رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 427 حافظ - چراغ روی تو را شمع گشت پروانه

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 427 حافظ

18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه

مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه

معنی بیت 1

شمع پروانه وار گرد چراغ روي تو گشت و من از (پرداختن به) حال تو، به حال خويش التفاتي ندارم.

2

خرد که قید مجانین عشق می‌فرمود

به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه

معنی بیت 2

عقل كه دستور مي داد ديوانگان عشق به بند در آيند، خود از شميم زلف تابدار تو ديوانه شد.

3

به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد

هزار جان گرامی فدای جانانه

معنی بیت 3

اگر جان (من) در آرزوي دستيابي به زلف تو از دست رفت مهم نيست. هزاران جان عزيز فداي محبوب باد.

4

من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش

نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه

معنی بیت 4

ديشب، من وحشت زده وقتي محبوب خود را در اختيار بيگانه ديدم از شدت حسادت از پاي در آمدم.

5

چه نقش‌ها که برانگیختیم و سود نداشت

فسون ما بر او گشته است افسانه

معنی بیت 5

چه نيرنگ هايي كه بكار گرفتيم و سودي نداشت! حيله هاي ما تمامي در پيش او باطل و بي اثر شده است.

6

بر آتش رخ زیبای او به جای سپند

به غیر خال سیاهش که دید به دانه

معنی بیت 6

چه كسي بهتر از دانه خال سياه او، به جاي دانه اسپند بر آتش چهره زيبايش، دانه بهتري سراغ دارد؟

7

به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی

ز شمع روی تواش چون رسید پروانه

معنی بیت 7

آنگاه كه از شمع رخسار تو براي شمع، جواز ديدار رسيد، شمع در يك نفس جان خود را به عنوان مژدگاني به نسيم بخشيد.

8

مرا به دور لب دوست هست پیمانی

که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه

معنی بیت 8

من با حلقه لب دوست عهدي بسته ام كه جز سخن درباره لب پيمانه حرفي بر زبان نياورم.

9

حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز

فتاد در سر حافظ هوای میخانه

معنی بیت 9

از مدرسه و خانقاه سخني مگو، چرا كه بار ديگر هوس رفتن به ميخانه در سر حافظ افتاده است.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 427

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

چراغ روي: (اضافه تشبيهي) روي به چراغ تشبيه شده.
چراغ روي تو را شمع گشته پروانه: شمع پروانه وار دور چراغ روي تو گشت، شمع پروانه چراغ روي تو شد.
پروا،نه: (در مصراع دوم) پروايي نيست، التفاتي نيست.
قيد: بند، مقيد كردن در بند.
مجانين: ديوانگان.
بوي: 1- رايحه، 2- آرزوي.
جانانه: معشوق.
رميده: مردم گريز، وحشت زده.
غيرت: رشك و حسد.
نقش: نيرنگ، حيله.
نقش برانگيختن: نيرنگ بازي كردن، حيله به كار بردن.
فسون: مكر، حيله.
افسانه: سخنان پوچ و خارج از حقيقت.
سپند: اسفند، دانه گياهي كه براي چشم زخم در آتش مي اندازند.
به دانه: دانه بهتري.
به مژده: براي مژدگاني.
صبا: نسيم ملايم.
پروانه: (در بيت هفتم مصراع دوم) به معناي جواز، فرمان، رخصت.
دور: زمان، دوره، ايام، حلقه، دايره.
حديث: سخن تازه.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل: مجتّث مثمن مخبون اصلم
٭
اوحدي: پديد نيست اسيران عشق را خانه كجاست پند كه صحرا گرفت ديوانه
مولانا: چو مست روي توام اي حكيم فرزانه به من نگر تو بدان چشم هاي مستانه
٭
روي سخن حافظ در اين غزل با شاه شجاع است و او اين غزل را به هنگامي كه هنوز با شاه رفت و آمد و شركت در مجالس شبانه او را داشته سروده است.
در اين غزل شاعر در دو مورد از خال سياهي كه بر چهره شاه شجاع بود و از زلف بلند او صحبت به ميان مي آورد و اين دو موضوع دستاويز اكثر موارد شاعر در سرودن غزل براي شاه شجاع مي باشد، هر چند كه به سبب وجود خال سياه بر گونه اولاد و احفاد امير مبارز الدين شاعر در مواردي كه از شاهان ديگر ياد مي كند، ذكر خال صورت آنها را نيز يادآور مي شود.
شاعر در بيت چهارم به خود صفت رميده مي دهد و مي فرمايد كه ديشب چون مشاهده كردم كه بيگانه اي همه اوقات محبوب را به اشغال خود درآورده از فرط حسادت از پاي درآمدم و اين كنايه بدان معناست كه رقيبان حافظ در مجالس شعر و ادب و باده شاه شجاع به منظور نزديكي به شاه، مجال و فرصتي به حافظ نمي داده اند و مفاد بيت پنجم حكايت از اين دارد كه هر چند سعي كرديم كه در حضور شاه اظهار وجود كنيم موفق نشديم و تير تدبير ما به سنگ بي اعتنايي شاه اصابت مي كرد.
شاعر در دو بيت آخر غزل باز از باده نوشي خود سخن به ميان مي آورد و همان طور كه قبلاً در اين باره گفته شد اين تجاهر به فسق! معنادار است. به اين معنا كه من كسي هستم كه از راه خود بر نمي گردم و سخن چيني ها و تهمت هاي رقيبان را در مورد اينكه من رندي باده نوشم به پشيزي نمي خرم و بدان اعتنايي ندارم.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

دست به هر کاری می زنید برایتان سودی ندارد و رسیدن به هدف برای شما یک افسانه شده است آینده تان را تیره و تار می بینید. خسته شده اید، وقتی که می بینید دیگران چقدر راهت به هدف می رسند. مژده ای به شما می دهند که از شنیدن آن وجودتان گرم می شود و دوباره تلاش می کنید و نتیجه ی آن را هم می بینید.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا