رفتن به محتوای اصلی

شهید رحیم فرازی فرزند اکبر

نام و مشخصات شهدا و ایثارگران را در پایگاه اطلاعاتی کشور جست‌وجو کنید.

نام شهید مورد نظر را انتخاب کنید
شهید رحیم فرازی فرزند اکبر
پرونده ایثار و شهادت

شهید رحیم فرازی

فرزند اکبر

شهید دفاع مقدس

بیست و چهارم بهمن ۱۳۴۰، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش اکبر، کارگر بود و مادرش،شوکت نام داشت. تاپایان سوم راهنمایی درس خواند. سرباز ارتش و کارگر بود. به عنوان ارتش در جبهه حضور یافت. پنجم اردیبهشت ۱۳۶۲، با سمت بی سیم چی در مندلی عراق بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است. او را بهرام نیز می نامیدند.
نام: رحیم
نام خانوادگی: فرازی
نام پدر: اکبر
وضعیت تاهل: مجرد
تاریخ تولد: 1341/11/24
محل تولد: تهران
سن: 22 سـال
دین و مذهب: اسلام شیعه
شغل: سرباز
ملیت: ایران
دسـته اعـزامـی: ارتش
مسئولیت نظـامی: ---
درجـه نظـامی: ---
تـحصیـلات: سوم دبیرستان
جـزئیات شـهادت
تـاریخ شـهادت: 1362/02/05
کـشور شـهادت: ایران
مـحل شـهادت: سومار
عـملیـات: ---
نـحوه شـهادت: حوادث ناشی از درگیری
جـزئیات مزار و تصویر
مـحل مـزار: بهشت زهرا (س)
وضـعیت پـیکر: مـشـخـص
قطعه: 28
ردیف: 120
شماره: 16
عکس مزار شهید رحیم فرازی فرزند اکبر

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

محسن
این شهید بزرگوار به گونه با داماد ما دوست شد وهمین باعث شد هرچندوقت یکبار به خانه ما سربزند. ماشناخت وآشنایی با ایشان وخانواده اش نداشتیم وهنوزم نداریم ما توی ایلام زندگی میکنیم ایشان هروقت مرخصی میگرفت وبه شهر میامد جایی جز خانه پدری من نداشت خانه ما هم وسط شهر بود استراحتی میکرد ویکی دو روز میماند ومیرفت. ایشان فوق العاده کم حرف و ساکت بودند هرگز ایتدا به ساکن حرف نمیزد حتما باید سوالی می پرسیدی که با کوتاه ترین وجه ممکن جواب میداد .چهره ای آرام و نورانی داشت واقعا میشد نور خدا در در چهره شان دید اگه حرفی میزد آرام وبا تانی وطمانینه حرف میزد ما خاتواده پر جمعیتی بودیم خونه بزرگی با هفت هشت اتاق داشتیم ایشان بدون کوچکترین تعارف تکلفی میامد و در اتاق می نشست اینکه با او گرم یا سرد برخورد بشه پذیرایی بشه یا نشه براشون فرقی نداشت مادرم با ساده ترین سفره موجود در منزل ازشون پذیرایی میکرد وایشان قانع و رضایتمند. وقتی ایشون در منطقه ما سرباز بودند من دبیرستانی بودم زمانی که پوتین های خاک گرفته دم در را میدیدم نشانی از اومدن رحیم بودم پاب سکوتش می نشستیم و به زور از زبان حرف میکشیدم گه گاهی خنده ملیحی میزد و از شیطنت های ما اظهار رضایت میکرد نگاه کردن به چهره آرام وسکوت این آدم آرامش خاصی نصیبت میکرد اگه رحیم به دیر دیر سر میزد مایه تعجب ودلتنگی ما بود نمازهای خالصانه این ادم دیدنی بود همه چیز این بزرگوار آرام وآرامش بخش بود نگاه کردن به چهره نورانیش حس معنوی خاصی داشت اونقدر این ادم کم حرف وساکت بود ما نمیدونستیم تو ارتش چکاره ست حدس نیزدیم تو اطلاعات ارتش یا سیاسی عقیدتی کار میکنه. رحیم چند وقتی نیومد ما هم تلفنی ازش نداشتیم بی خبری از رحیم واقعا دیگه نگران کنتده شده بود و همچنان منتظر و دلواپس بودیم ولی رحیم همچنان نیامد!!! رحیم با داماد ما دوست بود خواهرم شماره خونشون را پیدا کرد به خونشون زنگ زد خودشو معرفی کرد و احوال رحیم را پرسید اما فقط با یه جمله را شنید ! رحیم شهید شد !!!
وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا