گزیده سخنان آناتول فرانس
دو چیز تفاوت فاحشی را بین انسان و حیوان به وجود می آورد : قدرت بیان و دروغگویی.
برای کسب چیزهای بزرگ، نه تنها باید تلاش کنیم، بلکه باید رویا هم داشته باشیم، نه تنها باید برنامهریزی کنیم، بلکه همچنین باید باور هم داشته باشیم.
تنها تهیدستان هستند که نقد داد و ستد میکنند، نه از سر درست کاری بلکه از سر ناگزیری، چون کسی به آنها نسیه نمیدهد.
در نظام دیکتاتوری، دارایی یکی از امور برازنده است. در نظام دموکراسی، دارایی تنها امر برازنده است.
خنده، بهترین اسلحه جنگ با زندگی است.
دانش و آگاهی کلیدی است که تمام درها با آن باز می شوند.
دانش از خطا به دور است، اما دانشمندان همواره خطا می کنند.
مرگ هرگز دشوارتر از تولد نیست.
قوه تخیل و خیالبافی، مردمان حساس را به هنرپیشگی می کشاند و اشخاص گستاخ و بی پروا را قهرمان می سازد.
خنده طبیعی، فریاد موتور نیرومند بدن است.
هرکس خود را محور جهان می انگارد.
زن رسماً مربی مرد و پیراینده ی اخلاق اوست.
مادر، جلوه حق است، رضایت خدا است؛ باید خدا را خشنود نگاه داشت.
از پشت عینک طلا، دیدگان، درخشش ندارند.
مذهب خدمت بزرگی به عشق نمود زمانی که آن را گناه نامید.
زیبایی دنیا بسته به هنرهای زیبا است؛ هنر، مایه ی غرور و اسباب دلداری و آسایش خاطر است.
تا زمانی که به قدرت نرسیده ای فرمانبردار باش و چون به آن رسیدی، فروتن.
اندیشه های خوب، تراویده ی روح پاک است و بوی خوش، تراویده ی گل خوشبو.
اگر پنجاه ملیون نفر به یک چیز احمقانه باور داشته باشند، آن چیز همچنان احمقانه است.
هرگز به احساساتی که در برخورد اول با کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید.
ما ساخته و پرداخته کسانی می شویم که دوستمان داشته اند.
خطا کردن یک کار انسانی است، اما تکرار آن یک کار حیوانی.
اگر همین افکار و اندیشه پریشان فلاسفه نبود، هم اکنون بشر مانند هزاران سال پیش با ترس و وحشت در غارها زندگی می کرد.
هرگز کتابی به کسی امانت ندهید، چون به شما برگردانده نمی شود. من تمام کتابهای کتابخانه ام امانتی است که از دیگران گرفته ام.
از ویژگیهای طبیعی آدمی است که عاقلانه و منطقی فکر می کند، اما پوچ و بی معنی رفتار می کند.
انسان در کتاب از چیزهایی با خبر می شود که دیدن خود آنها امکان پذیر نیست؛ زیرا عین آنها فرسنگها و یا قرنها و سالها [ از ما ] فاصله دارند.
نقص مهم امپراتوریهای بزرگ دنیا این بود که قوانین را مغزهای قوی برای مردان قوی می نوشتند و ضعف بشر را در نظر نمی گرفتند.
هیچ عیب ندارد که دانا و فیلسوف باشید، ولی اگر هستید، طوری رفتار کنید تا کسانی که با شما حرف می زنند، تصور کنند مانند خودشان ساده اید.
دانش، کلیدی است که همه ی دربها به آن باز می شود.