طلیعه - معنی اسم, ریشه, تلفط و اطلاعات دیگر
معنی، ریشه و فراوانی نامها را ببینید و انتخابی آگاهانهتر داشته باشید.
طلیعه
(به مجاز)، طلايه. ( طلايه).
طلایه
طلایه: (به مجاز) نشانه یا جلوهی نخستین از هر چیز که پیش از دیگر نشانهها نمایان شود
پدیدار گشتن، ظاهر شدن، پیشرو، پیش قراول، طلایه، مقدمه سپاه، آغاز، مقدمه، سپیده، اول آفتاب.
معنی طلیعه در لغت نامه دهخدا:
پاره ای از جیش که برای آوردن خبر دشمن و نگاهداری لشکر گماشته شوند، پیش قراول، مقدمهالجیش، طلایه، قومی که پیش مقدمه باشد، جاسوس، گروهی که پیش فرستند تا از دشمن واقف شود و آن را طلایه گویند.
معنی طلیعه در فرهنگ معین:
مقدمه لشکر، جلوداران لشکر.
معنی طلیعه در فرهنگ فارسی عمید:
=طلایه: مرهم، ضماد، جلودار، سردسته.
معنی طلیعه در فرهنگ فارسی:
مقدمه لشکر، پیشروسپاه، پیش قراول، دیدبان، طلایه، واحدی از سربازان که پیشاپیش قشون فرستند، مقدمه طلایه، جمع : طلایع ( طلائع )، اول آفتاب، پاره از جیش که برای آوردن خبر دشمن و نگاهداری لشکر گماشته شوند.
✨ پرده از اسرار نام خود (طلیعه) بردارید!
آیا میدانستید هر حرف در نام شما انرژی خاصی دارد؟ همین حالا رازهای پنهان زندگیتان را کشف کنید.