آخرین بروزرسانی: "1405-04-16"
گویا - معنی اسم, ریشه, تلفط و اطلاعات دیگر
گویا
1- گوينده، سخنگو؛ 2- (به مجاز) رسا و روشن و آشكار.
معنی اسم گویا در فرهنگ فارسی عمید:
گوینده، سخنگو، واضح، رسا، (قید) مثل اینکه، گویی.
معنی اسم گویا در فرهنگ معین:
گوینده، سخن گو، واژه ای که برای ظن و احتمال به کار رود.
معنی اسم گویا در لغتنامه دهخدا:
مرکب از گوی (گفتن) + الف پسوند فاعلی، گوینده، که سخن گفتن تواند، مقابل گنگ و اخرس که ناگویا است، سخن گوینده، ناطق، دارای قوه ٔ نطق، که گنگ نیست، که اخرس نیست، مخفف گوئیا، گوییا، به معنی ظاهراً و غالباً، مرکب از گوی (امر از گفتن) به اضافه ٔ الف تردید به معنی شاید و یحتمل.
معنی اسم گویا در فرهنگ فارسی:
(صفت) آنکه سخن گوید، ناطق، سخنگو، گوینده، سازنده، سراینده، قول، سرای، سراینده، قسمی ساز که آنرا ساز سیر آهنگ هم گویند، پر حرف زیاده گو، (ادات شک و تردید) گویی، گوییا، پنداری، اگر مقدار در زیر ریشگی باقی نماند و از زیر آن بصورت مقدار صحیح یا کسری خارج شود آنرا گویا گویند منطق مقابل گنگ اصم.
✨ پرده از اسرار نام خود (گویا) بردارید!
آیا میدانستید هر حرف در نام شما انرژی خاصی دارد؟ همین حالا رازهای پنهان زندگیتان را کشف کنید.
من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامهنویسی وب با سابقهی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سالها فعالیت آموزشی، تلاش کردهام مفاهیم فنی را بهصورت پروژهمحور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارتهای خود را در محیطهای واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزهی فناوری تبدیل شوند.
در کنار تدریس، بهعنوان طراح و برنامهنویس وب در توسعهی سامانههای نرمافزاری، پلتفرمهای فروش آنلاین و سیستمهای سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینهسازی سامانههای تحت وب است؛ از برنامهنویسی فرانتاند و بکاند گرفته تا معماری نرمافزار، سئو و زیرساختهای DevOps.