سخن بزرگان (آندره موروا)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- هر بشری می تواند در ژرفای اندیشه ی خود پناهگاهی بسازد و در آن جای امن، هر گلوله ی سنگین و گران و هر سخن نابجا و نیشدار و مسمومی را ناچیز شمرد.


2- یک روح آرامش جو که آرامش و مسالمت [ =سازواری ] را در سراسر وجود خود احساس می کند، چه ترسی ممکن است به خود راه دهد؟


3- با تمام وجود نسبت به کسی که سزاوار و شایسته ی عشق شما به نظر می رسد سوگند وفاداری یاد کنید.


4- درد حقیقی پیری در ضعف جسمانی نیست، بلکه در سهل انگاری و بی باکی روحی است.


5- به راستی تسلی بزرگی است که کسی بتواند در زمان های درد و تنهایی و فراق، دست کم یک خاطره ی کامل درخشنده را به یاد آورد.


6- برای کار کردن کافی نیست که انسان پشت یک میز بنشیند، بلکه باید خود را در هنگام کار از همه ی اندیشه های گوناگون پاس داشته و در امان نگاه دارد.


7- هدف آموزش و پرورش این نیست که متخصص و اهل فن تحویل بدهد، بلکه هدف آموزش این است که فکر و هوش عالی بسازد.


8- به هر اندیشه و هوش و ادراکی، غذای ویژه ی خودش را باید تجویز کرد که مطابق با اشتهای آن اندیشه باشد.


9- در ادبیات نیز مانند عشق نمی توان به گزینش دیگری اعتماد کرد. باید که مؤمن و معتقد و وفادار باشیم نسبت به آنچه که طبع و اندیشه ی ما می پسندد.


10- صرف داشتن موهبت و استعداد کافی نیست، زیرا اگر آن را به حال خود رها کنند عقیم می ماند.


11- شعر، گونه ای از حالت تاثر و هیجان است که در آن حالت، آرامش و سکون به انسان دست می دهد.


12- کار، از بین برنده ی کسالت و عیب و نیاز است.


13- افراد بشر هیچ گاه نمی توانند به اقدامی مفید مبادرت ورزند و به عملی مشترک دست زنند، مگر اینکه یکی از میان آنان برخاسته و تلاش همه را هر لحظه به سوی هدف مشترک رهبری کند.


14- هر عمل دسته جمعی وقتی درست رهبری نگردد دچار آشفتگی و بی نظمی می شود.


15- بدون وجود وجود فرمانده ی شایسته و سزاوار، عیچ عمل نظامی، هیچ حیات ملی و هیچ زندگانی اجتماعی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد.


16- پیرمردان بسیارند و برای برگزیدن و بهره گیری از آنها نباید دنبال شناسنامه و تاریخ ولادت آنها رفت و کهن ترین آنها را برگزید، بلکه باید به دنبال بهترین آنها رفت.


17- هرم ها از رأس ساخته می شود و چیزی که در معماری بسیار خطرناک است در اداره ی امور عمومی آسان به نتیجه می رسد.


18- مرد اگر نمی خواهد در مرحله ی عشق و محبت خسته شود، باید با حسن نیت، اهمیت مقامی را که عشق در زندگانی و حیات یک زن دارد درک کند.


19- هیچ کاری ممکن نیست برای مملکت انجام گیرد، مگر اینکه هوی و هوس و خواهش های نفسانی و هیجان های روحی مانند عشق و خشم و جز آن در امور مملکتی راه نداشته باشد.


20- نخستین ویژگی مورد نیاز یک مدیر، داشتن اراده است.


21- در حقیقت، هیچ چیزی برای فرمانبران و زیردستان آنقدر باعث دلسردی و دلسوختگی از کار نمی شود که داشتن یک مدیر سست عنصر و دو دل و دورو.


22- نمود شخصی همان میزان حکومت می کند که خود شخص.


23- یک مدیر حقیقی هیچگاه گمان و باور ندارد که یک هدف که برآورده شد، دیگر همه ی کارها جاودانه و منظم و روبه راه شده است.


24- باغی که خوب از آن مراقبت به عمل آمده است اگر مدت زمانی به حال خود رها شود، همه ی آن را علف های هرزه و بد فرا می گیرد.


25- مدیر خوب می داند که هیچ نتیجه ی مطلوبی هیچ گاه به دست نخواهد آمد.


26- ارتش بزرگ همیشه فرمانده ی خود را سرمشق عمل خویش قرار می دهد.


27- خونسردی، بزرگترین صفت برای کسی است که امر فرماندهی را بر عهده گرفته است.


28- گاهی عامل زمان آنقدر مهم است که باید تنها عامل روشن و فرضیه ی اساسی و اصلی برای پاسخ به مسأله قرار گیرد.


29- در دنیا عده ی اندک شماری یافت می شوند که می توان به آنها اعتماد کرد؛ باید گشت و اینها را یافت.


30- مدیر واقعی و حقیقی به بشریت اعتماد نمی کند، اما به چند تن از مردان به تمامی اعتماد می کند.


31- یک مدیر پر توقع و جدی همیشه بیش از یک مدیر سهل انگار و سست، مورد علاقه و محبت زیردستان است.


32- راز اینکه انسان را دوست بدارند، این است که او دوست بدارد.


33- بسیار اشخاص کم و نادری هستند که با سرشت های مشخص بتوانند در برابر قدرت بلامنازع [ =بی مدعی ] که به آنها داده شده مقاومت کنند و به بیان دیگر، خود را گم نکنند.


34- آزادی، یک حق غیر قابل تصرف بشری نیست، بلکه یک پیروزی مورد پسند است که باید هر روز این پیروزی و فتح از نو آغاز گردد.


35- هیچ رهبری نمی تواند قدرت خود را پاس دارد، مگر اینکه هر روز خود را سزاوار آن قدرت نشان دهد.


36- طوفان، درد و تباهی را آشکار ساخته، اما او به هیچ وجه آفریننده ی تباهی و درد نبوده است.


37- گرگ پیر تا زمانی که قدرت آن را دارد که طعمه ای به چنگ آورد و آن را از هم بدرد مورد احترام [ =بزرگ داشتن ] است.


38- دگرگونی های پرشتاب و نوآوریهای شگفت انگیز دلیل پیروزی جوانی است و استقامت و پایداری، ثبات و استحکام سنن و عادت ها، دلیل بر حیثیت و شرف پیری است.


39- زندگانی، یک نمایش و سینمای همیشگی است. تماشاچیان صحنه ی زندگانی یکی پس از دیگری برمی خیزند و از سینمای زندگانی بیرون می روند.


40- رمز پاس داشتن چابکی و نرمی و ظرافت آن است که انسان هیچ گاه ورزش را ترک نکند.


41- آنچه را که دیروز انجام شده است امروز نیز می توان انجام داد، اما آنچه که انجام نشده برای همیشه از دست به در شده است.


42- فن پیر شدن عبارت است از جنگ و نبرد در برابر بدی ها و معایب پیری، که در پایان زندگانی ما، یعنی دوره ی نیکبختی و خوشبختی ما پا به عرصه ی ظهور می گذارد.


43- هر عملی که برای جوان گردانیدن و بازدارندگی از آشکار شدن پیری باشد یک عمل و رفتار ناشی از تمدن و مدنیت است.


44- عشق پیرانه سر نیز می تواند آن قدر مؤثر و گیرا و همان اندازه صادقانه و صمیمانه باشد که مهرورزی ایام جوانی، صادقانه و صمیمانه و مؤثر و گیرنده است.


45- یک پیرمرد بدون اندوه و با نشاط هرگز بدون دوست و رفیق نخواهد ماند.


46- اگر همه ی مردم می دانستند که همه ی مردم از همه ی مردم چه چیزها که نمی گویند، هیچ کس به هیچ کس سخنی نمی گفت.


47- عیب و علت واقعی و اصلی پیری در ضعف جسمانی نیست، بلکه در بی علاقگی روحی است.


48- مردمی که آرام تر و کندتر پیر می شوند آنهایی هستند که با فرهنگ و فرزانگی، دلیل و برهان زندگانی را درک نموده اند.


49- در بسیاری از زمانها، پیرمردان بهتر از جوانان، راه و رسم فرمان دادن و اداره کردن را می دانند.


50- فن و هنر پیری آن است که انسان سالخورده خود را به منزله ی تکیه گاه زندگانی و به منزله ی مرد مورد اعتماد نسل های آینده قرار دهد، نه اینکه خود را در برابر جوانان به منزله ی یک دشمن و رقیب نمایان سازد.


51- یک مرد خردمند، پس از آنکه زمانی را صرف کار و تلاش ویژه ای کرد، بقیه ی عمر را جز صرف آسایش خویشتن و فرهنگ و تربیت خاص خود نخواهد ساخت.


52- برای مردمانی که جز به تکمیل احساسات بشری نمی اندیشند، موسیقی پناهگاهی شایسته و ابزار سرگرمی مؤثری است.


53- قدرت و توان بیش از آنکه مربوط به سن و سال باشد، به تندرستی و سلامت وابسته است.


54- مسرت ها و خوشی های زندگانی در سنین پیری بسیار لذت بخش تر و گواراتر از دوران جوانی است.


55- پیروزمندان! فراموش نکنید که پیروزی های بشری همیشه نسبی و موقتی است.


56- هیچ پیروزی ای آینده ی ما را در نظر ما مشخص نمی سازد و نمی تواند باعث اعتماد ما به آینده ی دور و درازی باشد.


57- هیچ انقلابی نتوانسته است نیکبختی و خوشبختی جاودانه ی اجتماعی را تضمین کند.


58- ثروتها و نام آوریهایی که زاده ی یک لحظه از عمر اند در یک لحظه از زمان فنا می شوند.


59- جنگ و نبرد زندگانی باعث پایداری و قوت شما خواهد شد.


60- دانشمند کسی است که از بررسی ها و تجربه های خود، حدس ها و قیاس هایی [ =سنجش ] بدست آورد که دارای روابط همیشگی و ثابت از نظر فنون (حوادث حسی) باشند.


61- امید و رویای یک مرد عمل این است که در زمانهای بی نهایت دشوار و در موارد پیچیده و سخت، نسبت به ادراک حیوانی و هوش فطری خویش اطمینان خاطر کامل به دست آورد.


62- دانسته ها و آگاهی های ما جز در موارد لازم و مناسب از آنِ ما نیستند.


63- یک مرد بزرگ عمل، به یک شاعر بایستی بسیار بیشتر نزدیک باشد تا به یک مؤلف دایره المعارف... .


64- برای مرد عمل، اندیشه با عمل درهم است، همان گونه که برای یک شاعر، اندیشه با تصویر و نشانه های درهم و مربوط می باشد.


65- کسی که بخواهد همه کاره باشد هیچ کاره است.


66- به راستی عبث و بیهوده است که انسان از طبیعت چیزی را بخواهد که به او داده نشده است.


67- تا زمانی که کارت به انجام نرسیده، نباید از راهی که برگزیده ای، از انحراف و تغییر جهت روی برتابی.


68- باید در هر کاری به امکان و عملی بودن آن کار ایمان داشت.


69- بهترین خلق و خوی، بردباری و متانت و به ویژه، خوش منشی و شوخ طبعی است که توانایی و قدرت آن را دارد که برای یک زن و شوهر خوشبختی فوق العاده به بار آورد.


70- آگاه باشید! دوست داشتن و عشق ورزیدن را باید احساس کرد.


71- عشق مانند آن بوته ی خاری است که هرچه بیشتر در کندن آن از زمین تلاش شود، آن خارها بیشتر در جسم و گوشت طرف مقابل نفوذ و رسوخ می نماید.


72- انسان همیشه در پی چیزی است که از او دوری می جوید و رد می کند چیزی را که به او تسلیم می گردد.


73- کسی که در دسترس و معرض دید و همنشینی قرار ندارد آسان می تواند مورد تحسین و ستایش قرار گیرد.


74- وقتی که غذایی به عشق و محبت نرسد و بی قوت بماند، یا به خواب می رود و یا فنا می شود و یا به علت نقص کمک از مبدأ کمال و فراوانی دچار کاستی می شود.


75- ستایش، خود گونه ای از هدیه و ارمغان است.


76- اگر زن درصدد تلاش و کوشش مجدد برای دور کردن مرد از شغل اش برآید، جز اینکه کینه و بغض مرد را به خود متوجه سازد نتیجه ی دیگری نمی گیرد.


77- بهترین کتابها و رمان های عاشقانه آنهایی هستند که به آنها که سزاوار حقیقی محبت و عشق اند، راه و رسم زندگانی را بیاموزند.


78- یکی از موارد اساسی آیین دلبری این است که شخصی که می خواهد محبوب باشد باید وقت بیشتری را صرف تربیت و فرهنگ خویش نماید.


79- هر کاری که با عشق و محبت آغاز می گردد، لذت بخش و سرورآمیز است، اما عشقی که با کار آمیخته شود لذت اش بیشتر و مسرت و سرور آن افزونتر است.


80- همان گونه که هر چیز تازه ای، جذابیت و تمایل بیشتری دارد، در برابر، از قابلیت فناپذیری بیشتری نیز برخوردار است.


81- استعداد و ذوق همیشه برای زن و شوهر، تازگی و تجدد و تنوع پایدار و همیشگی ایجاد می کند.


82- کسی که دیگری را دوست دارد و به راستی به او عشق می ورزد، هر روز تلاش می کند یک کشیش دهکده ای باشد که دوست دارد همه شب خیابان های تنگ و پرپیچ و خم خود را طی کند و در محیط اندیشه و هوش و استعداد محبوب خود گردش نماید.


83- بزرگترین رمز خسته نشدن، طبیعی بودن است.


84- اگر ما دلدار خود را با ویژگی های خاص خودش برگزیده ایم، باید بگذاریم که او در حرکات و پرورش و نمو آزاد باشد.


85- عشق نیاز به تجزیه کننده ندارد، بلکه برای بیان نیازمند شاعر است.


86- کسی که با نیروی تمام دوست دارد و با قدرت کامل عشق می ورزد، می فهمد که اگر لازم باشد باید خود را تازگی مجدد بخشد و دم به دم خویش را نو و نوتر نماید.


87- یک عشق بزرگ، به موجودات بسیار ساده قدرت و قابلیت تیزهوشی، از خودگذشتگی و اعتماد و اطمینان خاص می بخشد.


88- برای همگان، حکومت کردن بر خانه از هر جای دیگر و هر امر دیگری دشوارتر است.


89- در عمل، کسی که خود را می گذارد تا بخورند اش، خورده می شود و می میرد، بدون اینکه اثری از خود بر جای گذارد.


90- اگر یک معاون و یا قائم مقام به گونه ای قلبی نپذیرد که مدیر مافوق او، دانسته‌های تجربه‌هایش بالاتر از او است، هرگز نمی تواند خدمتگزاری درست باشد.


91- تا زمانی که انسان گمان می کند وجودش می تواند برای جلوگیری از خطا و اشتباه مفید باشد باید در پست خود باقی بماند.


92- در رازداری، مسرت و سرور ویژه ی خودش نهفته است.


93- رازداری نقشی است که حاضر جوابی و دانایی ویژه ی خود را لازم دارد، اما از همه جهت، مسرت انگیز و شعف [ =شادمانی ] آمیز است.


94- سرور و مسرت بسیار زیاد به دست آمده از کار خوب به حدی است که می تواند جانشین تمام مسرت ها و خوشی های جهان گردد.


95- بهشت یک باغبان، باغ او است و بهشت یک نجار، میز کارگاه او می باشد.


96- زن خوب، وزیر دارایی خوبی برای خانه است و در اثر لطف و مهربانی و بینایی و بینش او است که بودجه ی خانه همیشه در تعادل است.


97- یک زن از نتایج زحمت های خود در تنظیم خانه که دنیای کوچک کاملی است باید به همان میزان مغرور و مفتخر باشد که یک رجل دولتی برجسته ای که توانسته مملکتی را نظم و ترتیب بخشیده و سازمان دهد.


98- هیچ آموزشی بدون کاردانی مناسب نیست.


99- چیزی که بدون زحمت و رنج آموخته شود روزی فراموش می شود.


100- بهتر است انسان میزان و مقدار کمی از امور را کامل فرا گیرد تا اینکه به طور متوسط مقدار زیادی از مواد را بیاموزد.


101- اشخاص عاقل می کوشند تا خود را همرنگ محیط سازند و اشخاص دیوانه سعی می کنند محیط را به رنگ خود درآورند. به همین جهت تحولات و پیشرفتهای جامعه به دست اشخاص دیوانه بوده است.


102- حسود را آزار مده که خود در آتشی بی پایان می سوزد. هر چیزی که مطابق میل و آرزوی ماست، حقیقت محض به نظرمان می رسد و تمام آن چیزها که بر خلاف میل مان است، خشمناکمان می کند.


103- بشر خیلی زود به خوشبختی عادت می کند و خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است.


104- برای اینکه دوست پیدا کنی، باید خود را سزاوار و آماده دوستی کنی.


105- هر چیزی که مطابق میل و آرزوی باطنی ما است، به نظر، حقیقت محض و هر آنچه بر خلاف میل ما باشد باعث خشم مان می شود.


106- بعد از کتابهای آسمانی، شریف ترین و ثمربخشترین کتابها بیوگرافی و شرح حال است.


107- افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محیط سازند، اما اشخاص دیوانه سعی می کنند محیط را به رنگ خود در آورند. به همین دلیل، تحولات و پیشرفت های اجتماع به دست دیوانگان بوده است.


108- بشر به امید زنده است و امید همان آرزو است.


109- خوب اندیشیدن آن است که ما از مدل و نمونه ی کوچک داخلی دنیای وجود خودمان بر اساس دنیای بزرگ و حقیقی، تصویر درست و روشنی که سزاوار وجود خود ما است بسازیم.


110- اگر با شتاب وارد مرحله ی قضاوت بی دلیل نشویم و شتابزده تصمیم نگیریم، آن وقت توانسته ایم گامی بزرگ به سوی فرزانگی و خرد و احتیاط و پرهیزگاری برداریم.


111- هیجانات شدید نفسانی و عشق و شهوت و خشم نمی تواند یک بشر را، یک انسان را راهنمایی و رهبری کرده و به هدف و مراد خود برساند.


112- هیچ تجربه و آزمونی را نمی توان دلیل اعتبار گرفت.

زندگینامه آندره موروا :


آندره موروا (Andre Maurios)نویسنده و بیوگرافی‌نویس بزرگ فرانسوی اصلاً یهودی است و نام اصلی او امیل هرزوگ (Emile Herzog) است. در سال 1885 در شهر البوف متولد شد. وی پس از اتمام تحصیلاتش در البوف و سپس در شهرهای روان و کان، مسئولیت نظارت بر کارخانه نساجی خانواده‌اش را به مدت ده سال به عهده گرفت. در جنگ جهانی اول از طرف ارتش فرانسه به سمت رابط و مترجم بین دسته‌های نیروی فرانسه و انگلیس تعیین شد. بدین‌جهت با روحیات انگلیس‌ها از نزدیک آشنایی یافت و این آشنایی ایجاد علاقه‌ای کرد که در طول سی‌ سال آثار ادبی و تاریخی و تحقیقی متعددی درباره انگلستان بنویسد. بهترین این آثار دو رمان : خاموشیهای سرهنگ برامبل Les Silences du Colonel Bramble (1918)، مذاکرات دکتر اُ. گریدی Les Discours du Docterur O’Grady (1921)- توصیفهایی طنزآمیر و سرگرم کننده از یاران زمان جنگ که موروا را به مردم شناساند
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود