سخن بزرگان (جیم رآن)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- احساسات، همانند افکار، این گنجایش را دارند تا ما را به سمت آینده‌ای درخشان و یا آینده‌ای ناخوشایند به پیش برند.


2- داشتن منش درست، پیش‌نیازی ضروری [=بایسته] برای کامیابی و خوش‌بختی‌ست.


3- احساساتی که داریم، منش ما را به وجود می‌آورند و این منش ماست که در پایان، کیفیت زندگی را تعیین می‌کند.


4- اگر بتوانیم درس‌های فرا گرفته از گذشته را چراغ پیش روی خود کنیم و آنها را در زندگی خود به کار بندیم، آنگاه می‌توانیم دوازده ماه آینده را تا حد چشمگیری دگرگون سازیم.


5- ایجاد یک بینش تازه درباره‌ی گذشته، کلید دگرگونی منش آینده‌ی ماست.


6- تا بینش خود را درست نکنیم، نمی‌توانیم منش خود را دگرگون سازیم.


7- تا زمانی که در را به روی تاریکی‌های گذشته نبندیم، نمی‌توانیم به سوی آینده‌ای بهتر و درخشان‌تر به پیش رویم.


8- اکنون، آنجایی‌ست که آینده‌ی ما از آن آغاز می‌شود.


9- اهداف و آرزوهای گذشته، فرصت‌ها و سودمندی‌های اکنون را به ما پیشکش می‌کنند.


10- امروز هیچ ربطی به کار نادرست دیروز یا پشیمانی فردا ندارد.


11- آنچه که در آینده بناست روی دهد، یک تصویر آینه‌ای از بینش اکنون و منش ما در رابطه با زندگی‌ست.


12- رؤیاهای ما، به ما روح اندیشه، کردار و احساس می‌بخشند و سبب می‌شوند که ما به درستی، همان فردی شویم که رؤیاهایمان بدان می‌اندیشند.


13- هیچ چیز بیرون از اراده‌ی ما نیست و هیچ چیز هم بیرون از تصور ما وجود ندارد و تصور، نقطه‌ی آغاز همه‌ی پیشرفت‌هاست.


14- آنچه که ما را از شناسایی شایستگی‌ها و موهبت‌های ذاتی خویش باز می‌دارد، رفتار نه چندان خوبی‌ست که با خود داریم.


15- اگر ما به درستی، خود را بشناسیم و نیروها، توانایی‌ها، منابع [=سرچشمه‌ها]، عمق [=ژرفای] احساس، حس شوخ‌طبعی و نیکی‌های بی‌همتای خود را کشف کنیم، آنگاه، هرگز نسبت به توانایی خود در پایه‌گذاری آینده‌ای بهتر شک نخواهیم کرد.


16- هر کدام از ما به نوبه‌ی خود، بی‌همتا و بی‌مانندیم. شما در دنیا هیچ کس را نمی‌توانید مشابه خود پیدا کنید.


17- ما برای نگاهبانی از آینده‌ی بهتر خود، بایستی این جُربُزه و دلیری را داشته باشیم تا در صورت نیاز، خود را از جمع دوستان ناباب کنار بکشیم.


18- ما باید همواره به یاد داشته باشیم که کژی‌های بزرگ، از کارهای نادرست کوچک آغاز می‌شوند و کارهای نادرست کوچک به مرور زمان تبدیل به کژی می‌شوند.


19- تکرار و تمرین، مادر مهارت است.


20- کامیابی به سراغ کسانی خواهد رفت که در پی پیشرفت هستند، نه کسانی که به آن نیاز دارند یا فقط می‌خواهند از مواهب [=دهش‌های] آن بهره‌مند شوند.


21- زندگی، به شایستگی‌ها پاسخ می‌دهد، نه به نیازمندی‌ها.


22- منش، یک سرمایه است؛ گنجی باارزش که باید از آن به درستی نگاهبانی کرد.


23- داشتن منش درست، یکی از پایه‌های کامیابی‌ست.


24- زندگی به گونه‌ای طراحی نشده است که سهم ما را با توجه به نیاز ما بدهد؛ زندگی به نسبت شایستگی به ما می‌دهد.


25- بینش متوازن [=هم‌سنگ]، منش ژرف و دیدگاه پسندیده درباره‌ی زندگی، زمانی ارزشمند خواهد بود که به کار آمده و سبب پیشرفت ما گردند.


26- همواره در نبودِ نیکی، شر و بدی به وجود می‌آید.


27- اگر گاهی به نظر می‌آید که زندگی، دادگرانه نیست، نباید کسی جز خود را گناهکار بدانیم.


28- گفتگو درباره‌ی هدف، یک چیز است و به ثمر رساندن آن، چیز دیگری‌ست.


29- ما هر روز می‌توانیم یک نظم ویژه را جایگزین یک بی‌تدبیری کنیم.


30- آنچه که به دست می‌آوریم، سبب ارزشمندی ما نمی‌شود، بلکه چیزی که در فرآیند کنش‌ها می‌شویم، ارزش را به زندگی ما می‌آورد.


31- این تلاش و کوشش است که رؤیاهای انسان را برآورده می‌سازد.


32- اگر دگرگونی برای ما دشوار باشد، همان گونه که هستیم، می‌مانیم.


33- ما، هم توانایی و هم مسئولیت داریم تا بهترین گزینه‌ها را برای آغاز امروز برگزینیم.


34- کسانی که در جستجوی زندگی خوب هستند، فقط به راستی و چیزی جز آن، نیاز ندارند.


35- تلاش و تکاپوی بدون اندیشه، می‌تواند ویرانگر باشد.


36- باید برای آینده برنامه‌ریزی کرد و فقط در رؤیای آن به سر نَبُرد.


37- داشتن اهداف روشن، بخش ضروری [=بایسته‌ی] هر زندگی‌ست.


38- شبیه هر چیز دیگر، کامیابی، نیاز به گسترش نظم [=سامان] دارد تا بتوان با آن، به رؤیاها دست یافت؛ کار آسانی‌ست، با وجود این، می‌تواند برای انجام، کار دشواری باشد.


39- با تمرین بر روی کوچک‌ترین نظم‌های روزانه، می‌توان به شکلی باور نکردنی، زندگی خود را برای همیشه دگرگون ساخت.


40- همه‌ی پاداش‌های زندگی، در دسترس همه‌ی ماست؛ مشروط بر اینکه در مراحل نخست رشد، نظم را حکمفرما کنیم و از ناآگاهی، دوری گزینیم.


41- ما حتی برای کوچک‌ترین کارها هم بایستی همه‌ی دانسته‌هایمان را بکار گیریم.


42- ما باید برای تبدیل رؤیا به طرح، طرح به هدف و اهداف به کنش‌های عملی روزانه، خود را سامان دهیم تا بتوانیم با گام‌هایی آرام، به سوی آینده‌ای بهتر به پیش رویم.


43- کارهای هوشمندانه، برنامه‌ریزی شده، سخت کوشانه و پاپا، موجی از انرژی‌های تَر و تازه را می‌آفرینند و ما را به سمت آینده‌ای مهیج [=برانگیزاننده] که اندیشه‌ها و خواسته‌های ما را در بر می‌گیرند، هدایت می‌کنند.


44- دستاوردها، همان برداشت‌هایی هستند که از تلاش‌های گذشته‌ی ما به دست می‌آیند.


45- اگر کشاورزی، مُشتی دانه را در بهار بکارد، نباید چشم‌داشت برداشتی بزرگ را در پاییز داشته باشد.


46- کسی که در گذشته، کارهای اندکی کرده است، نباید چشم‌داشت دستاوردهای بزرگی را داشته باشد.


47- دستاوردها، پاداش کسانی‌ست که با آینده‌نگری، از فرصت‌ها، بیشتر بهره گرفته‌اند.


48- فرصت‌ها، دیر به دست می‌آیند و زود، از دست می‌روند.


49- همه‌ی آنچه که ما انجام می‌دهیم، مبنای دستاوردهای آینده‌ی ماست.


50- درس‌های زندگی باید به خدمت ما درآیند، نه اینکه ما را ناامید کنند.


51- اگر دستاوردهای کنونی، خرسند کننده باشند، آینده هم به همان اندازه، برداشتی پُر ثمر خواهد داشت.


52- اگر فردی، بذر خوبی بکارد، ثمره‌ی خوبی هم برداشت می‌کند.


53- هرچه که به دست می‌آوریم، ثمره‌ی دیدگاه‌ها و تلاش‌های گذشته است.


54- اگر از آنچه که شده‌ایم، شادمان نیستیم، پس بودن‌مان را باید دگرگون سازیم.


55- هیچ چیز دگرگون نمی‌شود، مگر اینکه ما دگرگون شویم؛ این، یکی از مبانی زندگی‌ست.


56- هر چیزی که در زندگی داریم، نتیجه‌ی مستقیم از آن چیزی‌ست که هستیم.


57- زندگی خوشایند، آن است که بیش از آنچه که هستیم، شویم تا بیش از آنچه که داریم، داشته باشیم.


58- دستاوردها همیشه پیش‌بینی پذیر هستند، چرا که دستاوردها همیشه نتیجه‌ی فرآیند آن چیزی‌ست که هستیم و شده‌ایم.


59- با بهتر شدن ما، زندگی هم بهتر می‌شود. تا بیش از آنچه که هستیم، نشویم، نمی‌توانیم بیشتر داشته باشیم.


60- ارزش‌های بالا، پاداش‌های بالا نیز به همراه دارند.


61- باید به جستجوی ارزش‌های بیشتر بود، نه ارزشمندی‌های بیشتر.


62- با توجه دقیق به بینش، منش و کارهای خود، می‌توانیم مشارکتی مثبت با آنچه که داریم می‌شویم، داشته باشیم و بر این پایه است که می‌توانیم نسبت به اکنون، بهتر شویم و بیشتر از اکنون داشته باشیم.


63- دستاوردهای بهتر، از بودن بهتر، به دست می‌آیند.


64- بیشتر داشتن، به ما ارزش بیشتر نمی‌دهد؛ بلکه فقط ما را از نظر مادی، نسبت به اکنون، بزرگتر می‌کند.


65- کسانی که نمی‌توانند با درآمد کم، چند پِنی پس‌انداز کنند، هرگز نمی‌توانند در فرصت‌های آتی، چندین دلار پس‌انداز کنند.


66- تعهدات [=پیمان‌ها]، زمانی ارزش دارند که اجرا گردند.


67- ما همه می‌توانیم به آن جایگاهی که می‌خواهیم، برسیم.


68- هیچ رؤیایی دست نیافتنی نیست، مشروط بر اینکه ما در وهله‌ی نخست، جرأت [=یارای] باور آن را داشته باشیم.


69- در هیچ کجای دنیا، فرصت‌ها کم نیستند. کمبود، فقط در افرادی‌ست که اصولاً خود را وقف کامیابی نمی‌کنند.


70- آنچه که روی می‌دهد، تعیین کننده‌ی کیفیت زندگی ما نیست، بلکه چگونگی روبرو شدن با آن رویداد، از اهمیت برخوردار است.


71- دستاوردها، به نیاز پاسخ نمی‌دهند، بلکه به تلاش، کار و تکاپو، پاسخ می‌دهند.


72- اگر ما به سهم خود تلاش کنیم، دستاوردها هم در زمان خود، نمایان خواهند شد.


73- کمتر از حد توان، کار کردن، کارایی اندوه‌‌باری در پی دارد؛ چرا که سبب از بین رفتن خودباوری و شرافت ما می‌شود.


74- زمانی که زندگی، وارونه است، می‌توانیم با انجام کارهای حتی کوچک، ولی ارزشمند، گامی برای دگرگونی و بهتر شدن برداریم.


75- دستاوردها، بیشتر و مهم‌تر از اهداف هستند.


76- تجربه‌ی ما از هر دستاوردی، با چشم‌پوشی از کوچکی یا بزرگی آن، گامی‌ استوار به سوی کامیابی در زندگی‌ست.


77- همواره، انتخاب [=گزینش]، برکت است؛ ولی زمانی که این گزینش، با توانایی‌ها و فرصت‌ها همسو نشود، رنج است تا برکت.


78- ما بیشتر خواهان این هستیم که در سایه‌ی درخت، لَم دهیم تا به خود دردسر دیدن مبارزه‌ی درخت برای یافتن بزرگی و شکوه را ببینیم.


79- دستاوردها، بهترین سَنجه برای اندازه‌گیری پیشرفت انسان‌ هستند.


80- همیشه بزرگ‌ترین پاداش‌ها برای کسانی‌ست که ارزش بیشتری به خویشتن و جهان هستی می‌دهند و کاینات [=موجودات] هم آنها را به سمت آن چیزی که می‌خواهند بشوند، رهنمون می‌سازد.


81- بسیاری از افراد آموخته‌اند که چگونه درآمدِ خوب داشته باشند، ولی هنوز یاد نگرفته‌اند که چگونه خوب زندگی کنند.


82- صادقانه [=از روی راستی] دادن یک شاخه گُل رُز، ارزشی بیشتر از چندین شاخه گُل اُرکیده دارد.


83- همه‌ی ما می‌توانیم بهتر زندگی کنیم؛ این بستگی به ارزشی دارد که ما در زندگی به آن می‌پردازیم و قدردان [=سپاس‌دار] آن هستیم.


84- شادمانی، یک هنر است، نه یک رویداد. شادمانی، چیزی نیست که از آسمان بیفتد.


85- شادمانی، هم سبب کامیابی و هم، نتیجه‌ی آن است و ما می‌توانیم شادمانی را هر زمان که بخواهیم، صرف نظر [=با چشم‌پوشی] از شرایط موجود، تجربه کنیم.


86- شادمانی، می‌تواند هر کجا که هستیم، آغاز شود و چون نمی‌توانیم پدیده‌ها را دست کاری کنیم، باید خود، احساس شادمانی را بیافرینیم.


87- شادمانی، چیزی نیست که بتوان از حساب بانکی برداشت کرد. شادمانی را از زندگی و محیط پیرامون‌مان می‌توانیم برداشت کنیم.


88- ما به جای گرفتن چیزی از امروز، از آن می‌گذریم. در جریان همه چیز هستیم، جز در جریان زندگی امروز.


89- بین رفتن به پاریس و تجربه کردن پاریس، زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد.


90- تنها با خواستن، نمی‌توانیم زندگی بهتری داشته باشیم. ما با تلاش و کوشش می‌توانیم به زندگی بهتر دست یابیم.


91- اگر می‌خواهیم شادمان باشیم، باید شادمانه بیندیشیم، احساس کنیم و به کنش بپردازیم.


92- اگر می‌خواهیم توانگر باشیم، باید توانگرانه بیندیشیم، احساس کنیم و به کنش بپردازیم.


93- بینش، سنگ بنای پازل زندگی‌ست.


94- خُلق و خوی‌ و رفتارهای ما، برگرفته از بینش ماست و از این جاست که به راستی، همه چیز آغاز می‌شود.


95- در مسیر زندگی، بادهای شرایط در یک جریان بی‌پایان، زندگی ما را دگرگون می‌کنند.


96- روشی که برای درست کردن بادبان قایق خود برمی‌گزینیم، ما را به اهداف گوناگون زندگی هدایت می‌کند.


97- روش اندیشیدن ما دگرگونی شگرفی در رسیدن به هدف نهایی به وجود می‌آورد.


98- بزرگ‌ترین چالش در زندگی، مهار روند چگونه اندیشیدن است.


99- با دگرگون ساختن روش درک، داوری و تصمیم‌گیری‌ها، می‌توان زندگی را به گونه‌ی چشم‌گیری دگرگون ساخت.


100- کارآمدترین سبب برای برخورد با فرصت‌های جدید، چگونگی و جنس اندیشه‌ی ماست، نه شرایط محیطی.


101- یکی از بهترین روش‌های گسترش دانستنی‌ها، بازبینی جدی تجربه‌های گذشته است.


102- یکی از روش‌های یادگیری انجام درست یک کار، انجام نادرست آن است.


103- ما به همان اندازه که از کامیابی یاد می‌گیریم، از شکست نیز می‌توانیم بیاموزیم.


104- کارهای نادرست و شکست‌های گذشته به ما کمک می‌کنند تا رفتار کنونی را درست کنیم و حال و آینده‌ی ما، تکرار گذشته‌ها نباشد.


105- باید به شفافیت تجربه‌های گذشته، خواه خوب یا بد، باور پیدا کرد تا بتوان آنها را برای ایجاد آینده‌ی بهتر از گذشته، به خدمت گرفت.


106- هر کس در دنیای شخصی خود، شاید فقط درختان را بتواند ببیند، در حالی که یک دوست توانا و واقع‌بین، جنگل را می‌بیند.


107- همه‌ی ما باید شاگردان مکتب کارهای نادرست دیگران باشیم.


108- اگر درس‌های گذشته را به کناری نهیم و از آنها پند نگیریم، بی‌گمان کارهای نادرست‌مان سبب نابودی خود ما خواهند شد.


109- همه‌ی آن رویدادهایی که ما را دگرگون می‌کنند، نشانه‌ای از آن چیز یا کسی هستند که ما روزی خواهیم بود و بر پایه‌ی آن زندگی خواهیم کرد.


110- بیشتر، فرصت‌های فوق‌العاده در میان رویدادهای نه چندان مهم زندگی، پنهان می‌شوند.


111- ما پیش از آنکه بتوانیم یک سخنران خوب باشیم و سخنان کارآمدی را برای دیگران بیان کنیم، باید هنر خوب شنیدن را فرا گرفته باشیم.


112- بهترین روش یاد دادن حرف شنوی [=سربراه کردن] به فرزندان، گوش فرا دادن به گفته‌های آن‌هاست.


113- آنها که خواهان زندگی بهتر هستند، نمی‌توانند از کتاب‌هایی که کارآمدی بسیار در دگرگونی زندگی آنان داشته است، دور بمانند.


114- آنها که در جستجوی زندگی بهتر هستند، پیش از هر چیز باید انسانی بهتر شوند.


115- زمانی که باورهای ما دگرگون می‌شود، گزینش‌های ما نیز دگرگون خواهد شد. گزینش‌های بهتر، دستاوردهای بهتری را به همراه خواهند داشت.


116- بین آن کس که بی‌سواد است و توانایی خواندن ندارد و آن کس که کتاب نمی‌خواند، تفاوت [=دیگرگونی] چندانی وجود ندارد. هر دوی این‌ها نتیجه‌ی نادانی و آسان‌گیری‌ ا‌ست!


117- گذشته، اگر به درستی نگارش شود و برای آینده به صورت مکتوب [=نوشته شده] درآید، یکی از بهترین راهبردها برای چاره‌اندیشی‌های خوب امروز است که به بهتر شدن فردا می‌انجامد.


118- همه‌ی کارهای گذشته‌ی ما، ما را به زمان کنونی رسانیده‌اند. به همین سبب، کارهایی که هم‌اکنون انجام می‌دهیم، سبب شادمانی یا پشیمانی ما در آینده خواهند شد.


119- در زمان‌های سرنوشت ساز انتخاب [=گزینش]، دانش و آگاهی‌هایی که کسب کرده‌ایم و بینشی که از این دانش آموخته‌ایم، یا به ما کمک می‌کند و یا ما را نابود می‌سازد.


120- شکست، چیزی جز تکرار کارهای نادرست، در داوری‌‌های روزمره‌ی ما نیست.


121- بدتر از کار نخواندن کتاب، ندانستن اهمیت خواندن آن است.


122- بدبختانه، شکست هیچ‌گاه بانگ برنمی‌آورد و هشدارهایش را همانند پدر و مادر، فریاد نمی‌زند.


123- پاداش‌ها و افسوس‌های ناگزیر اکنون، نتیجه‌ی کارهایی هستند که در گذشته انجام داده‌ایم.


124- ما برای دگرگون کردن زندگی، باید نخست، خُلق و خو‌های فکری خود را دگرگون کنیم.


125- ما برای دگرگون کردن خود از آنچه که اکنون هستیم، به آن چیزی که می‌خواهیم بشویم، بایستی با آن بنیادهایی آغاز کنیم که بر چگونگی اندیشه‌ی ما تاثیر می‌گذارند.


126- ما ناگزیر به دگرگونی همه چیز، برای کسب نتایج، نیستیم و دگرگونی‌های کوچک، با شتاب، دگرگونی را ایجاد می‌کنند.


127- شادمانی و کامیابی، آسان به دست می‌آید.


128- اگر نخستین گام برداشته شود، رسیدن به کامیابی و شادمانی، دیگر چندان دشوار نیست.


129- ناکامی، نتیجه‌ی ناآگاهی‌ست.


130- نادانی‌‌‌های کوچک، راهی به سوی مرتکب شدن کارهای نادرست بزرگ و هدر رفتن زمان هستند.


131- نادانی و بی‌خبری، شبیه عفونت است؛ اگر بررسی نشود، به کل نظام‌مندی‌ها وارد شده و سبب فروپاشی کامل زندگی خوش و سرشار از کامیابی آدمی می‌شود.


132- انجام ندادن چیزهایی که ما به انجام دادن‌شان باور داریم، سبب می‌شود احساس گناه به ما دست دهد و این احساس گناه است که سبب می‌شود آدمی، خودباوری‌ خویش را از دست بدهد.


133- آنچه که می‌دانیم، نشانه‌ی بینش ماست؛ و آنچه را که درباره‌ی دانسته‌های خود احساس می‌کنیم، نشانه‌ی منش ماست.

زندگینامه جیم رآن :


جِیمز رآن»، معروف به جیم رآن(Jim Rohn)(۲۵ سپتامبرِ ۱۹۳۰م.- ۵ دسامبرِ ۲۰۰۹م.) کارآفرین، نویسنده و سخن رانِ انگیزشیِ آمریکایی. کارهایِ او تأثیرِ مستقیمی بر آفرینش و گسترشِ افرادِ دیگری که در صنعتِ رُشدِ شخصی فعّالیّت داشتند، از قبیلِ آنتونی_رابینز، مارک ویکتُر هَنسِن، برایان تریسی و جَک کَنفیلد داشت.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود