سخن بزرگان (جان اشتاین بک)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- انسان به بودن در هر جایی عادت می کند و دیگر برایش سخت است که از آنجا برود. نحوه فکر کردنش هم بعد از مدتی عادت می شود و عوض کردنش سخت است.


2- سرشت آدمی‌ این است که همچنان که بر سن او افزوده می‌شود، از دگرگونی نافرمانی کند، به ویژه با بهبود یافتن.


3- بزرگترین امید آن است که امید را به قصد کشت، کتک بزنیم.


4- نویسنده، وظیفه دارد، گنجایش پذیرفته شده ی انسان را برای شکوه و بزرگی روح و روان نشان دهد و آن را بستاید.


5- نویسنده ای که به کمال انسان، باور پابرجا نداشته باشد، نه احساس بخشش و پایبندی به ادبیات دارد و نه هرگز عضو خانواده ی ادبیات است.


6- گاهی برخلاف شکست و نابوديِ کمابیش قطعی، باید نابخرد و بزدل باشیم که در آستانه ی بزرگترین پیروزی نهفته مان، میدان را ترک کنیم.


7- ادبیات به دیرینگی گفتار است. ادبیات از دل نیاز بشری به آن سرچشمه گرفته و هیچ تغییری نیافته است، جز این که نیاز بشر به آن بیشتر شده است.


8- اگر شاهراه زندگی، تنها دو راه بنیادی داشته باشد و می بایست تنها یکی از آنها را برگزید، چه کسی می تواند ادعا کند که کدام یک بهتر است؟


9- در زندگی، مواردی هست که حتی از دوستان آدم هم کاری ساخته نیست.


10- انسان در دنیا تنها است و در میان همنوعان خود، تنها است و چشم داشتِ هیچ گونه آسایش و دلداری از هیچ جا ندارد.


11- آدم نمی تواند همه چیز را با هم داشته باشد.


12- از هر رویدادی که رخ می دهد، باید درسی گرفت.


13- چه نیکو است که آدمی مورد اعتماد باشد.


14- کسی که داستانی می نویسد، ناچار است بهترین دانستنی ها و بهترین احساسات خود را در آن بگنجاند.


15- نویسنده در فضایی از بیم و ارج نهادن به واژه زندگی می کند، زیرا واژه ها می توانند ستمگر یا مهربان باشند و نیز می توانند درست در برابر چشمان شما، معانی [ =چَم ها ] را دگرگون کنند.


16- نویسندگانِ نادرستی هم هستند که برای مدتی کوتاه، کارشان را از پیش می برند، ولی نه برای مدتی دراز، نه برای مدتی دراز.


17- وظیفه ی نویسنده این است که تعالی ببخشد، بگستراند و نیرو بخشد.


18- یک گلف باز نمی تواند در کار خود کامیاب شود، مگر اینکه، ضربه زدن به یک توپ کوچک را برای خود، مهمترین چیز دنیا بداند.


19- من به این نتیجه رسیده ام که گاهی گزینش یک شخص برگزیده به گونه ی مخاطب، بسیار کارساز است؛ شخصی حقیقی که او را می شناسی، یا شخصی فرضی؛ باید برای آنها بنویسی.


20- یک کتاب، مثل یک انسان است: باهوش و کودن، دلیر و ترسو، زیبا و زشت.


21- زمان، تنها خرده گیری است که جاه طلبی ندارد.


22- به یک خرده گیر اگر رو بدهی، خودش را دانای روزگار می داند.


23- هر انسانی، برای خود بهایی دارد، ولی بهای نویسنده - نویسنده ای راستین - را به سادگی نمی توان روشن کرد و کمابیش، نمی توانید به این بها تحقق ببخشید.


24- آدمی تنها زمانی می کوشد چیزی را ثابت کند که نسبت به آن چیز آسوده نباشد.


25- نخستین آرزوی یک نویسنده این است که بگذارد کسی کتابش را بخواند.

زندگینامه جان اشتاین بک :


جان ارنست استاینبک جونیور (به انگلیسی: John Ernst Steinbeck, Jr.) (زاده ۲۷ فوریه ۱۹۰۲ - درگذشته ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸) یکی از شناخته شده‌ترین و پرخواننده‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکاست. از بهترین آثارش می‌توان به خوشه‌های خشم (۱۹۳۹) اشاره کرد.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود