غزل شماره 1 / الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها غزل شماره 2 / صلاح کار کجا و من خراب کجا غزل شماره 3 / اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را غزل شماره 4 / صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را غزل شماره 5 / دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را غزل شماره 6 / به ملازمان سلطان که رساند این دعا را غزل شماره 7 / صوفی بیا که آینه صافیست جام را غزل شماره 8 / ساقیا برخیز و درده جام را غزل شماره 9 / رونق عهد شباب است دگر بستان را غزل شماره 10 / دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما غزل شماره 11 / ساقی به نور باده برافروز جام ما غزل شماره 12 / ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما غزل شماره 13 / میدمد صبح و کله بست سحاب غزل شماره 14 / گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب غزل شماره 15 / ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت غزل شماره 16 / خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت غزل شماره 17 / سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت غزل شماره 18 / ساقیا آمدن عید مبارک بادت غزل شماره 19 / ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست غزل شماره 20 / روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست غزل شماره 21 / دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست غزل شماره 22 / چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست غزل شماره 23 / خیال روی تو در هر طریق همره ماست غزل شماره 24 / مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست غزل شماره 25 / شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست غزل شماره 26 / زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست غزل شماره 27 / در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست غزل شماره 28 / به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست غزل شماره 29 / ما را ز خیال تو چه پروای شراب است غزل شماره 30 / زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست غزل شماره 31 / آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است غزل شماره 32 / خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست غزل شماره 33 / خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است غزل شماره 34 / رواق منظر چشم من آشیانه توست غزل شماره 35 / برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست غزل شماره 36 / تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست غزل شماره 37 / بیا که قصر امل سخت سست بنیادست غزل شماره 38 / بی مهر رخت روز مرا نور نماندست غزل شماره 39 / باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است غزل شماره 40 / المنة لله که در میکده باز است غزل شماره 41 / اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است غزل شماره 42 / حال دل با تو گفتنم هوس است غزل شماره 43 / صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است غزل شماره 44 / کنون که بر کف گل جام باده صاف است غزل شماره 45 / در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است غزل شماره 46 / گل در بر و می در کف و معشوق به کام است غزل شماره 47 / به کوی میکده هر سالکی که ره دانست غزل شماره 48 / صوفی از پرتو می راز نهانی دانست غزل شماره 49 / روضه خلد برین خلوت درویشان است غزل شماره 50 / به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است غزل شماره 51 / لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است غزل شماره 52 / روزگاریست که سودای بتان دین من است غزل شماره 53 / منم که گوشه میخانه خانقاه من است غزل شماره 54 / ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است غزل شماره 55 / خم زلف تو دام کفر و دین است غزل شماره 56 / دل سراپرده محبت اوست غزل شماره 57 / آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست غزل شماره 58 / سر ارادت ما و آستان حضرت دوست غزل شماره 59 / دارم امید عاطفتی از جناب دوست غزل شماره 60 / آن پیک نامور که رسید از دیار دوست غزل شماره 61 / صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست غزل شماره 62 / مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست غزل شماره 63 / روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست غزل شماره 64 / اگر چه عرض هنر پیش یار بیادبیست غزل شماره 65 / خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست غزل شماره 66 / بنال بلبل اگر با منت سر یاریست غزل شماره 67 / یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست غزل شماره 68 / ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست غزل شماره 69 / کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست غزل شماره 70 / مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست غزل شماره 71 / زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست غزل شماره 72 / راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست غزل شماره 73 / روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست غزل شماره 74 / حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست غزل شماره 75 / خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست غزل شماره 76 / جز آستان توام در جهان پناهی نیست غزل شماره 77 / بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت غزل شماره 78 / دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت غزل شماره 79 / کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت غزل شماره 80 / عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت غزل شماره 81 / صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت غزل شماره 82 / آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت غزل شماره 83 / گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت غزل شماره 84 / ساقی بیار باده که ماه صیام رفت غزل شماره 85 / شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت غزل شماره 86 / ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت غزل شماره 87 / حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت غزل شماره 88 / شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت غزل شماره 89 / یا رب سببی ساز که یارم به سلامت غزل شماره 90 / ای هدهد صبا به سبا میفرستمت غزل شماره 91 / ای غایب از نظر به خدا میسپارمت غزل شماره 92 / میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت غزل شماره 93 / چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت غزل شماره 94 / زان یار دلنوازم شکریست با شکایت غزل شماره 95 / مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت غزل شماره 96 / درد ما را نیست درمان الغیاث غزل شماره 97 / تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج غزل شماره 98 / اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح غزل شماره 99 / دل من در هوای روی فرخ غزل شماره 100 / دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد غزل شماره 101 / شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد غزل شماره 102 / دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد غزل شماره 103 / روز وصل دوستداران یاد باد غزل شماره 104 / جمالت آفتاب هر نظر باد غزل شماره 105 / صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد غزل شماره 106 / تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد غزل شماره 107 / حسن تو همیشه در فزون باد غزل شماره 108 / خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد غزل شماره 109 / دیر است که دلدار پیامی نفرستاد غزل شماره 110 / پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد غزل شماره 111 / عکس روی تو چو در آینه جام افتاد غزل شماره 112 / آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد غزل شماره 113 / بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد غزل شماره 114 / همای اوج سعادت به دام ما افتد غزل شماره 115 / درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد غزل شماره 116 / کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد غزل شماره 117 / دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد غزل شماره 118 / آن کس که به دست جام دارد غزل شماره 119 / دلی که غیب نمای است و جام جم دارد غزل شماره 120 / بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد غزل شماره 121 / هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد غزل شماره 122 / هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد غزل شماره 123 / مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد غزل شماره 124 / آن که از سنبل او غالیه تابی دارد غزل شماره 125 / شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد غزل شماره 126 / جان بی جمال جانان میل جهان ندارد غزل شماره 127 / روشنی طلعت تو ماه ندارد غزل شماره 128 / نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد غزل شماره 129 / اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد غزل شماره 130 / سحر بلبل حکایت با صبا کرد غزل شماره 131 / بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد غزل شماره 132 / به آب روشن می عارفی طهارت کرد غزل شماره 133 / صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد غزل شماره 134 / بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد غزل شماره 135 / چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد غزل شماره 136 / دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد غزل شماره 137 / دل از من برد و روی از من نهان کرد غزل شماره 138 / یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد غزل شماره 139 / رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد غزل شماره 140 / دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد غزل شماره 141 / دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد غزل شماره 142 / دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد غزل شماره 143 / سالها دل طلب جام جم از ما میکرد غزل شماره 144 / به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد غزل شماره 145 / چه مستیست ندانم که رو به ما آورد غزل شماره 146 / صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد غزل شماره 147 / نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد غزل شماره 148 / یارم چو قدح به دست گیرد غزل شماره 149 / دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیرد غزل شماره 150 / ساقی ار باده از این دست به جام اندازد غزل شماره 151 / دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد غزل شماره 152 / در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد غزل شماره 153 / سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد غزل شماره 154 / راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد غزل شماره 155 / اگر روم ز پی اش فتنهها برانگیزد غزل شماره 156 / به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد غزل شماره 157 / هر که را با خط سبزت سر سودا باشد غزل شماره 158 / من و انکار شراب این چه حکایت باشد غزل شماره 159 / نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد غزل شماره 160 / خوش است خلوت اگر یار یار من باشد غزل شماره 161 / کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد غزل شماره 162 / خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد غزل شماره 163 / گل بی رخ یار خوش نباشد غزل شماره 164 / نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد غزل شماره 165 / مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد غزل شماره 166 / روز هجران و شب فرقت یار آخر شد غزل شماره 167 / ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد غزل شماره 168 / گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد غزل شماره 169 / یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد غزل شماره 170 / زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد غزل شماره 171 / دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد غزل شماره 172 / عشق تو نهال حیرت آمد غزل شماره 173 / در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد غزل شماره 174 / مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد غزل شماره 175 / صبا به تهنیت پیر می فروش آمد غزل شماره 176 / سحرم دولت بیدار به بالین آمد غزل شماره 177 / نه هر که چهره برافروخت دلبری داند غزل شماره 178 / هر که شد محرم دل در حرم یار بماند غزل شماره 179 / رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند غزل شماره 180 / ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند غزل شماره 181 / بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند غزل شماره 182 / حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند غزل شماره 183 / دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند غزل شماره 184 / دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند غزل شماره 185 / نقدها را بود آیا که عیاری گیرند غزل شماره 186 / گر می فروش حاجت رندان روا کند غزل شماره 187 / دلا بسوز که سوز تو کارها بکند غزل شماره 188 / مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند غزل شماره 189 / طایر دولت اگر باز گذاری بکند غزل شماره 190 / کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند غزل شماره 191 / آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند غزل شماره 192 / سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند غزل شماره 193 / در نظربازی ما بیخبران حیرانند غزل شماره 194 / سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند غزل شماره 195 / غلام نرگس مست تو تاجدارانند غزل شماره 196 / آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند غزل شماره 197 / شاهدان گر دلبری زین سان کنند غزل شماره 198 / گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند غزل شماره 199 / واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند غزل شماره 200 / دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند غزل شماره 201 / شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند غزل شماره 202 / بود آیا که در میکدهها بگشایند غزل شماره 203 / سالها دفتر ما در گرو صهبا بود غزل شماره 204 / یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود غزل شماره 205 / تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود غزل شماره 206 / پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود غزل شماره 207 / یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود غزل شماره 208 / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود غزل شماره 209 / قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود غزل شماره 210 / دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود غزل شماره 211 / دوش میآمد و رخساره برافروخته بود غزل شماره 212 / یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود غزل شماره 213 / گوهر مخزن اسرار همان است که بود غزل شماره 214 / دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود غزل شماره 215 / به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود غزل شماره 216 / آن یار کز او خانه ما جای پری بود غزل شماره 217 / مسلمانان مرا وقتی دلی بود غزل شماره 218 / در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود غزل شماره 219 / کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود غزل شماره 220 / از دیده خون دل همه بر روی ما رود غزل شماره 221 / چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود غزل شماره 222 / از سر کوی تو هر کو به ملالت برود غزل شماره 223 / هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود غزل شماره 224 / خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود غزل شماره 225 / ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود غزل شماره 226 / ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود غزل شماره 227 / گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود غزل شماره 228 / گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود غزل شماره 229 / بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد غزل شماره 230 / اگر به باده مشکین دلم کشد شاید غزل شماره 231 / گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید غزل شماره 232 / بر سر آنم که گر ز دست برآید غزل شماره 233 / دست از طلب ندارم تا کام من برآید غزل شماره 234 / چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید غزل شماره 235 / زهی خجسته زمانی که یار بازآید غزل شماره 236 / اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید غزل شماره 237 / نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید غزل شماره 238 / جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید غزل شماره 239 / رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید غزل شماره 240 / ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید غزل شماره 241 / معاشران ز حریف شبانه یاد آرید غزل شماره 242 / بیا که رایت منصور پادشاه رسید غزل شماره 243 / بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید غزل شماره 244 / معاشران گره از زلف یار باز کنید غزل شماره 245 / الا ای طوطی گویای اسرار غزل شماره 246 / عید است و آخر گل و یاران در انتظار غزل شماره 247 / صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار غزل شماره 248 / ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر غزل شماره 249 / ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار غزل شماره 250 / روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر غزل شماره 251 / شب وصل است و طی شد نامه هجر غزل شماره 252 / گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر غزل شماره 253 / ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر غزل شماره 254 / دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور غزل شماره 255 / یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور غزل شماره 256 / نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر غزل شماره 257 / روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر غزل شماره 258 / هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز غزل شماره 259 / منم که دیده به دیدار دوست کردم باز غزل شماره 260 / ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز غزل شماره 261 / درآ که در دل خسته توان درآید باز غزل شماره 262 / حال خونین دلان که گوید باز غزل شماره 263 / بیا و کشتی ما در شط شراب انداز غزل شماره 264 / خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز غزل شماره 265 / برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز غزل شماره 266 / دلم رمیده لولیوشیست شورانگیز غزل شماره 267 / ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس غزل شماره 268 / گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس غزل شماره 269 / دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس غزل شماره 270 / درد عشقی کشیدهام که مپرس غزل شماره 271 / دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس غزل شماره 272 / بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش غزل شماره 273 / اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش غزل شماره 274 / به دور لاله قدح گیر و بیریا میباش غزل شماره 275 / صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش غزل شماره 276 / باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش غزل شماره 277 / فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش غزل شماره 278 / شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش غزل شماره 279 / خوشا شیراز و وضع بیمثالش غزل شماره 280 / چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش غزل شماره 281 / یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش غزل شماره 282 / ببرد از من قرار و طاقت و هوش غزل شماره 283 / سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش غزل شماره 284 / هاتفی از گوشه میخانه دوش غزل شماره 285 / در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش غزل شماره 286 / دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش غزل شماره 287 / ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش غزل شماره 288 / کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش غزل شماره 289 / مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش غزل شماره 290 / دلم رمیده شد و غافلم من درویش غزل شماره 291 / ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش غزل شماره 292 / قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع غزل شماره 293 / بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع غزل شماره 294 / در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع غزل شماره 295 / سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ غزل شماره 296 / طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف غزل شماره 297 / زبان خامه ندارد سر بیان فراق غزل شماره 298 / مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق غزل شماره 299 / اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک غزل شماره 300 / هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک غزل شماره 301 / ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک غزل شماره 302 / خوش خبر باشی ای نسیم شمال غزل شماره 303 / شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وصال غزل شماره 304 / دارای جهان نصرت دین خسرو کامل غزل شماره 305 / به وقت گل شدم از توبهٔ شراب خجل غزل شماره 306 / اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول غزل شماره 307 / هر نکتهای که گفتم در وصف آن شمایل غزل شماره 308 / ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل غزل شماره 309 / عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام غزل شماره 310 / مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام غزل شماره 311 / عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام غزل شماره 312 / بُشری اِذِ السّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم غزل شماره 313 / بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم غزل شماره 314 / دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم غزل شماره 315 / به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم غزل شماره 316 / زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم غزل شماره 317 / فاش میگویم و از گفته خود دلشادم غزل شماره 318 / مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم غزل شماره 319 / سالها پیروی مذهب رندان کردم غزل شماره 320 / دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم غزل شماره 321 / هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم غزل شماره 322 / خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم غزل شماره 323 / ز دست کوته خود زیر بارم غزل شماره 324 / گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم غزل شماره 325 / گر دست دهد خاک کف پای نگارم غزل شماره 326 / در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم غزل شماره 327 / مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم غزل شماره 328 / من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم غزل شماره 329 / جوزا سحر نهاد حمایل برابرم غزل شماره 330 / تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم غزل شماره 331 / به تیغم گر کشد دستش نگیرم غزل شماره 332 / مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم غزل شماره 333 / نماز شام غریبان چو گریه آغازم غزل شماره 334 / گر دست رسد در سر زلفین تو بازم غزل شماره 335 / در خرابات مغان گر گذر افتد بازم غزل شماره 336 / مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم غزل شماره 337 / چرا نه در پی عزم دیار خود باشم غزل شماره 338 / من دوستدار روی خوش و موی دلکشم غزل شماره 339 / خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم غزل شماره 340 / من که از آتش دل چون خم می در جوشم غزل شماره 341 / گر من از سرزنش مدعیان اندیشم غزل شماره 342 / حجاب چهره جان میشود غبار تنم غزل شماره 343 / چل سال بیش رفت که من لاف میزنم غزل شماره 344 / عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم غزل شماره 345 / بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم غزل شماره 346 / من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم غزل شماره 347 / صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم غزل شماره 348 / دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم غزل شماره 349 / دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم غزل شماره 350 / به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم غزل شماره 351 / حاشا که من به موسم گل ترک می کنم غزل شماره 352 / روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم غزل شماره 353 / من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم غزل شماره 354 / به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم غزل شماره 355 / حالیا مصلحت وقت در آن میبینم غزل شماره 356 / گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم غزل شماره 357 / در خرابات مغان نور خدا میبینم غزل شماره 358 / غم زمانه که هیچش کران نمیبینم غزل شماره 359 / خرم آن روز کز این منزل ویران بروم غزل شماره 360 / گر از این منزل ویران به سوی خانه روم غزل شماره 361 / آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم غزل شماره 362 / دیدار شد میسر و بوس و کنار هم غزل شماره 363 / دردم از یار است و درمان نیز هم غزل شماره 364 / ما بی غمان مست دل از دست دادهایم غزل شماره 365 / عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم غزل شماره 366 / ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم غزل شماره 367 / فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم غزل شماره 368 / خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم غزل شماره 369 / ما ز یاران چشم یاری داشتیم غزل شماره 370 / صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم غزل شماره 371 / ما درس سحر در ره میخانه نهادیم غزل شماره 372 / بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم غزل شماره 373 / خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم غزل شماره 374 / بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم غزل شماره 375 / صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم غزل شماره 376 / دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم غزل شماره 377 / ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم غزل شماره 378 / ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم غزل شماره 379 / سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم غزل شماره 380 / بارها گفتهام و بار دگر میگویم غزل شماره 381 / گر چه ما بندگان پادشهیم غزل شماره 382 / فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان غزل شماره 383 / چندان که گفتم غم با طبیبان غزل شماره 384 / میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان غزل شماره 385 / یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان غزل شماره 386 / خدا را کم نشین با خرقه پوشان غزل شماره 387 / شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان غزل شماره 388 / بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن غزل شماره 389 / چو گل هر دم به بویت جامه در تن غزل شماره 390 / افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن غزل شماره 391 / خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن غزل شماره 392 / دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن غزل شماره 393 / منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن غزل شماره 394 / ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن غزل شماره 395 / گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن غزل شماره 396 / صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن غزل شماره 397 / ز در درآ و شبستان ما منور کن غزل شماره 398 / ای نور چشم من سخنی هست گوش کن غزل شماره 399 / کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن غزل شماره 400 / بالابلند عشوه گر نقش باز من غزل شماره 401 / چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من غزل شماره 402 / نکتهای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین غزل شماره 403 / شراب لعل کش و روی مه جبینان بین غزل شماره 404 / میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این غزل شماره 405 / به جان پیر خرابات و حق صحبت او غزل شماره 406 / گفتا برون شدی به تماشای ماه نو غزل شماره 407 / مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو غزل شماره 408 / ای آفتاب آینه دار جمال تو غزل شماره 409 / ای خونبهای نافه چین خاک راه تو غزل شماره 410 / ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو غزل شماره 411 / تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو غزل شماره 412 / مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو غزل شماره 413 / خط عذار یار که بگرفت ماه از او غزل شماره 414 / گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو غزل شماره 415 / ای پیک راستان خبر یار ما بگو غزل شماره 416 / خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواه غزل شماره 417 / عیشم مدام است از لعل دلخواه غزل شماره 418 / گر تیغ بارد در کوی آن ماه غزل شماره 419 / وصال او ز عمر جاودان به غزل شماره 420 / ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه غزل شماره 421 / در سرای مغان رفته بود و آب زده غزل شماره 422 / ای که با سلسله زلف دراز آمدهای غزل شماره 423 / دوش رفتم به در میکده خواب آلوده غزل شماره 424 / از من جدا مشو که توام نور دیدهای غزل شماره 425 / دامن کشان همیشد در شرب زرکشیده غزل شماره 426 / از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه غزل شماره 427 / چراغ روی تو را شمع گشت پروانه غزل شماره 428 / سحرگاهان که مخمور شبانه غزل شماره 429 / ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می غزل شماره 430 / به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می غزل شماره 431 / لبش میبوسم و در میکشم می غزل شماره 432 / مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی غزل شماره 433 / ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی غزل شماره 434 / ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی غزل شماره 435 / با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی غزل شماره 436 / آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی غزل شماره 437 / ای قصه بهشت ز کویت حکایتی غزل شماره 438 / سبت سلمی بصدغیها فؤادی غزل شماره 439 / دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی غزل شماره 440 / سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی غزل شماره 441 / چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی غزل شماره 442 / به جان او که گرم دسترس به جان بودی غزل شماره 443 / چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری غزل شماره 444 / شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری غزل شماره 445 / تو را که هر چه مراد است در جهان داری غزل شماره 446 / صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری غزل شماره 447 / بیا با ما مورز این کینه داری غزل شماره 448 / ای که در کوی خرابات مقامی داری غزل شماره 449 / ای که مهجوری عشاق روا میداری غزل شماره 450 / روزگاریست که ما را نگران میداری غزل شماره 451 / خوش کرد یاوری فلکت روز داوری غزل شماره 452 / طفیل هستی عشقند آدمی و پری غزل شماره 453 / ای که دایم به خویش مغروری غزل شماره 454 / ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی غزل شماره 455 / عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی غزل شماره 456 / نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی غزل شماره 457 / هزار جهد بکردم که یار من باشی غزل شماره 458 / ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی غزل شماره 459 / زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی غزل شماره 460 / سلیمی منذ حلت بالعراق غزل شماره 461 / کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی غزل شماره 462 / یا مبسما یحاکی درجا من اللالی غزل شماره 463 / سلام الله ما کر اللیالی غزل شماره 464 / بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی غزل شماره 465 / رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی غزل شماره 466 / این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی غزل شماره 467 / زان می عشق کز او پخته شود هر خامی غزل شماره 468 / که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی غزل شماره 469 / اتت روائح رند الحمی و زاد غرامی غزل شماره 470 / سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی غزل شماره 471 / ز دلبرم که رساند نوازش قلمی غزل شماره 472 / احمد الله علی معدله السلطان غزل شماره 473 / وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی غزل شماره 474 / هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی غزل شماره 475 / گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی غزل شماره 476 / نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی غزل شماره 477 / دو یار زیرک و از باده کهن دومنی غزل شماره 478 / نوش کن جام شراب یک منی غزل شماره 479 / صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی غزل شماره 480 / ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی غزل شماره 481 / بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی غزل شماره 482 / ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی غزل شماره 483 / سحرگه ره روی در سرزمینی غزل شماره 484 / تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی غزل شماره 485 / ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی غزل شماره 486 / بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی غزل شماره 487 / ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی غزل شماره 488 / سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی غزل شماره 489 / ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی غزل شماره 490 / در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی غزل شماره 491 / به چشم کردهام ابروی ماه سیمایی غزل شماره 492 / سلامی چو بوی خوش آشنایی غزل شماره 493 / ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی غزل شماره 494 / ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی غزل شماره 495 / می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی