رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 392 حافظ - دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 392 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

معنی بیت 1

آيا مي داني كه سعادت و اقبال در چيست؟ در ديدنِ روي محبوب و گدايي سرِ كوچه او را بر پادشاهي برتر شمردن.

2

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن

از دوستان جانی مشکل توان بریدن

معنی بیت 2

رشته اميد از زندگي گسستن آسان است اما از ياران يكدل و وابسته به جان بريدن دشوار و مشكل است.

3

خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ

وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن

معنی بیت 3

بر آن سرم كه مانند غنچه با دل تنگ و ملول خود به باغ رفته و در آنجا در حال شادي و مستي و در راه اصلاح و نيكنامي گريبان خود را چاك دهم.

4

گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن

گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن

معنی بیت 4

(و) گاهي در آنجا، نسيم آسا اسرار پنهان عشق را در گوشِ گل باز گفته و گاهي راز عشقبازي را از بلبلان بشنوم.

5

بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار

کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن

معنی بیت 5

بوسيدن لب يار را از آغاز فراموش مكن كه در پايان، بر اثرِ پشيماني و دست و لب را از حسرت به دندان گزيدن، آزرده خاطر خواهي شد.

6

فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

معنی بیت 6

معاشرت با دوستان را مغتنم شمرده فرصت را از دست مده كه چون از اين منزل كه بر سر دو راهي است، از هم جدا شويم ديگر به هم نمي رسيم.

7

گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی

یا رب به یادش آور درویش پروریدن

معنی بیت 7

گويا حافظ از خاطره شاه منصور فراموش شده است، خدايا بنده نوازي و درويش پروري را به ياد او بينداز.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 392

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

دولت: خوشبختي، بخت نيك، اقبال، بزرگي و سعادت.
ديدار: جايگاه ديدن، چهره و رخ، روي.
خسروي: پادشاهي.
جاني: مثل جان، به جان وابسته.
ملول: به ستوه آمده، آزرده، كسل.
صحبت: همنشيني، معاشرت، مصاحبت.
دو راهه: بر سر دو راهي.
دو راهه منزل: منزلي كه بر سر دو راهي است.
شاه منصور: آخرين پادشاه سلسله آل مظفر و ممدوح حافظ كه در جنگ با تيمور كشته شد.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن
بحر غزل: مضارع مثمّن اخرب
٭
همام تبريزي: اي آرزوي چشمم رويت به خواب ديدن دوري نمي تواند پيوند ما بريدن
٭
سلمان: 1- خواهيم چون زليخا يوسف رُخي گزيدن پس دامنش گرفتن و آنگه فروكشيدن
2- از آب و گل بديع است اين صورت آفريدن نقاش كي تواند نقش تو بر‌كشيدن
٭
كمال خجند: گر سر ز تيغ تيزت دارد ز سر بريدن من بارِ سر نخواهيم بارِ دگر كشيدن
٭
در بيت مقطع اين غزل، در بعضي از نسخ نام شاه يحيي و برخي نسخ ديگر نام شاه منصور آمده است و شارحان محترم اين غزل را به نام آنها ثبت كرده اند.
توضيح آنكه حافظ دو نوع غزل براي ممدوح مورد نظر خود سروده است. يكي، غزل هايي كه روي سخن او در سراپاي غزل به جانب ممدوح و با آوردن نام طرف در بيت مقطع سخن او پايان مي پذيرد، ديگري غزل هايي است كه تنها در بيت مقطع نام شاه يا وزيري به صراحت برده مي شود و گاه در مورد اين نام شبهه ايجاد مي شود.
اين غزل از نوع دوم است و نمي توان آن را دربست در مدح ممدوح دانست چه نظر شاعر جز اين بوده و بنا به ضرورت مجبور شده تا در بيت مقطع با آوردن نام ممدوحي رفع تكليف از خود نموده و يا براي ارسال مقرّري يادآوري كرده باشد، هرچند كه حافظ نسبت به شاه منصور از احساسات مثبتي سرشار بود.
در مورد اينكه نظر حافظ به شاه يحيي يا شاه منصور و به كدام يك معطوف بوده است، به طور قطع و مسلّم منظور شاعر شاه منصور است. زيرا حافظ در مدت دو سال در يزد آنطور كه بايد و شايد شاه يحياي بخيل و ممسك و حسابگر را شناخته و در طول عمر خود هرگز از او خيري نديده بود كه در اينجا يادآوري كرده بفرمايد: گويي كه رفت حافظ از ياد شاه يحيي. از طرف ديگر به سبب شجاعت و رشادت شاه منصور و موقعيت سياسي زمان او كه تيمور قصد برانداختن اين سلسله را داشت و زندگاني حافظ در پايان عمر به خطر افتاده بود، شاعر اين غزل را در اين زمان سروده و به نام او كرده است.
شاعر در دو بيت اول غزل، به صورت كلي از دوستي و فداكاري در راه او صحبت به ميان آورده و در بيت سوم چنين آرزو مي كند كه بار ديگر پا به ميدان نهاده و در عين حال دلش مالامال غم و اندوه است به مانند غنچه گل شكوفا گردد و اين كه اصطلاح (به نيكنامي) را آورده منظورش تذكار عشق زليخا كه در راه عشق و بدنامي جامه خود را به دريدن سپرد و او خلاف آن را آرزو كرده بود و به اين نكته لطيف اشاره دارد كه مايل است در دستگاه شاه منصور به نيكنامي خدمت كرده و فداكاري نمايد.
مختصركلام آنكه اين غزل در پايان عمر شاعر و در زمان شاه منصور و به منظور تذكار و يادآوري ارسال و حواله وجه معاش و مقرّري ساخته شده و مفاد بيت ششم كه حكايت از پيري و فرا رسيدن مرگ و مرحله جدايي است دليل بر اين است كه شاعر مي خواهد به شاه منصور بفهماند كه براي ارسال كمك و مساعدت فردا خيلي دير است.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

بر سر دو راهی قرار گرفته اید و تصمیم گیری برایتان بسیار مشکل شده است راه اول برای شما ثروت و مال به دنبال دارد ولی با دلی تنگ و راه دوم نیک نامی و عشق و وصال ولی بدون ثروت و مال. راهی را انتخاب کنید که به وصال یار بیانجامد. فرصت را غنیمت بدانید و بسم الله بگویید توکل به خدا کنید.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا