتخاب ابيات سروده شده، يك غزل بيافريند . كاري كه بعدها حافظ پژوهان در اين ايام كرده اند اما واقعيت امر اين است كه ابيات اين دوغزل در دونسخه در دستها باقي مانده و بعدها در نسخ مختلف ثبت شده است. وجود ابيات و مصراعهاي مشترك در بعضي از ضبطها در گذشته هم به همين سبب است شاعر مضمون بيت:
خلوت دل نيست جاي صحبت اغيار ديو چو بيرون رود فرشته در آيد
را به هنگام سرودن مطلع اين غزل در جلوي چشم مجسم داشته و بيت نخست غزل را سروده است يعني خود را غير به حساب اورده و از خانه دل بيرون رفته معذلك ياراو به درون نيامده است.
شرح پیشینِ ابیاتِ ضبط دیگر (این بندها به ابیات متن فعلی تعلق ندارند):
جلوي زياده خواهي هاي دل را گرفتم ولي كار به نتيجه نمي رسد . از خانه دل خود بيرون شدم اما يار در آن پا نمي نهد .
افسوس كه عمر و مال در راه دوست فدا نكرديم دريغا كه در راه عشق اينقدر فداكاري از دست ما ساخته نيست .
هيچ وقت تير ناله هاي سحري من به خطا نمي رفت. نمي دانم چه شده كه اكنون يكي از آنها هم به هدف اجابت نمي رسد.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.