گزیده سخنان امام محمد باقر (ع)
از جملهی ضعف و سستی آن است که کسی به تو احسانی کند و تو به عوض مکافات او نکنی.
چون مهمان بیاید او را اعانت و یاری کنید در فرود آمدن و وقتی که خواهد بار کند و برود او را مدد نکنید بر رفتن که این دلیل بر خسّت نفس است و در رفتن توشه همراهش بکنید و توشهی نیکو و خوشبو به عمل آورید که این، دلیل جوانمردی است.
یک برادر مؤمن را که از برای خدا با او برادری کنم و سیر کنم نزد من بهتر است از آنکه ده مسکین را سیر کنم.
هرگاه شما را به عروسی بطلبند دیر بروید زیرا که دنیا را به یاد شما میآورد و چون شما را به جنازه بخوانند زودتر بروید چون آخرت را به یاد شما میآورد.
رازی به زنان مگویید و دربارهی خویشان شما آنچه گویند اطاعت مکنید.
لعنتی که از دهان شخصی بیرون میآید میگردد اگر صاحبش را بیابد آنجا قرار میگیرد اگر نه به گویندهاش برمیگردد.
هر که طعنی بکند در روی مؤمنی به بدترین مردنها بمیرد سزاوار است که عاقبتش به خیر نباشد.
هر مسلمانی که به دیدن مسلمانی بیاید یا پی کاری بیاید او در خانه باشد و او را رخصت ندهد و بیرون نیاید پیوسته در لعنت خدا باشد تا به یکدیگر ملاقات کنند.
سه چیز است که هر که مرتکب آنها شود پیش از مردن عقوبت آنها را مییابد: ظلم و قطع صلهی رحم و قسم دروغ و بسیار است که جماعتی بدکردارند و به سبب صلهی رحم مال و فرزندان ایشان بسیار میشود و قسم دروغ و قطع صلهی رحم خانهها را از اهلش خالی میکند و نسل را منقطع میکند.
هر که بر غلامی یا کنیزی به قدری از حدود الهی بزند بیآنکه جرمی از او صادر شده باشد که به حسب شرع مستحق آن حد شده باشد گناه او را کفارهای نیست به غیر از آزاد کردن او.
واجب است از برای مؤمن بر مؤمن که هفتاد کبیرهی او را بپوشاند.
تبسّم کردن در روی برادر مؤمن حسنه است و خاشاکی از او برداشتن حسنه است و خدا هیچ عبادتی را دوستتر از شاد گردانیدن مؤمن نمیدارد.
یک حج بهتر است از هفتاد بنده آزاد کردن و خرج کشیدن و نفقه دادن اهل یک خانه از مسلمانان که ایشان را سیر کند و بپوشاند و روی ایشان را از سؤال کردن حفظ کند بهتر است از هفتاد حج.
مؤمنی که برادر مؤمنش حاجتی به نزد او بیاورد و او قادر نباشد بر برآوردن حاجت او دلش غمگین شود به سبب این خدا بهشت را بر او واجب گرداند.
هر که در انگشتر خود آیهای از قرآن نقش کند آمرزیده شود.
سه چیز است که خدا به هیچ وجه در آن رخصتی نداده است: اول پس دادن امانت از هر که باشد خواه نیکوکار و خواه بدکار، دوم وفا به عهد و پیمان کردن خواه با نیکوکار و خواه با بدکار، سوم نیکی با پدر و مادر خواه نیکوکار باشند و خواه بدکردار.
کسی که از روی خشم و غضب به سوی پدر و مادر نظر کند در وقتی که بر او ظلم کنند خدا هیچ نماز او را قبول نکند.
یک شب تب برابر است با عبادت یکساله و دو شب تب برابر است با عبادت دو ساله و سه شب تب برابر است با عبادت هفتاد ساله.
اگر مصاحبت کنی با مثل و مانند خود مصاحبت و رفاقت بکن و با کسی رفیق مشو که خرج تو را کشد که این موجب خواری مؤمن است.
کسی که به کشتی سوار میشود برای تجارت دین خود را در معرض تلف درآورده است.
هر که خشمی را فرو خورد و قادر باشد که آن را به عمل آورد حق تعالی دلش را از ایمنی و ایمان پر کند در روز قیامت.
مذاکرهی علم ثواب نماز مقبول دارد.
از مشقت زندگانی است خانهی تنگ.
هر اهل خانهای که نزد ایشان گوسفند شیردهی باشد هر روز دو مرتبه ملائک به ایشان گویند خدا شما را برکت دهد.
چون به طلب حاجت بیرون بروید در روز بروید که در شب حاجت برآورده نمیشود.
کسی که طلب دنیا کند برای آنکه از مردم سؤال نکند و روزی عیال خود را فراخ گرداند و با همسایگان خود احسان کند در روز قیامت روی او مانند ماه شب چهارده باشد.
بهشت بر سخنچینان حرام است.
هر که به سوی پادشاه ظالمی برود و او را امر به پرهیزکاری بکند و پند و نصیحت بگوید او را مثل ثواب جن و انس بوده باشد.
یک نشستن با کسی که اعتماد بر او داشته باشم نزد من بهتر است از عبادت یک سال.
عطسه نیکو چیزی است نفع میرساند به بدن و خدا را به یاد میآورد.
خدا دوست میدارد کسی را که خوش طبعی کند میان مردم مادامی که فحش نگوید.
مردم یا مؤمناند یا جاهل پس مؤمن را آزار نباید کرد و با جاهل بیخردی نباید کرد و اگر نه مثل او خواهی بود.
با منافق با زبان خوش سازگاری بکن و محبت قلبی خود را خالص گردان برای مؤمنان و اگر یهودی با تو همنشینی کند نیکو مجالست کن با او.
در نمک شفای هفتاد نوع از انواع درد هست و اگر مردم بدانند که چه منفعتها در نمک هست مداوا نکنند مگر به آن.
بدنی که بیماری نکشد طغیان به هم میرساند و در چنین بدنی خیری نیست.
اگر کسی با گبری مصافحه کند دستش را بشوید.
هر که ميّتی را غسل بدهد و آنچه از عیبهای آن ميّت بر او ظاهر شود به کسی نقل نکند گناهانش آمرزیده شود.
هر که کفن کند مؤمنی را چنان است که ضامن پوشش او شده باشد تا روز قیامت و هر که بکند از برای مؤمنی قبری چنان باشد که او را در خانهی موافقی جا داده باشد تا روز قیامت.
هر مؤمنی که به قصد دیدن برادر مؤمن خود از خانه بیرون رود حق او را شناسد حق تعالی به هر گامی حسنهای در نامهی عملش بنویسد و گناهی از او محو کند و درجهای برای او بلند کند.