رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 8 حافظ - ساقیا برخیز و درده جام را

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 8 حافظ

18 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

ساقیا برخیز و درده جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

2

ساغر می بر کفم نه تا ز بر

برکشم این دلق ازرق فام را

3

گر چه بدنامیست نزد عاقلان

ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

4

باده درده چند از این باد غرور

خاک بر سر نفس نافرجام را

5

دود آه سینهٔ نالان من

سوخت این افسردگان خام را

6

محرم راز دل شیدای خود

کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

7

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره برد آرام را

8

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

هر که دید آن سرو سیم اندام را

9

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 8

(1)1.ای ساقی برخیز و جام می را به گردش درآور و با این کار خود خاک بر سَرِ غم ایّام کن.

2.ای ساقی به ما باده بده تا خاک فراموشی بر سر اندوه و غم ما ریخته و آن را به دست فراموشی بسپاری.

(2)پیاله به دستم ده تا مست کنم و این خرقه کبودرنگ را از سر به درآورده به دور اندازم ...

(3)... هر چند این کار ناشایستی است اما ما دیگر در قید و بند آبرو نیستیم.

(4)می بده! تا کی باد غرور و کبر در سر داشتن؟ ای خاک بر سر این نفس بدفرجام باد.

(5)گرمی آه سینه نالان و خروشان من، خرقه پوشان بی خبر را سوزانده است.

(6)از خاص و عام کسی را محرم راز دل دیوانه خود نمی بینم ...

(7): (و)تنها دل من به یاد دلارامی خوش است که آرام و قرار را از دلم به یکباره ربوده است.

(8)هر کس آن سرو سیم اندام را دیده باشد دیگر به سرو چمن اعتنایی ندارد.

(9)ای حافظً! روز و شب با سختی ها و ناملایمات بساز، آخر روزی به کام دل خودخواهی رسید.

معنی کلمات غزل

دَردِه: عطا کن، پذیرایی کن.
ساغر: قدح.
دلق: خِرقه، جامه یی که صوفیان روی همه لباسها می پوشیدند.
دلق ازرق فام: خرقه کبود رنگ، و اگر دلق وصله دار بوده به آن دلق مرقّع و اگر رنگارنگ بوده به آن دلق ملمّع می گفتند، دلق ازرق فام یا خرقه کبودرنگ را صوفیان مبتدی بر تن می کردند.
ننگ و نام: جمعاً به معنای شهرت و آبروست.
باد غرور: باد نخوت و تکبّر در سر داشتن.
نافرجام: بد عاقبت، بد فرجام.
افسردگان خام: پژمردگان نارَس (استعاره) دلق پوشان بی خبر از مراحل عشق.

توضیحات غزل

وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر غزل: رمل مسدّس محذوف
*
از مفاد ابیات این غزل برمی آید که در زمان شاه شجاع و در اوج گرفتاری و ناکامی حاصله از مبارزه با حاسدان قشری سروده شده است. احتمالاً حافظ غزل خواجو کرمانی با مطلع:
ساقیا وقت صبوح آمد بیاور جام را
می پرستانیم در ده باده گلفام را
در خاطر و بدان عنایت داشته است.
و در بیت مقطع تلمیح است به آیه 153 سوره بقره و آیه 25 سوره چهارم و حدیث: الصَّبر مِفتاحُ الفَرَج.

درک اشعار

یا علی بگو و از جا بلند شو، تلاش کن. تنبلی را کنار بگذار و غم ایام را مخور. مشکلات مادی تو حل می شود. بدنامی دامنت را نمی گیرد. نفس اماره ی خود را از بین ببر و راز دل خود را به کسی نگو. تو به دلآرام خودت می رسی. صبر داشته باش و مقاومت کن تا روزی به کام دلت برسی.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا