سخن بزرگان (برتراند راسل)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- عطش قدرت، خطرناک ترین پدیده خود سری مدیر است.


2- از بین ده زن، نه زن پیش از به کار بردن تازیانه، آن را از دست مردان می گیرند.


3- اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم، نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود.


4- احساس وظیفه در کار، نیکو و در روابط، آزاردهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت.


5- ترس از عشق، ترس از زندگی است و آنان که از عشق دوری می کنند مردگانی بیش نیستند.


6- زندگی خوب، زندگی شاد است. البته قصد من این نیست که اگر شما خوب باشید حتما شاد خواهید بود. منظور من این است که اگر شما شاد باشید خوب زندگی خواهید کرد.


7- حاضر نیستم در راه باورهایم کشته شوم، چون ممکن است برخطا باشم.


8- اینکه نظری را همه می پذیرند، نمی تواند دلیلی بر درست بودن آن نظر باشد. در حقیقت، با توجه به نادانی اکثریت نوع بشر، امکان نادرست بودن نظری که همگان آن را می پذیرند بیشتر است تا عکس آن.


9- تا چهل سالگی که مغزم خوب کار می کرد، به ریاضیات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگی که ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر که به کلی مغزم کار نمی کرد به سیاست!


10- راستش را بخواهید هر تقلیدی خطرناک است.


11- گرچه تقلید محض همیشه مردود است، از آشنایی با نثر خوب، ثمره ی بسیاری به دست می آید؛ به ویژه در پروراندن زیبایی وزن نثر.


12- انگیزه هایی که مردمان را به فلسفه کشانده گوناگون است. با حرمت ترین انگیزه ها میل به شناختن جهان بوده است.


13- فلسفه باید خطاپذیری ذهن بشر را به ما بفهماند.


14- ما متوجه خواهیم شد که محکمترین و تعصب آمیزترین باورهای ما آنهایی هستند که کمترین دلیل ها برای درستی شان در دست است.


15- اگر آدمی آنقدر به غذا بی اعتنا باشد که زرد و ناتوان شود، ما نباید او را تحسین کنیم؛ اما مردی که از آگاهی به نیازهای خویش به مرحله ی همدردی با گرسنگان رسیده باشد سزاوار تحسین ما خواهد بود.


16- فلسفه نباید از زندگانی شخصی بکاهد، بلکه باید بر آن بیفزاید.


17- اگر امید و آرزوی شما منحصر به خودتان یا کشورتان یا طبقه تان یا پیروان باورتان باشد خواهید دید که به موازات لطف و مهر و محبت شما عواطف خصمانه وجود دارد.


18- اگر بنا باشد که جهان از فاجعه هایی که آن را تهدید می کنند جان به در برد مردمان باید بیاموزند که دامنه ی همدردی شان را گسترده تر سازند.


19- همکاری جهان با فن و صنعتی که ما امروز داریم می تواند فقر را از میان بردارد و می تواند مرتبه ای از سعادت و رفاه را برای همه ی نوع بشر فراهم کند که بشر هرگز به خود ندیده است.


20- دلایل این ناتوانی مسخره و اندوهبار در اینکه چنان رفتار کنیم که منافع همگان حکم می کند، در امور خارجی نیست، بلکه در طبیعت عاطفی خود ماست.


21- مردم متوحش مردم سخت گیرند.


22- کمتر رخ می دهد که ترس، عمل عاقلانه ای را باعث شود و بیشتر منجر به عملی می شود که آن خطری را که ترس از آن برخاسته افزایش می دهد.


23- انسانی که امید و آرزویش از حدود زندگانی شخصی فراتر رفته باشد مانند انسانی که آرزوهایش محدود باشد در معرض ترس نیست.


24- جوهر عرفان چیزی نیست جز گونه ای قوت و عمق احساس نسبت به باورهایی که انسان درباره ی جهان دارد.


25- آرمانهای ما فقط با درآمیختن با جهان به ثمر می رسند و چون از جهان جدا شوند عقیم می مانند. اما آرمانی که از حقیقت بترسد یا از پیش بخواهد که جهان موافق خواهشهای او باشد توانایی این آمیزش را ندارد.


26- بینش نسنجیده و نیازموده برای فراهم آمدن حقیقت کافی نیست، هر چند که بسیاری از مهمترین حقایق نخست به این صورت تجلی کرده اند.


27- کسانی که عقلشان ضعیف است حاضر نیستند این را در مورد خودشان بپذیرند؛ هر چند همه این را در مورد دیگران می پذیرند.


28- در هر لحظه، یک چیز یگانه و تازه نهفته است.


29- خواندن آثار فلان نویسنده تنها با هدف رد کردن سخنان او، راه شناخت آن نویسنده نیست. خواندن کتاب طبیعت نیز با این باور که سراسر این کتاب خرافات است به همان ترتیب، راه شناخت طبیعت نیست.


30- اگر خوب زندگی کنی به حتم شاد نمی شوی، اما اگر شاد باشی خوب زندگی خواهی کرد.


31- بذر اندیشه و فکر بپاش، عمل و نتیجه درو کن.


32- گرفتاری این دنیا از این است که نادان از کار خود اطمینان دارد و دانا از کار خود مطمئن نیست.


33- راز شادمانی در این است: بگذارید دلبستگی‌های شما تا حد امکان گسترده باشند. بگذارید واکنش‌هایتان نسبت به چیزها و اشخاصی که به آنها دلبستگی دارید، به جای دشمنانه بودن، تا حد امکان دوستانه باشد.


34- زندگی کردن بدون برخی از چیزهایی که می‌خواهید، بخش ضروری شادمانی است.

زندگینامه برتراند راسل :


برتراند آرتور ویلیام راسل، سومین ارل راسل (به انگلیسی: Bertrand Arthur William Russell, 3rd Earl Russell)، (زادهٔ ۱۸ مه ۱۸۷۲ — درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰)، فیلسوف، منطق‌دان، ریاضی‌دان، مورخ، جامعه‌شناس و فعّال صلح‌طلب بریتانیایی بود که در قرن بیستم می‌زیست.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود