قمر - معنی اسم, ریشه, تلفط و اطلاعات دیگر
معنی، ریشه و فراوانی نامها را ببینید و انتخابی آگاهانهتر داشته باشید.
قمر
1- (در نجوم) ماه؛ 2- جِرم آسماني كه دور سيارهاي بچرخد؛ 3- (اَعلام) سورهي پنجاه و چهارم از قرآن كريم داراي پنجاه و پنج آيه؛ 4- (در قديم) (به مجاز) زن زيباروي.
معنی اسم قمر در فرهنگ فارسی عمید :
(نجوم) اجرام سماوی که بر گرد سیارات می گردند، ماه. پنجاه وچهارمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۵۵ آیه. [قدیمی، مجاز] زن زیبا.
معنی اسم قمر در فرهنگ معین :
ماه. جمع : اقمار.
معنی اسم قمر در فرهنگ فارسی :
ماه، کره ماه، هر جسم طبیعی که به دور سیاره یا سیارکی در گردش باشد.
معنی اسم قمر در لغتنامه دهخدا :
سورهی پنجاه وچهارمین از قرآن، مکی است وپنجاه و پنج آیت است، پس از نجم و پیش از الرحمن. محترق شدن کتان از ماه. خیره شدن چشم از دیدن برف. شدت یافتن سفیدی چیزی. بیخواب شدن در شب ماه. سیراب شدن شتران. بسیار شدن گیاه و آب. ماه از شب سوم تا آخر ماه و آن را قمر نامند برای سفیدی آن. ماهتاب. جمع : اقمار. قمر هر سیارهی خرد که به گرد سیارهی دیگر که مجذوب آفتابی است گردد. در اصطلاح کیمیاگران کنایه از سیم است. نقره. پردهی قمر آهنگی است در موسیقی.
✨ پرده از اسرار نام خود (قمر) بردارید!
آیا میدانستید هر حرف در نام شما انرژی خاصی دارد؟ همین حالا رازهای پنهان زندگیتان را کشف کنید.