application دانلود اپلیکیشن وبسایت
ورود / ثبت نام 🗝️

آخرین بروزرسانی: "1405-02-22"

غزلیات حافظ - Hafez ghazals - دیوان حافظ - Hafez divan - منتخب غزل‌های حافظ - selected Hafez poems - تعبیر اشعار حافظ - Hafez poem meanings - شعر کلاسیک فارسی - classical Persian poetry

غزلیات حافظ Hafez ghazals دیوان حافظ Hafez divan منتخب غزل‌های حافظ selected Hafez poems تعبیر اشعار حافظ Hafez poem meanings شعر کلاسیک فارسی classical Persian poetry

غزلیات حافظ یکی از درخشان‌ترین آثار ادبی در تاریخ جهان است؛ مجموعه‌ای از اشعار کوتاه و پرمغز که در آن عرفان، عشق، فلسفه و نقد اجتماعی با زبانی نمادین و شاعرانه در هم آمیخته‌اند. حافظ شیرازی نه‌تنها شاعر است، بلکه متفکری است که در هر بیتش جهانی از معنا نهفته است. شعر او زبانی دوگانه دارد؛ ظاهری عاشقانه و باطنی حکیمانه. این ویژگی است که باعث شده غزلیات حافظ پس از قرن‌ها همچنان زنده، تازه و قابل‌تفسیر باقی بمانند.

در نگاه نخست، غزل‌های حافظ دربارهٔ عشق، باده و میخانه‌اند؛ اما این مفاهیم در واقع استعاره‌هایی‌اند برای آزادی، حقیقت و رهایی از ریا و تزویر. او با هنرمندی خاص، در پشت هر واژهٔ ساده، لایه‌هایی از معنا را پنهان کرده است. عشق در غزلیات حافظ نه‌تنها تجربه‌ای انسانی است، بلکه مسیری برای رسیدن به حقیقت الهی محسوب می‌شود. او عاشق را سالک راه می‌داند و معشوق را نماد حقیقت مطلق.

در مکتب عشق، درس استاد حافظ این است: رندی، یعنی آزادگی در برابر ریا.

ویژگی زبانی حافظ از دیگر شاعران فارسی‌زبان متمایزش می‌کند. زبان او پر از ایهام، تلمیح، استعاره و تضادهای هنرمندانه است. هر بیت می‌تواند چند معنا داشته باشد و همین چندلایگی است که خواننده را به تأمل وامی‌دارد. مثلاً در بیت:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

در ظاهر سخن از آفرینش عشق است، اما در لایهٔ عمیق‌تر، شاعر به نظریهٔ تجلی الهی اشاره می‌کند؛ یعنی پیدایش هستی از عشق خداوند به خویشتن. چنین تلفیقی از عرفان و شعر، غزلیات حافظ را به اثری جاودانه تبدیل کرده است.

رندی در شعر حافظ یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم است. رند، انسانی است که حقیقت را می‌بیند، اما به ظاهر دینی و ظاهرسازی اعتنا ندارد. او میان زاهد ریاکار و عاشق راستین تفاوت می‌گذارد. در جایی می‌گوید:

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

اینجا حافظ با زبانی طنزآمیز و کنایه‌آلود، تضاد میان ظاهرگرایی و درون‌گرایی را نشان می‌دهد. او نمی‌خواهد دین را نفی کند، بلکه می‌خواهد روح دین — یعنی عشق و صداقت — را از قید ریا آزاد سازد.

در دنیای حافظ، میخانه جایی برای مستی نیست؛ پناهگاهی است برای روح‌های آزاد از قید تظاهر.

تصویرسازی و نمادها در غزلیات حافظ شگفت‌انگیزند. باده، می، ساقی، پیر مغان، گل و بلبل همه مفاهیمی چندوجهی‌اند. «می» می‌تواند هم شراب واقعی باشد و هم معرفت الهی. «پیر مغان» نماد دانای بی‌ریاست، و «میخانه» نماد حقیقتی است که در آن قید و تکلف جایی ندارد. این چندمعناییِ مداوم، باعث شده که شعر حافظ همیشه تازگی خود را حفظ کند و هر نسل معنای تازه‌ای از آن بیابد.

عرفان در غزلیات حافظ برخلاف عرفان خشک و زاهدانهٔ دیگران، با شادی، موسیقی و زیبایی آمیخته است. او خدا را نه در کنج صومعه، بلکه در بزم و عشق می‌بیند. در جایی می‌گوید:

در ازل ما به هم آمیختیم و ز هم جدا شدیم تا دوباره به هم آییم اگر خدا خواهد

در این بیت، مفهوم وحدت وجود و بازگشت به اصل الهی با لحنی عاشقانه بیان شده است. حافظ به ما می‌آموزد که عرفان بدون عشق، بی‌روح است و عشق بدون معرفت، بی‌ثمر.

نقد اجتماعی و سیاسی نیز بخش مهمی از غزلیات حافظ است. او در دوران پرآشوبی می‌زیست؛ دوره‌ای که ریا، فساد و تعصب مذهبی در جامعه گسترده بود. اما به جای اعتراض مستقیم، نقد خود را در لفافهٔ شعر بیان می‌کرد. با زبان رمز و کنایه، زاهدان دروغین و حاکمان ستمگر را می‌نواخت. این شیوهٔ گفتار زیرکانه، او را از گزند حکومت‌ها حفظ کرد و در عین حال، شعرش را پر از عمق و طنز کرد.

حافظ به ما یاد می‌دهد که می‌توان حقیقت را گفت، بی‌آنکه فریاد زد.

ساختار موسیقایی غزل‌های حافظ دقیق و گوش‌نواز است. وزن‌های نرم و روان، ردیف‌های تکرارشونده و قافیه‌های خوش‌صدا باعث می‌شوند که شعرش مانند نغمه‌ای دل‌انگیز در ذهن بماند. حتی وقتی شعر او را بدون موسیقی می‌خوانیم، آهنگ درونی کلمات و توازن نحوی، حس ملودی ایجاد می‌کند. از این رو غزل‌های او برای آواز و موسیقی سنتی ایران الهام‌بخش بوده‌اند.

فال حافظ نیز یکی از نمودهای فرهنگی ماندگار شعر اوست. ایرانیان در شب یلدا، نوروز یا لحظه‌های تردید، دیوان حافظ را می‌گشایند و با نیت دل، تفألی می‌زنند. شاید از نگاه عقلانی، فال نوعی نمادگرایی باشد، اما در فرهنگ ایرانی، فال حافظ گفت‌وگویی عاشقانه با وجدان و ضمیر ناخودآگاه است. هر بار که دیوان را می‌گشایی، در واقع از درون خودت پاسخ می‌گیری.

نفوذ جهانی حافظ بسیار گسترده است. آثارش به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی و عربی ترجمه شده‌اند. شاعران بزرگی چون گوته در «دیوان غربی-شرقی» از حافظ الهام گرفته‌اند. گوته درباره‌اش گفت: «حافظ آزاد است، چون حقیقت را می‌گوید.» این آزادگی فکری، راز ماندگاری اوست.

حافظ شاعر قرن هشتم است، اما اندیشه‌اش برای قرن بیست‌ویکم هم تازه است.

پرسش‌های متداول درباره غزلیات حافظ:

  • چرا شعر حافظ چندمعناست؟ چون او آگاهانه از ایهام، تضاد و استعاره استفاده می‌کند تا معنا را در چند سطح بسازد.
  • آیا حافظ فقط شاعر عشق است؟ خیر؛ او فیلسوفی شاعرانه است که از عشق به‌عنوان مسیر معرفت بهره می‌گیرد.
  • رندی در شعر حافظ یعنی چه؟ رندی نماد آزادفکری، صداقت درونی و بی‌اعتنایی به ظواهر ریاکارانه است.
  • آیا فال حافظ ریشه عرفانی دارد؟ بله، زیرا هر بیت حافظ بازتابی از تجربه درونی انسان است و مخاطب را با ضمیرش روبه‌رو می‌کند.

جمع‌بندی: غزلیات حافظ آیینه‌ای است از روح ایرانی — عاشق، عارف، منتقد و رند. شعر او دعوتی است برای دیدن زیبایی در تضادها، حقیقت در رمزها و عشق در میان رنج‌ها. در جهانی پر از فریب و هیاهو، حافظ ما را به صداقت دل، آزادی اندیشه و زیبایی گفتار فرا می‌خواند. هر بار که غزلش را می‌خوانی، انگار آینه‌ای روبه‌روی خودت گرفته‌ای؛ چون شعر حافظ، بیش از هر چیز، حدیث دل انسان است.

logo

غزل شماره 473 حافظ - وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی


غزل مورد نظر را انتخاب کنید

ribbon-top
(1)
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی

(2)
کام بخشی گردون عمر در عوض دارد
جهد کن که از دولت داد عیش بستانی

(3)
باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد
گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی

(4)
زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت
عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی

(5)
محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را
جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی

(6)
با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز
در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

(7)
پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ
کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی

(8)
یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی
کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی

(9)
پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت
با طبیب نامحرم حال درد پنهانی

(10)
می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد
تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی

(11)
دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن
ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی

(12)
جمع کن به احسانی حافظ پریشان را
ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی

(13)
گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین دل
حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی

ribbon-bottom

✍️معنی ابیات غزل شماره 473 حافظ - وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی:

(1) هر اندازه كه مي تواني وقت را (براي شاد زيستن) مغتنم شمار حواست جمع باشد كه محصول زندگاني تو همين لحظه هاست.
(2) سپهر گردنده در ازاء برآوردن كام دل تو، نقد عمرت را مي ربايد. سعي كن كه به هنگام بخت مندي حقّ شادماني را بگيري.
(3) اي باغبان (روزگار)، آنگاه كه من از اين باغ بيرون رفتم، حرامت باشد اگر به جاي من به غير از دوست، سرو قامت ديگري را جاي دهي.
(4) (عاقبت) شوق و ميل به باده نوشي زاهد پرهيزكار و پشيمان را از پاي درخواهد آورد. چرا عاقل كند كاري كه بازآرد پشيماني!
(5) عقلِ محتسبِ شكنندهِ خُم قد نمي دهد كه عارف، در خانه خود به شراب خانگي به رنگ لعل آب اناري و قرمز، دسترسي دارد.
(6) اي (آصف ثاني تندگو) با سحرخيزان اهل دل و دعاگو مخالفت مكن چرا كه انگشتري حضرت سليمان در پناه اسم اعظم خدا محفوظ و حراست مي شود.
(7) اندرزِ عاشقان را به گوش گير و به سوي عيش و شادي بازگرد كه شغل وزارت اين دنياي گذرا، اين اندازه ارزش ندارد.
(8) يوسف عزيز من (شاه شيخ ابواسحاق) از ميان رفت. اي برادران به حال من رحم كنيد كه از اندوه و فراق او حال خود را مانند پير كنعان زار و آشفته مي بينم.
(9) همانطور كه يك بيمار نمي تواند دردهاي پنهاني و دروني خود را با يك طبيب نامحرم در ميان نهد با زاهد متشرّع از عشق و رندي سخن مگو.
(10) روي بر مي‌تابي و مي روي و تير مژگانت خون مردم را به خاك مي ريزد. عزيز من! تند و با شتاب مي‌راني. از آن بيم دارم كه در ميان راه، از رفتن بازماني.
(11) دل را از تير نگاه تو محفوظ و دور نگه داشتم، اما ابروان كماندار تو با زور و صلابت آن را مي ربايد (در اين مقابله پيش مي برد).
(12) اي كسي كه چين و شكن گيسوانت مركز آشفتگي ها و بي قراري هاست با احساني حافظ پريشان احوال را درياب و خاطرش را آسوده دار.
(13) اي محبوب سنگين دل من، اگر تو نسبت به ما بي اعتنا باشي شرح حال خود را به آصف ثاني (وزير وقت = صاحب عيار) باز خواهم گفت.


📝معنی کلمات غزل شماره 473 حافظ - وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی:

وقت: لحظه حال و در اصطلاح عرفا، وقت يا لحظه حال، حالي است كه از ماضي و مستقبل و از سيطره زمان و مكان فارغ است و آن ميان ماضي و مستقبل و از زمان مراقب باشد.
اين دَم: اين وقت، اين لحظه، اين يك نفس.
كام بخشي: رسانيدن به آرزو و مراد دل.
كام بخشيِ گردون: به كام دل رسيدن از فلك.
دولت: بخت مساعد، بهره مندي.
دادِ عيش بستاني: حق شادماني را ادا كني و بگيري.
حرامت باد: بر تو حرام باشد، بر تو روا مباد.
ذوق: ميل و شوق و لذت، چشيدن و مزّه كردن.
عاقلا: (منادا) اي آدم عاقل!
خُم شكن: مأمودر نهي از منكر و محتسب كه خُمِ شراب را مي شكند، كنايه از امير مبارز الدين.
صوفي را: براي صوفي، براي عارف.
جنس خانگي: شراب خانگي، شرابي كه در خانه تهيه شود.
لعل رُمّاني: لعل اناري رنگ، لعل قرمز.
شكر دهان!: شيرين سخن، (در قالب طنز به معناي بد دهان و تندخو و اشاره به خواجه قوام الدين صاحب عيار است.)
مَستيز: ستيزه مكن.
يك اسم: اسم اعظم، نام بزرگ خدا.
خاتم سليماني: انگشتري حضرت سليمان پيامبر.
از دَرِ طَرب بازآ: به شادي و عيش گراي.
كاينهمه: چندان، تا اين اندازه، اينقدرها هم.
يوسف عزيزم رفت: محبوب همانند يوسف عزيز من رفت.
عجب بينم: سخت زار و آشفته مي بينم.
پير كنعاني: اشاره به يعقوب پدر يوسف و مقايسه خويشتن با او.
تيز مي روي: تند و با شتاب مي روي.
فرو ماني: دَر ماني، از راه بازماني.
ناوُك: تير كوچك، كنايه از مژگان.
گوش داشتن: محفوظ داشتن، نگهداري و محافظت كردن.
پيشاني: گستاخي، بي شرمي، با صلابت و زور.
جمع كن: خاطر جمع كن، جمعيت خاطر و فراغ دل ببخش.
پريشان: آشفته حال و بي قرار.
مجمع پريشاني: مركز آشفتگي و بي قراري.
فارغ: بي نياز، بي اعتنا.
آصف ثاني: آصف اول نام وزير حضرت سليمان و آصف ثاني به معناي وزيري كه مانند آصف اول با تدبير است و اشاره به وزير وقت امير مبارز الدين، خواجه قوام الدين صاحب عيار است.


💬توضیحات غزل شماره 473 حافظ - وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی:

وزن غزل: فاعلات مفعولن فاعلات مفعولن
بحر غزل: مُقْتَضَب مثمّن مطوي مقطوع
٭
پس از قتل شاه ابواسحاق و روي كار آمدن امير مبارز الدين روزگار بر حافظ به سختي مي گذشت و از هر طرف در مضيقه بود. اوضاع زمانه به كلي دگرگون و امير مبارز الدين كه خود در جواني مردي شرابخوار بود پس از چهل سالگي توبه كرده و كار را بر مردم سخت مي گرفت. در اين دوره امور حكومتي در دست خواجه قوام الدين صاحب عيار بود كه سابقه وزارت و پيشكاري او از سال هايي كه امير مبارز الدين در يزد حاكم بود شروع مي شد.
در اين دوره رابطه حافظ به سبب عدم تمكين و همكاري اش با سلطان وقت كاملاً به سردي گراييده بود. شاعر در اين برهه از زمان اين غزل را سروده و برخلاف تصور برخي نه در مدح صاحب عيار، بلكه در شكايت از روزگار و تنقيد از سلطان قهّار و تندخويي وزير كامكار و در سوك پادشاه ابواسحاق نامدار از سرِ درد سروده و چنانكه عادت اوست، در اين موقعيت استيصال شروع سخنش با مطلبي حكمت آميز و عرفاني شروع مي شود.
بهتر است به ترتيب، ابيات اين غزل شرح شود:
1- در مطلع غزل شاعر به خود و ديگران به صورت كلي گويي هشدار مي دهد كه قدر وقت و فرجه گرانبهاي عمر را دانسته و در لحظه حال، از گذشته و آينده هيچ ياد نكنند و زمان حال را كه تنها حاصل و موجودي حيات است بيهوده از دست ندهند.
2- در بيت دوم و در دنباله شيوه تفكر بالا شاعر به اين واقعيت اقرار مي كند كه براي اينكه در اين دنياي متغير به كام دل برسي و بر اريكه قدرت سوار شده كام دل از دنيا بگيري بايستي سهم اعظم عمر خود را در اين راه از دست بدهي، چيزي كه ديگر باره به دست نمي آيد بنابراين شرط عقل آن است كه كوشش تو بر اين باشد كه دم را غنيمت شمرده و داد عيش را از روزگار بستاني و در واقع كنايه اين دو بيت به صاحب عيار بر مي‌گردد.
3- در بيت سوم شاعر به ياد از دست رفتن شاه ابواسحاق و بركناري از امور ديواني افتاده و چنان اين درد گلوي او را مي فشارد كه خطاب به باغبان روزگار مي گويد:
اي روزگار حرامت باد اگر پس از بركناري من كس ديگري را به جز يكي از دوست هاي من به جاي من بنشاني.
و اين اشاره واضحي به شغل رسمي كارگزاري او در دربار شاه ابواسحاق و همكاري صميمانه او با شاه ماضي است.
4- شاعر در بيت چهارم اشاره به شاه وقت كه از شرابخواري توبه كرده مي نمايد و مي گويد اين زاهد خشكه مقدس را عاقبت ذوق و شوق شراب و هوس باده نوشي از پاي درخواهد آورد آنگاه مصراعي را كه به صورت ضرب المثل درآمده است به دنبال آن مي آورد كه مفهوم اين مصراع را دارد: چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني.
5- و به دنبال آن با صراحت بيشتري در مقام مقابله با امير مبارز الدين برآمده و مي فرمايد اين محتسب خم شكن آيا اينقدر شعور ندارد كه بفهمد ما صوفيان عارف در خانه خودشراب خانگي قرمز تهيه و پيوسته از آن شراب خانگي ترس محتسب خورده مي خوريم!
6- در بيت ششم روي سخن حافظ به صاحب عيار بر مي‌گردد و به اين وزير وقت كه مردي تندخو و صريح اللهجه و تا حدّ زيادي به سبب سابقه وزارت و اعتمادي كه امير مبارز الدين نسبت به او داشت خود مختار و بي احتياط بود مي گويد: اي شكر دهان! (اي بد دهان) با آنها كه شبها بيدار و كارشان دعاي شب و توسل به خداي قادر متعال است، يعني با امثال من در نيفت و از راه ستيزه جويي حرف سرد مزن و بادان كه انگشتري حضرت سليمان از آن جهت گم نشدني است (و اگر هم موقتاً گم شود دوباره به زودي پيدا خواهدشد) كه نام اعظم خداي متعال بر روي آن حك شده و در پناه اين اسم از هر بلائي مصون است. مفهوم واضح تر اين سخن چنين است كه اشخاصي مثل حافظ كه قبله اصلي حاجات آنها تنها خداي متعال است و شبها به درگاه او روي تضرّع بر زمين مي سايند، در پناه قادر متعال از هر بلائي مصونند و اگر چند روزي هم در اين روزگار خانه نشين شوند به زودي و دوباره روي كار خواهند آمد و اين يك اخطار و پيش بيني است كه حافظ به هنگام خانه نشيني به عمل مي آورد.
7- شاعر به دنبال اين اخطار با لحني تحكّم آميز خطاب به صاحب عيار مي گويد اندرز مرا به گوش گير و از اين حالت تكبر و سخت گيري و خشونت اداري و همفكري با امير مبارز الدين دست كشيده و به سوي زندگانيِ توأم با شادي و عيش بازگرد و بدانكه چند روزه شغل وزارت اينهمه ارزش ندارد.
8- شاعر در بيت هشتم پس از ذكر بي وفايي دنيا كه در بيت قبل مفاد آن را به وزير تفهيم كرد، بلافاصله به ياد از دست رفتن شاه ابواسحاق مي افتد و شرح حال او را شاهد كلام خود آورده در حالي كه روي سخنش با وزير وقت است مي گويد، من در حال حاضر حال يعقوب، آن پير كنعاني را دارم كه يوسف عزيزم رفته و در حالتي بس زار و آشفته به سر مي‌برم.
9- آنگاه پس از اين گله و شكايتها حافظ به خود آمده و خطاب به خويشتن چنين مي سرايد كه اي حافظ دردِ دل هاي خود را با نامحرم در ميان مگذار از اين بيت ما امروز چنين در مي‌يابيم كه در آن زمان حافظ صاحب عيار را مردي محرم و دوست به شمار نمي آورده و كاملاً نسبت به او و اعمالش ايراد و انتقاد داشته است.
10- و در تأييد اين نظريه، شاعر در بيت دهم باز يك اخطار ديگر و پيش بيني ديگر كرده و در حالي كه روي سخنش با وزير است مي فرمايد تو اكنون بر خر مراد سواري و نسبت به مردم در كمال شقاوت و سخت‌گيري عمل مي كني. اي سوار بدانكه بيش از حد تند مي راني و از آن مي ترسم كه از مركب به زير افتاده و از راه بازماني! و چنانكه مي دانيم اخطار و پيش بيني هاي بازگو شده در ابيات ششم و دهم اين غزل، هر دو پس از چند سال و در زمان شاه شجاع به وقوع مي پيوندد يعني هم حافظ دوباره به كار خود باز مي‌گردد و از خانه نشيني به در مي‌آيد و هم صاحب عيار مورد غضب شاه شجاع واقع شده به وضع فجيعي كشته مي شود.
11- شاعر در بيت يازدهم محسوساً خطاب به وزير مي گويد من به منظور احتياط بسيار سعي كردم كه خود را در سرِ راه اقدامات تو قرار نداده و با تو مخالفتي نكنم تا از گزند عكس العمل هاي تو محفوظ باشم اما با كمال تأسف مي بينم كه تو با زور و صلابت مرا در تنگنا قرار مي دهي.
12- در پايان غزل و در بيت دوازدهم، اينك جاي آن دارد كه شاعر پس از بازگوئي اين همه گله و شكايات تا حدي با سخني ملايم از شدت كلام كاسته و تقاضا كند وزير مقتدري كه سبب اين همه پريشاني احوال او شده نسبت به او راه بهتري را در پيش گيرد.
13- شاهكار غزل حافظ در بيت مقطع غزل آشكار مي شود. شاعر پس از آن همه صراحت گوئي و گوشه و كنايه نسبت به وزير مقتدر وقت و سلطان حاكم، براي اينكه راه فرار و دفاع را بر روي خود نبندد، در ختم كلام، طرف خطاب خود را در اين غزل نگار سنگيندل خود معرفي كرده و به او مي گويد اگر تو قرار است اين كارها را كه در بالا برشمردم در كمال بي اعتنايي نسبت به من روا داري، چاره يي جز اين ندارم كه شكايت تو را به آصف ثاني و وزير وقت يعني صاحب عيار برده و از دست تو به او پناه ببرم! اين هنرنمايي شاعر از يك طرف او را از بازخواست وزير و شاه وقت مصون مي دارد و از طرفي به ابناء اين زمان مي فهماند كه چگونه يك شاعر عارف شجاع با مهارت هرچه تمام تر قادر است در يك غزل در بحبوبه قدرت افراد مستبد حرفها و درد دلهاي خود را بازگو كرده و صورت ظاهر كلام خود را به نحوي بيارايد كه لطافت ايهام آن در سايه روشن كلام ذو وجهين پيدا و ناپيدا باشد.


💡درک اشعار:

قدر لحظات عمر خود را بدان و آن ها را به راحتی از دست نده. راز خود را با نامحرمان در میان نگذار تا دچار دردسر و حسادت دیگران نشوی. برای رسیدن به هدف باید تلاش کنی. مراقب کارهای خود باش و با تعقل و تفکر و صبر و آرامش کار کن تا با سهل انگاری خود را دچار انحراف و شکست نکنی و پشیمان نشوی.


غزل شماره وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی حافظ وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

غزل شماره 474 سعدی , غرل , وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی , غزل وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی , غزلیات حافظ , غزل حافظ , غزل شماره 474 حافظ - وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

غزلیات حافظ مجموعه‌ای از اشعار عاشقانه، عارفانه و فلسفی است که با زبانی شاعرانه و موسیقایی، مفاهیمی چون عشق، معرفت، رندی و حقیقت را در قالبی لطیف بیان می‌کند. دیوان حافظ از برجسته‌ترین آثار ادبی ایران و جهان به‌شمار می‌رود و تأثیر آن بر زبان و فرهنگ فارسی بی‌نظیر است.

بله، هر غزل حافظ چندلایه است و می‌توان آن را از زاویه‌های مختلف معنا کرد. از نگاه ادبی، عاشقانه و عرفانی تا اجتماعی و فلسفی. همین چند‌معنایی بودن باعث شده آثار حافظ همیشه تازه و قابل تفسیر باقی بمانند و هر خواننده، معنا و حس مخصوص خود را از شعر بگیرد.

برای فهم بهتر، ابتدا معنی لغات و ترکیبات دشوار را بخوانید، سپس شرح‌های معتبر مانند قزوینی–غنی یا خانلری را بررسی کنید. خواندن شعر با صدای بلند، توجه به وزن و موسیقی شعر و درک فضای روحی شاعر کمک می‌کند تا عمق مفاهیم را بیشتر حس کنید.

سنت فال گرفتن با دیوان حافظ از گذشته تا امروز در فرهنگ ایرانی جایگاه خاصی دارد. مردم باور دارند که با نیت کردن و باز کردن دیوان، پاسخ خود را از شعر حافظ خواهند یافت. این رسم بیشتر جنبه فرهنگی و روحی دارد و نوعی ارتباط شاعرانه و امیدبخش با اشعار حافظ ایجاد می‌کند.

کافی است بخشی از بیت مورد نظر یا کلمه‌ای خاص را در موتور جستجو یا پایگاه‌های معتبر اشعار حافظ وارد کنید. بیشتر سایت‌های ادبی، امکان جستجو بر اساس واژه، شماره غزل یا حرف ردیف را دارند. این روش ساده‌ترین راه برای یافتن شعر دلخواه در میان غزلیات فراوان حافظ است.
وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO)

مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

نظرات شما
توجه: شماره موبایل شما در وبسایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل شما در وبسایت نمایش داده نمیشود

سریع و آسان

🎯

دقیق و قابل اعتماد

🌍

همیشه در دسترس

💡

ابزارهای هوشمند