آخرین بروزرسانی: "1405-05-09"
غزل شماره 163 حافظ؛ گل بی رخ یار خوش نباشد
متن غزل شماره 163
گل بی رخ یار خوش نباشد
گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل
بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شکرلب گل اندام
بی بوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد
جز نقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد
معنی ابیات غزل شماره 163
(1)تماشاي گل ، بدون ديدن چهره يار و فصل بهار بدون شراب دلچسب نيست.
(2) گوشه چمن و گردش باغ بي وجود زيبارويي مطبوع نيست.
(3) جنبش نشاط انگيز شاخه سرو و حالت و لطف گل ،بدون آواز بلبل دلنشين نيست .
(4) با يار نوشين لب و لطيف اندام بودن ، بدون بوسه و هم آغوشي لطفي ندارد .
(5) هر تصويري كه دست عقل آن را رسم كند ، جز تصوير ي كه از معشوق مي كشد زيبا نيست .
(6) جان ، سكه بي ارزشي است كه براي ريختن و تقديم به پاي دوست مناسب نيست.
معنی کلمات غزل شماره 163
خوش : مطبوع طرف چمن :گوشه چمن ، كنار چمن.
طواف بستان :گردش بستان ، دَورِبستان .
لاله عذار: لاله رخ ، چهره لاله مانند ، زيبا روي . هزا ر : بلبل شكر لب: شيرين لب.
كنار: آغوش ، كنايه از در گرفتن.
بندد: به بندد. هر نقش كه دست عقل بندد: هرتصويري كه دست عقل آن را نقش بندد نقش نگار :تصوير محبوب
نقد محقر: كه بي ازرزش ، پول ناچيز . نثار: افشاندن ، تقديم به خاكپاي.
توضیحات غزل شماره 163
وزن غزل: مفعول مفاعلن فعولن
بحر غزل: هزج مسدس اخرب محذوف
*
اين غزل حاصل کارگاه ايام شباب و مر حله يي كه شاعر به طرف كمال سير مي كند ، مي باشد . شاعر در بيت پنجم اين غزل را در برابر عشق معزول و محكوم مي كند ، شيوه يي كه عرفا بدان روي آورده و بر پايه جهان بيني عرفاني خود را بر روي آن قرار مي دهند . بايد د انست وزن انتخابي غزل هم براي گنجانيدن مضامين عرفاني و تشبيهات چندان در خور وشايسته نبوده و بدين سبب شاعر در دوره كمال براي باز گو كردن مفاهيم عرفاني ، از اوزان مناسب تر بهره مي جويد . غزلي است عاشقانه ، با عبارات ساده كه براي انتخاب ، به عنوان ترانه براي ساز و آواز نشاط آور مناسبت كامل دارد. در بعضي از نسخ بيت زير :
باغ و گل و مُل خوش است ليكن بي صحبت يار خوش نباشد
در جاي بيت پنجم غزل به صورت هفت بيتي در آمده است كه در صورت قبول اين بيت ، شايسته است به جاي بيت دوم غزل قرار گيرد تا از لحاظ ارتباط معنا و موقعيت قافيه ، وضعيت مناسبتري به خود بگيرد. در پايان ، منظور شاعر از (دست عقل بندد) نقش و نگاري است كه به منظور زيبايي بوسيله حنا ، بر روي دست ها مي بسته اند و هنوز هم در بين قبايل عرب مرسوم است .