رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 337 حافظ - چرا نه در پی عزم دیار خود باشم

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 337 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم

چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم

معنی بیت 1

چرا درصدد رفتن به شهر خود نباشم؟ چرا چون خاک سرِ کوی یار در سر کویش جا نداشته باشم ؟

2

غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم

به شهر خود روم و شهریار خود باشم

معنی بیت 2

چون نمی توانم اندوه دوری از وطن را تحمل کنم به شهر خود می روم و صاحب اختیار خود می شوم .

3

ز محرمان سراپرده وصال شوم

ز بندگان خداوندگار خود باشم

معنی بیت 3

(و در آنجا) در ردیف راز داران حَرَم وصال یار و چاکران پادشاه خود قرار خواهم گرفت .

4

چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی

که روز واقعه پیش نگار خود باشم

معنی بیت 4

چون مدّت زمان زندگی بر ما روشن نیست باری بهتر آن است که به هنگام فرا رسیدن مرگ پیش محبوب خود باشم .

5

ز دست بخت گران خواب و کار بی‌سامان

گرم بود گله‌ای رازدار خود باشم

معنی بیت 5

(و) اگر گله و شکایتی از دست بخت خفته و کار بی سرانجام خود دارم در دل نهاده به کسی ابراز نکنم .

6

همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود

دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم

معنی بیت 6

تا به حال پیوسته کار من عاشقی و لاابالی گری بوده است. ازاین به بعد کوشش خواهم کرد که به کار و زندگی خود مشغول و سر به راه شوم .

7

بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ

وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم

معنی بیت 7

حافظ، امیدوارم که لطف و عنایت خداوندی راهگشای کار من باشد و گرنه از آنچه تا به حال کرده ام در نزد خود شرمنده و خجل خواهم بود .

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 337

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

در پیِ : به دنبال، در جستجوی .
عزم : قصد، آهنگ، اراده، اراده از پیش ایجاد شده برای وادشتن نفس بر کاری که در نظر گرفته شده است و در اصطلاح فلسفه جَزمِ اراده و در اصطلاح صوفیه و عرفا بناءِ حال و تحقیق قصد است در انجام عبادات و ریاضات و تحمل سختی های سلوک راه حق .
برتافتن : تاب مقاومت آوردن، تحمل کردن .
شهریار خود باشم : سرور و آقای خود باشم .
سرا پرده : خیمه بزرگ و با شکوه مخصوص رئیس قوم و مهمان ها .
سراپرده وصال : خیمه آراسته شده برای شب زفاف عروس و داماد .
خداوندگار : ولی نعمت، کنایه از پادشاه وقت .
باری : به هر جهت، در هر صورت .
اولی : سزاوارتر ، بهتر .
روز واقعه : روز فرا رسیدن مرگ .
گران خواب : خواب سنگین .
بی سامان : بی نظم ترتیب، آشفته .
رندی : لاابالی گری.
دگر : دیگر، از این پس .
لطف ازل : لطف و عنایت خالق متعال در زمان خلقت هر موجود در حقّ او .
رهنمون : نشان دهنده راه و هدایت کننده .

توضیحات غزل

وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل : مجتّث مثمّن مخبون اصلم
*
اوحدی : (با قافیه دیگر)
مــرا مــجال نـباشد کـه یــار او بـاشم مگر همین که به دل دوستارِ او باشم
دیار خویش رهـا کـرده ام بدیـن سـودا کـه چون اجل برسد در دیار او باشم
*
شاه نعمت الله ولی :
منم که عاشـق دیــدار یــارِ خود باشم منـم که والــه زلـف نگـار خـود باشم
چرا جـفا کشم از هـرکسی درین غربت (به شهر خود روم و شهریار خود باشم)
*
پیش از این در صفحات ۹۶و ۹۷ و مبحث چرا حافظ به یزد تبعید شد دربارۀ این غزل سخن به میان آمد و گفته شد که شاعر پس از آنکه عزم خود را جزم به بازگشت از یزد به شیراز می کند در غزلی صادقانه خطّ مشی آینده زندگی خود را ترسیم و در کمال سادگی و صراحت بازگو می کند .
شاعر تصمیم می گیرد که به شیراز برگشته و در حالی که در پیش سر و همسر خود و در میان آنها زندگی می کند به کار سابق خود یعنی خدمتگزاری در دربار سلطان برگردد و از آن به بعد دست از کار عشق و عاشقی و لاابالی گری برداشته و به کار و زندگی و ظایف خود بپردازد و از خداوند طلب همّت کرده تا او را دز این کا رموفق و مؤید بدارد و اضافه می کند اگر به چنین خواسته یی دست نیابم در نزد وجدان خود شرمنده ام .
این مطلب مهمّی است که شاعر در اواخر عمر، از خطّ مشی زندگی سابق خود خیال عدول داشته و مایل است طریق آرامش و کناره گیری از حوادث را در پیش گیرد و دلیلی بر این است که زندگانی گذشته او چندان مورد رضایت خاطر او را فراهم نکرده است .
در پایان ذکر این نکته ضروری است که شاعر برای ساختن این غزل تحت تأثیر غزل شاه نعمت الله ولی بوده و مصراع (به شهر خود روم وشهریار خود باشم) او را در بیت دوم غزل خود و همانند او در مصراع دوم آن گنجانیده است .

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

از دست غریبی و بی کسی گله و شکایت نداشته باش این این تصمیمی است که خودت گرفته ای. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است از راهی که رفته ای برگرد. حادثه ای در پیش است که شما را از بی سامانی نجات می دهد. راه راست را پیشه ی خود کن. خداوند باز هم به تو لطف کرده است.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا