جستجو در ابزارها

ورود و ثبت نام

با شماره موبایل خود وارد شوید یا حساب بسازید.

شعر و ادبیات

غزل شماره 454 حافظ - ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

متن کامل غزل

غزل شماره 454 حافظ

شماره غزل
454
تعداد مصرع
28
زمان مطالعه
حدود 2 دقیقه
1

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

معنی بیت 1

نسیم نوروزی از کوی یار می‌آید؛ اگر از آن یاری بخواهی، چراغ دلت روشن می‌شود.

2

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

معنی بیت 2

اگر چون گل سرمایهٔ اندکی داری، آن را صرف شادی کن؛ حرصِ اندوختن زر قارون را به خطا انداخت.

3

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

معنی بیت 3

بلبل از جام گل چنان مستِ بادهٔ سرخ است که آوازِ پیروزی را تا آسمان فیروزه‌ای رسانده است.

4

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

معنی بیت 4

به دشت برو تا غبار غم از دامنت بتکانی و به گلزار بیا تا از بلبل غزل گفتن بیاموزی.

5

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست

مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

معنی بیت 5

ای دل، جاودانگی در این آسمان فیروزه‌ای ممکن نیست؛ فرصت شادی را با کامیابی غنیمت بدان.

6

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن

کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

معنی بیت 6

راه برآوردن کام دیگران، گذشتن از کام خویش است؛ کلاه سروری را از همین ترکِ خودخواهی می‌توان دوخت.

7

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

معنی بیت 7

پوشیده سخن می‌گویم: مانند گل از غنچه بیرون بیا، زیرا فرمانروایی میر نوروزی بیش از چند روز نیست.

8

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست

مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

معنی بیت 8

نمی‌دانم نوحهٔ قمری کنار جویبار برای چیست؛ شاید مانند من غمی شبانه‌روزی دارد.

9

میی دارم چو جان، صافی و صوفی می‌کند عیبش

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

معنی بیت 9

شرابی پاک چون جان دارم و صوفی بر آن عیب می‌گیرد؛ خدایا هیچ خردمندی گرفتار چنین بخت بدی نشود.

10

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع

که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

معنی بیت 10

ای شمع، یار شیرینت جدا شد؛ اکنون تنها بنشین، زیرا حکم آسمان همین است، خواه بسازی خواه بسوزی.

11

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی

معنی بیت 11

نباید از غرورِ دانش خود از شادی محروم شد؛ ساقی بیا که نادان روزیِ خود را آسوده‌تر می‌برد.

12

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

معنی بیت 12

در نوروز جلالی، در مجلس وزیر شراب بنوش؛ جرعهٔ جام تو به جهان شادی و نوای نوروزی می‌بخشد.

13

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه

ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

معنی بیت 13

تنها حافظ برای خواجه تورانشاه دعا نمی‌کند؛ همهٔ جهان از ستایش این وزیر عیدی و نوروزی می‌خواهد.

14

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده

جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

معنی بیت 14

آستان او برای پارسایان محراب دل و چشم است و پیشانی او برای سحرخیزان نویدِ پیروزی و گشایش.

خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 454

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است.

معنی کلمات غزل

نسيم: بوي خوش.
چراغ دل: (اضافه تشبيهي) دل به چراغ تشبيه شده.
خرده: ريزه و ذرات كوچك هر چيز، پول خرد، و در اينجا مقصود گره هاي زرد و ريز پرچم هاي گل است كه به پول خرد تشبيه شده است، قراضه، زر و سيم اندك.
خدا را: به خاطر خدا.
غلط ها داد: دچار خطاها كرد، به راه غلط واداشت.
سودا: حرص، ميل شديد.
در پرده گفتن: پوشيده سخن گفتن، به كنايه سخن گفتن، سربسته سخن گفتن.
مير نوروزي: سابقاً در ايام نوروز به مدت پنج روزيعني از روز نهم الي پايان روز سيزدهم فروردين در هر شهر و ديار يكي از افراد شوخ طبع را به نام مير نوروزي انتخاب و نامبرده را بر تخت نشانيده و اوامر او را اجرا مي كردند و روز نهم فروردين را به نام نوروز سلطاني مي‌ناميدند و پس از پايان روز سيزدهم اين جشن و شادماني نيز به پايان مي رسيد و حكومت مير نوروزي نيز پايان مي يافته است.
بيرون آي: بيرون آيي، بيرون مي آيي.
صافي: زلال، بي غش.
مبادا بخت بد، روزي: الهي بخت بد نصيب و روزي و قسمت نشود.
طرق: راه.
كام بخشي: كام ديگران برآوردن.
ترك كام كردن: از كامجويي چشم پوشيدن.
ترك: 1- رها كردن، 2- مثلثي از پارچه متساوي الساقين كه شش يا هشت يا دوازده عدد آن را طوري به هم مي دوزند كه رئوس آنها همه در يك نقطه به هم رسيده و به صورت كلاه در مي‌آيد.
كز اين ترك بردوزي: كه از اين تَركها به هم بدوزي و مقصود از ترك در اين عبارت رها كردن و چشم پوشي از كامجويي هاست.
نوحه: مرثيه خواني، آواز غم انگيز توأم با گريه و ناله.
قمري: كبوتر ياهو، پرنده يي از خانواده كبوتريان.
يار شيرين: هم نشين شيرين حركات و در اينجا كنايه از عسل است كه از موم جدا شده است.
رموز: جمع رمز، اسرار.
مدح آصفي: ستايش وزيري، مدح يك آصف.
خواهد جهان، عيدي و نوروزي: دنيا را مانند عيد و نوروز مي خواهد.
جناب: درگاه.
محراب: جايگاه نماز امام جماعت، كنايه از قبله و نقطه توجه در نماز.
جبين: پيشاني.
صبح خيزان: سحرخيزان.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
بحر غزل: هزج مثمّن سالم
٭
سلمان ساوجي:
ز سوداي رخ و زلفش غمي دارم شبانروزي
مرا صبح وصال او نمي گردد شبي روزي
٭
همانطور كه در تواريخ دوره آل مظفر ثبت است ركن الدين شاه حسن رقيب تورانشاه با تهمت زدن و اقدامات ناروا سوء ظن شاه شجاع را بر عليه وزير خود برانگيخت و به او تهمت همدستي با شاه محمود بر عليه شاه را زده و در نتيجه شاه شجاع وزير لايق خود را به زندان افكند. اين غزل به هنگام گرفتاري و حبس و بند خواجه تورانشاه و در بزرگداشت و دلداري اين شخصيت سروده شده است و زمان آن به سال 770 هجري بر مي‌گردد.
حافظ در بيت سوم اين غزل به طرز ماهرانه اي به تورانشاه نويد آزادي از قيد و بند را داده و به او مي گويد دوران حكومت مير نوروزي بيش از پنج روزي نيست و به زودي امور به مجراي طبيعي خود بر خواهد گشت.
دو نكته درباره اين بيت قابل ذكر است. يكي اينكه در مصراع: سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي منظور حافظ دستور دادن و امر كردن به تورانشاه نيست كه از پرده به بيرون بيا زيرا بيرون آمدن از زندان در اختيار خود او نيست. بلكه حافظ در اين مصراع صراحتاً به وزير مي گويد كه پيش بيني مي كنم و به طور سر بسته با تو مي گويم كه به زودي چو گل از غنچه بيرون خواهي آمد و در واقع (آي) در اين جمله معناي (آيي و مي‌آيي) را افاده مي كند.
مطلب ديگر درباره حكومت پنج روزه و موقت مير نوروزي است. اساتيد محترم مخصوصاً شادروان قزويني اين مطلب را شرح داده اند و نكته يي كه گفتن آن ضرورت دارد اين است كه رسم نوروز سلطاني كه از روز نهم فروردين به مدت پنج روز يعني تا پايان روز سيزدهم جريان داشته و در اين مدت يك مرد سرشناس و شوخ طبع در هر شهر و ديار توسط مردم بر تخت سلطنت مي نشسته و به صورت نمايشي به امر و نهي مشغول و اداي سلاطين و حاكمين را در مي‌آورده است يك رسم عبرت آموز بوده كه مردم از حاكم و سلطان تنقيد كرده و به طور غير مستقيم سلاطين و حكام را به اشتباهات و زياده روي هاي خود توجه مي داده اند به همين خاطر روز نهم فروردين به نام نوروز سلطاني مشهور بوده و در ايام خردسالي اين نويسنده، مردم يزد اين روز را به باغ و صحرا رفته و به چوگان بازي مشغول مي شدند. پس در اين بيت معناي ظاهري مير نوروزي يعني سلطان بهار و بيت چنين معنا مي دهد كه هر چه زودتر مانند گل باز شو كه فصل بهار كم دوام و گذراست و معناي بعيد و ايهام آن همان است كه در بالا گفته شد.
شاعر در بيت هفتم به نحو ديگري بر اين حبس و بند تورانشاه اشارت دارد و از آنجا كه جوانان امروزي ممكن است تناسب بين شمع و شيريني را درنيابند نخست به شرح آن پرداخته و سپس كنايه اين بيت را از نظر مي گذرانيم.
پيش از آنكه نفت و استحصالات آن از جمله پارافين جامد كشف شود، ساليان درازي شمع را از مومِ گرفته شده از عسل مي ساختند كه رنگ آن شمع ها خاكستري تيره بوده و موقع سوختن با بوي بد همراه و هر ساعت يكبار بايستي سر فتيله آن را اصلاح كنند و براي اين كار مقراضي كنار شمع مي نهاده اند. پس از كشف نفت و پارافين جامد، تحولي در صنعت شمع سازي ايجاد و شمع هاي سفيد به نام شمع گچي، همانند شمع هاي امروزي ساخته شد و به سبب پيشرفت صنعت شيمي، فتيله شمع را نخست در محلول اسيد بوريك كه حلال خاكستر است خوابانيده و بدينوسيله از بد سوختن و جمع شدن خاكستر در سر فتيله جلوگيري به عمل آوردند.
بنابراين در زمان حافظ شمع هاي مومي متداول بوده و شاعر به اين نكته اشاره دارد كه اي شمع يار شيرين تو يعني عسل تو از تو جدا شده و در حال حاضر بايستي در فراق او تنها نشسته بسوزي و بسازي كه اين حكم سرنوشت است و كنايه اين بيت اين است كه اي تورانشاه به حكم قضاي آسماني از شاه شجاع دور افتاده‌يي و اين نصيب و قسمت بوده و بايد با آن بسازي.
در پايان با ذكر اين نكته كه شجاعت ذاتي و اخلاقي حافظ را مي توانيم از تعريف و تمجيد او از وزيري كه مورد غضب شاه وقت بوده دريابيم و نيز به اين نكنه توجه نماييم كه حافظ در اين غزل دو مضمون را از نظامي گرفته و به صورت ديگري در ابيات اول و دوم پشت سر هم آورده است.
نظامي در هفت پيكر مي گويد:
گر بود باد بادِ نوروزي
به كه پيشش چراغ نفروزي

و در مخزن الاسرار مي فرمايد:
پاي كرم بر سرِ گُل نِهْ نَه دست
تات نخوانند چو گُل زرپرست

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تامل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

فکر دنیا و ظواهر و زیبایی آن را رها کن و خوش باش. غم و اندوه را دور بینداز و به آنچه داری قناعت کن. قناعت بزرگترین ثروت انسان است. اگر فعلاً دچار شکست و ناکامی شده ای ناراحت و ناامید نباش. روزگار فراز و نشیب بسیار دارد. پایان شب نا امیدی، صبح پیروزی است. فرصت ها را غنیمت بدان و از آن به نفع خود استفاده کن.

پرسش های رایج

پرسش های رایج

چگونه غزل حافظ را با شماره یا متن پیدا کنم؟

از فهرست غزل ها انتخاب کنید یا شماره، مصرع یا واژه ای از شعر را در بخش جستجوی متن وارد کنید.

غزلیات حافظ با فال حافظ چه تفاوتی دارد؟

در غزلیات، شعر مشخص را برای مطالعه انتخاب می کنید. فال حافظ ابزار جداگانه ای برای انتخاب شعر همراه تفسیر نمادین است.

آغاز غزل شماره 454 حافظ چیست؟

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

نظرات شما

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

گزارش خطای ابزار

غزلیات حافظ

مشکل را همراه با مراحل ایجاد آن توضیح دهید.

0 / ۵۰۰۰

نمایش تصویر