رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 481 حافظ - بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 481 حافظ

16 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

معنی بیت 1

اين نكته لطيف را به گوش گير تا خود را از بند اندوه برهاني: اگر خواهان روزي و قسمت مقرر نشده باشي به تنگدستي و زحمت و غصه خوردن مي افتي.

2

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد

حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

معنی بیت 2

سرانجام به صورت گِل و مصالح كوزه گران در مي‌آيي، هم اكنون به فكر سبويي باش كه آن را از شراب پر كرده پيوسته بنوشي.

3

گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است

عیش با آدمی‌یی چند پری‌زاده کنی

معنی بیت 3

اگر از آن دسته آدمياني كه (چون آنها) هوس بهشت در سر داري، (هم اكنون مي تواني) با آدمياني حوري زاده و پريوش زيباروي به عيش و عشرت بپردازي.

4

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

معنی بیت 4

بي سبب و وسيله نمي توان بر جايگاه بزرگان تكيه زد و نشست مگر آنكه همه اسباب و وسايل بزرگي را فراهم كرده باشي.

5

اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان

گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی

معنی بیت 5

اي شهريار شيرين گفتاران، اگر به فرهاد دل از دست داده عنايتي داشته باشي پاداش بسيار خواهي يافت.

6

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات

مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی

معنی بیت 6

هرگز صفحه ضمير باطن تو نشانه يي از بخشش كريمانه الهي در خود نمي بيند مگر اينكه آن را از نشانه‌ها و علامات گوناگون بزدايي.

7

کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ

ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

معنی بیت 7

حافظ، اگر كار خود را به لطف و كَرَم خداوندي وانهي، چه بسيار كه با اقبال خدا داده به عشرت و شادي خواهي پرداخت.

8

ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن

که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

معنی بیت 8

اي باد صبا به فرمانبرداري خواجه تورانشاه وزير گردن نه، تا دنيا را به صورت گلزار پر سمن و سوسن آزاده درآوري.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 481

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

نكته: لطيفه دقيق، سخن موجز و حساس.
آزاده: خلاص، فازغ، آسوده.
خون خوردن: كنايه از غصه و رنج و اندوه فراوان بر خود هموار كردن.
روزيِ ننهاده: روزي مقدّر نشده.
آخرالامر: سرانجام، در پايان كار.
گِلِ كوزه گران خواهي شد: به خاك مبدّل و به صورت گِل درآمده و مصالح كار كوزه گران براي ساختن كوزه خواهي شد.
سبو: كوزه بزرگ.
بهشتت هوس است: هوس بهشتت در سر است، هوس بهشت در سر تو است.
گر از آن آدمياني كه بهشتت هوس است: اگر از آن آدمياني كه هوس بهشت مي كني.
عيش: عشرت و شادي.
آدمئي چند: چند آدميزاده يي.
پري زاده: پري نژاد، از نسل و نژاد پري و فرشته زيباروي.
كني: مي كني.
به گزاف: از روي زياده خواهي، بيهوده، بي سبب.
اسباب: (جمع سبب) وسايل، لوازم.
اجر: پاداش، ثواب.
خسرو: شاه.
دل افتاده: دل از دست افتاده، دل از دست داده.
خاطر: دل، قلب، ضمير.
رقم: خط و نشانه، اثر.
فيض: بخشش هاي كريمانه و سخاوتمندانه.
پذيرفتن: قبول كردن، دريافت كردن.
هيهات: (شبه جمله) افسوس، هرگز.
نقش پراكنده: نوشته و تصويرهاي جور و واجور، كنايه از آرزوها و خواسته هاي گوناگون.
ورق: صفحه، برگ.
ساده: بي آلايش، بدون نقش و نگار، يكرنگ و يكدست.
كَرَم: لطف، كنايه از لطف و كَرَم خداوندي.
خواجه جلال الدين: خواجه جلال الدين تورانشاه وزير شاه شجاع.

توضیحات غزل

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
بحر غزل: رمل مثمّن مخبون محذوف
٭
اين غزل در آن برهه از زمان كه خواجه جلال الدين تورانشاه درصدد اقدام به دسترسي مقام صدارت شاه شجاع بوده و يا روزهاي اول صدارت او سروده شده است.
مطلع غزل يك اندرز حكيمانه را بر طبق عقايد جبريّون مطرح مي كند و بيت دوم در همين زمينه جبر، ماحصل فلسفه خيامي را در يك بيت خلاصه مي كند و در بيت سوم روي سخن شاعر با خواجه تورانشاه است و به او مي گويد اگر منظور تو از رسيدن به مقام وزارت دسترسي به عيش و عشرت و خوشگذراني است اين كارها را مي‌تواني بدون اين منصب هم با پري زادگان زيباروي انجام دهي و بلافاصله در بيت چهارم اضافه مي كند: اما اگر درد مقام وزارت و صدارت داري، بدان و آگاه باش كه نشستن بر مسند وزراء و بزرگان تنها با ادعا و گزافه انديشي و گزاف گويي ميسر نمي شود و مستلزم داشتن وسايل و امكانات و تجربيات فراواني است كه بايد پيشاپيش در وجود تو اندوخته شده باشد.
شاعر در بيت پنجم (كه بهتر است به جاي بيت ششم در غزل باشد) خواهان لطف و عنايت تورانشاه به زيردستان، از جمله خود مي باشد و در بيت ششم (كه بهتر است به جاي بيت پنجم در غزل باشد) يكي از عقايد عارفان پاكدل را مطرح و بازگو كرده و در قالب اندرز به تورانشاه مي گويد: الاعمالُ بالنّيّات و اگر صفحه دل خود را از خواسته هاي جور و واجورِ ناشي از خودخواهي پاك كني در اين صورت فيض ربّاني شامل حال تو خواهد شد و در تأييد اين مطلب در بيت بعدي كه همان مقطع اصلي غزل باشد به زبان ديگري خطاب به خود مي فرمايد اگر كار خود را به خدا وانهي مورد لطف و مرحمت دائمي خداوندي قرار خواهي گرفت.
شاعر در بيت هشتم كه به صورت ظاهر، منصم به صورت يك غزل است سخن را در مدح خواجه تورانشاه به پايان مي برد.
آنچه گفتن آن در اين غزل ضرورت دارد:
مضمون بيت سوم غزل را نظامي در شرفنامه چنين سروده است:
دلا تا بزرگي نياري به دست
به جاي بزرگان نبايد نشست
بعضي از شارحين محترم بر عدم رعايت دستور زباني بيت سوم ايراد گرفته و عقيده دارند برابر اصول نحو فارسي بايستي مصراع اول اين بيت چنين باشد: گر از آن آدمياني هستي كه بهشتشان هوس است. و آن را خطاي لفظي به حساب مي آورند. بايد دانست اگر حافظ اين مطلب را به صورت نثر مي نوشت حكم قضيه چنان بود كه اين شارحين محترم گوشزد نموده اند ليكن در عبارت موجز و در قالب وزن و بحر شعري معنا در جمله مستتر است. حافظ مي فرمايد تو اگر بهشتت هوس است و از آن دسته آدمياني، بنابراين (كه بهشتشان هوس است) به حكم ايجاز در جملة: تو از آن آدمياني، مستتر است و ظنّ خطا جايز نيست زيرا حافظ در جاي ديگري هم از همين شيوه ايجاز كلام سود جسته و مي فركايد:
نارنيني چو تو پاكيزه دل و پاك نهاد
بهتر آن است كه با مردم بد ننشيني!

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

اگر می خواهید غم به سراغتان نیاید و از غم ها رهایی یابید به این فکر باشید که عاقبت باید به دیار باقی بروید بنابراین بهتر است که توشه ی راهتان از ثواب باشد. بدون زحمت نمی توان به مقام رسید باید تلاش کنید مطمئن باشد کارهای شما بدون اجر نمی ماند و جواب خودتان را دریافت می کنید.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا