ابریشم - معنی اسم, ریشه, تلفط و اطلاعات دیگر
معنی، ریشه و فراوانی نامها را ببینید و انتخابی آگاهانهتر داشته باشید.
ابریشم
(پهلوي) 1- رشتهاي كه از تارهاي پيله براي دوختن و بافتن سازند، حرير؛ 2- (در گياهي) گلي به صورتِ رشتههاي باريك آويخته به رنگ زرد يا سرخ كه در تابستانها ميرويَد؛ 3- درخت اين گل؛ 4- (در قديم) (در موسيقي ايراني) نوعي ساز زهي.
معنی اسم ابریشم در فرهنگ فارسی عمید:
تاری بسیار نازک و محکم که از باز کردن پیلۀ کرم ابریشم تهیه میشود و در صنایع نساجی و تهیۀ تار بعضی از سازهای موسیقی به کار میرود، (موسیقی) [قدیمی] تار سازهایی مانند رباب و چنگ، (موسیقی) [قدیمی] هر سازی که با مضراب یا ناخن نواخته میشود، (موسیقی) [قدیمی] نوعی ساز زهی ایرانی که امروزه در دست نیست.
معنی اسم ابریشم در فرهنگ معین:
رشتههای بسیار نازکی که از پیله کرم ابریشم جدا میکنند و استفاده میکنند، سازهای زهدار، درختی از دسته گل ابریشم ها جزء تیره پروانه واران که گونهای از آن در جنگلهای شمال ایران به نام شب خسب (شوفِس ) موجود است.
معنی اسم ابریشم در لغتنامه دهخدا:
خیط و رشته که از تارهای پیله کنند دوختن و بافتن را، ابریسم، بریشم، حریر، قز، افریشم، تار سازها که بزخمه یا بناخن نوازند، مطلق سازهای زه دار.
معنی اسم ابریشم در فرهنگ فارسی:
مادهای که کرم مخصوص (بنام کرم پیله) بشکل نخ بسیار باریک (بنام و بوسیله آن لانهای بیضی شکل برای خود سازد رشتهای که از تارهای پیله برای دوختن و بافتن سازند، ابریسم، بریشم، حریر، قز، افریشم، ابریشم هفت رنگ، تارهای ابریشم است به هفت لون که بر سر عروس آویزند و آنرا بشگون نیک دارند، کرم ابریشم، کرم پیله، کرم قز، دود القز، تار سازها که بزخمه یا بناخن نوازند، مطلق سازهای زه دار، درختی از دسته گل ابریشم ها جزئ تیره پروانه واران که گونهای از آن در جنگلهای شمال ایران موجود است، گل ابریشم، شب خسب.
✨ پرده از اسرار نام خود (ابریشم) بردارید!
آیا میدانستید هر حرف در نام شما انرژی خاصی دارد؟ همین حالا رازهای پنهان زندگیتان را کشف کنید.