آخرین بروزرسانی: "1405-02-23"
غزل شماره 322 حافظ - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم


✍️معنی ابیات غزل شماره 322 حافظ - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم:
1) در کارخانه چشم، تصویر روی تور ا نقاشی و مجسم کردم . نقش و نگاری به مانند نقش چهره تو نه دیده و نه شنیده ام .
2) به امید دسترسی به خواجگی و بزرگی، بندگیّ تو را اختیار کرده و چون آرزوی سلطنت در سر داشتم خدمتگزاری تو را پیشه خود ساختم .
3) اگرچه برای رسیدن به تو پا به پا و همراه باد شمال در تکاپو هستم (حتی) به گَردِ راهِ سرو خرامان قامت تو هم نرسیدم .
4) در دل شب سیاه زلف تو به روشنایی روز عمر خود دل نبستم (از آن دل برداشتم) و از میان آرزوهای دل، طمع بوسه از لب های دور دهانت را محو کردم .
5) در اشتیاق رسیدن به چشمه آب حیات لبهایت چه اشک ها که ریختم و از لب های میگونت چه ناز و کرشمه ها که خریدم .
6) با ناز و کرشمه چشمت چه تیرهایی که به سوی دل مجروح من رها کردی و چه بار و فشار اندوهی که بر سر کوی تو تحمل کردم .
7) ای نسیم سحری از خاک کوی یار، غباری به سوی من آر که از آن خاک و نشانه و اثر و بوی خون دل های مجروح را حس کردم .
8) این گناه از جانب چشم های سیاه و گردن زیبای دلپسند تو بود که به مانند یک آهوی وحشی از مردمان رمیده و دوری جستم .
9) از کوی او نسیمی وزید و بر من گذشت و بدین سبب مانند غنچه، پرده دل خونین خود را از هم دریدم .
10) به خاک پای تو و نور چشم حافظ سوگند که بدون روی تو از چراغ چشم خود پرتو نوری مشاهده نکردم .
📝معنی کلمات غزل شماره 322 حافظ - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم:
خیال روی تو : صورت خیالی تو، تصویر روی تو، نقش روی تو .
کارگاه : کارخانه، نگارستان .
کارگاه دیده : دیده به کارگاه نقاشی تشبیه شده است .
به صورت تو : به مانند صورت تو، مانند نقش چهره تو .
نگار : نقش، نقش زیبای چهره .
خواجگی : بزرگی، سروری.
در طلب : در جستجو .
هم عنان : همگام با سواری در حرکت بودن، شانه به شانه سوار دیگری راندن .
به گَردت نرسیدم : به گرد و خاک به جا مانده از تاختن تو نرسیدم و عقب ماندم .
سرو خرامان قامتت : قامت مانند سرو خرامانت .
دور دهانت : گرداگرد دهان تو، سرخی لب های تو .
کام دل : مراد دل، آرزوهای دل .
شوق : اشتیاق، آرزو، میل .
چشمه نوش : کنایه از دهان شیرین و چشمه آب حیات لبان معشوق .
قطره ها : قطره اشک .
لعل باده فروش : لعل لب باده فروش، لبان سرخ فام که گویی شراب می فروشد .
عشوه خریدن : تحمل ناز و کرشمه با حالات و حرکات چشم .
تیر گشادن : تیر رها کردن، تیر انداختن .
چه بارها که کشیدم : در اینجا به معنای چه بار و فشار غم و غصه که تحمل کردم .
دل ریش : دل مجروح .
گردن دلخواه : گردن بلورین، گردن مطبوع و زیبا و دلپسند .
چرا غ دیده : (اضافه تشبیهی)دیده به چراغ تشبیه شده .
💬توضیحات غزل شماره 322 حافظ - خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم:
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
بحر غزل : مجتّث مثمّن مخبون
*
سعدی : دو هفته می گذرد کان مه دوهفته ندیدم
به جان رسیدم از آن تا به خدمتش برسیدم
*
خواجو : نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
ز مـــهر در تــو نشانی نه دیدم و نه شنیدم
*
غزل سعدی و خواجو و حافظ در این وزن و بحر، هر سه بدون ردیف و دارای قافیه همسان است و می توان گفت حافظ تحت تأثیر غزل سعدی یا خواجو به سرودن این غزل مبادرت ورزیده است و این احتمال که خواجو نیز تحت تأثیر غزل سعدی به سرودن غزل خود پرداخته باشد زیاد است .
مطالعه و بررسی مفاد بیت به بیت این غزل شبهه هیچ گونه ایهام یا عنایت و اتّکا به مفاهیم عرفانی در آن به چشم نمی خورد ما را به این نتیجه می رساند که این غزلی است که با مضامین و گلایه های عاشقانه ساخته و پرداخته شده است . به عبارت دیگر مضامین این غزل عاشقانه نه از سوز عشق و شیدایی بلکه به یاری ریزه کاری های علم بدیع و به منظور هنرنمایی به رشته نظم درآمده است .
در پایان تشبیه چشم به چراغ که تشبیهی متداول است، قبل از حافظ ، نظامی چنین در شعر خود آورده است :
بـــر شـــاخ نشســـته دیــد زاغــــی چشـــمی و بـه چشـــم چــون چراغـــــی
💡درک اشعار:
برای رسیدن به مال دنیا طمع نکن که هر چه بیشتر طمع کنی مال بیشتر از کفت بیرون می رود. نقشه هایت همه نقش بر آب شده است که تقصیر خودت می باشد ولی باز هم نسیم عنایت الهی دل پر خون تو را التیام می بخشد. اراده کرده ای که همه چیز را مثل اول کنی که موفق هم می شوی. انشاالله