سخن بزرگان (ریچارد باخ)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- دیر یا زود، کسانی برنده می‌شوند که می‌پندارند می‌توانند برنده شوند.


2- برای اینکه به سرعت اندیشه پرواز کنید و هر جایی که می‌خواهید، باشید، نخست باید به گونه‌ای آغاز کنید که گویی به آنجا وارد شده‌اید.


3- هر دشواری که در زندگی شماست، در نهان، هدیه‌ای برای شما دارد.


4- آنچه شما را به خانواده‌تان پیوند می‌دهد، رابطه‌ی خونی‌تان نیست، بلکه ارج و لذتی است که در زندگی با یکدیگر احساس می‌کنید.


5- برای بسیاری از مرغان، تنها خوردن غذا مهم است و پرواز اهمیتی ندارد.


6- اکنون دلیلی برای زیستن داریم، زیستن برای آموختن، برای اکتشاف و برای رهایی!


7- بهشت، یک مکان نیست و یک زمان هم نیست؛ بهشت یعنی کامل شدن.


8- همیشه عملی است زمانی که می فهمی چه می کنی.


9- ما آزادیم به هر کجا که مایلیم برویم و آنچه که هستیم باشیم.


10- ما می توانیم خود را از اسارت نادانی آزاد کنیم. می توانیم خود را به عنوان آفریده هایی با شعور و با فضیلت و دارای مهارت بازشناسیم. می توانیم رهایی یابیم! می توانیم پرواز را بیاموزیم.


11- تنها قانون درست آن است که به آزادی منتهی شود؛ قانون دیگری وجود ندارد.


12- چرا دشوارترین کار در جهان این است که به پرنده ای این باور را بدهی که آزاد است؟


13- تو نیاز داری که به شناختن خود ادامه دهی؛ هر روز کمی بیشتر از روز پیش.


14- آنچه که دیدگانت به تو می گویند باور نکن. همه ی آنچه که می توانی ببینی محدود است. با ادراک خود بنگر، آنچه را که آموخته ای بشناس.


15- من افتخار نمی خواهم؛ آرزوی رهبری ندارم؛ فقط می خواهم آنچه را یافته ام با دیگران در میان بگذارم و افق های آینده را که به همه ی ما تعلق دارد به آنها نشان دهم.


16- یگانه راه دوری از گزینش های هراس آور، ترک مردمان و گوشه نشینی است که خود، گزینشی هراس آور است.


17- دگرگونی ناچیز امروز به فردایی سراسر دیگرگون راه می گشاید. به آنان که در زندگی راههایی دشوار و والا پی می گیرند، پاداشی برتر ارزانی خواهد شد، هر چند پس از گذشت سالها.


18- هر چه اوج می گیریم، چشم اندازمان گسترده تر می شود و گزینش ها و دوراهی ها و میان برها را بهتر می بینیم و هر چه فرود بیاییم، چشم اندازمان را از دست می دهیم و هنگام فرود، درک و دریافتمان از گزینش های دیگر بر باد می رود. حواسمان پی جزئیات می رود: جزئیات روزمره ی ساعت به ساعت و دقیقه به دقیقه و به این ترتیب، زندگی های همتا را فراموش می کنیم.


19- از خداحافظی کردن نترسید؛ یک خداحافظی، پیش از آنکه بتوانید دوباره یکدیگر را ببینید لازم است و دیدار دوباره، پس از دقایق دوره های زندگی، مسلماً برای کسانی است که دوست هستند.


20- نشانه ی نادانی شما، ژرفای باور شما به نبودن دادگری و تراژدی است. آنچه کرمِ صدپا زندگی می نامد، استاد به آن پروانه می گوید.


21- هر آنچه که یک استاد می گوید، واژه هایی زیبا هستند که نمی توانند او را رهایی بخشند؛ آنهم از نخستین حمله ی یک سگ هار در یک چراگاه.


22- مردن مانند شیرجه زدن در یک دریاچه ی ژرف در یک روز گرم است. در این شیرجه، شوكِ آن تغییر سرد و برنده وجود دارد، درد آن یک ثانیه است و سپس، پذیرش شناوری در حقیقت است.


23- در درون هر یک از ما توان سازگاری با تندرستی و بیماری، توانگری و فقر، آزادی و بردگی نهفته است. این ما هستیم که آنها را در سلطه داریم نه دیگران.


24- زندگی من یک زندگی آزاد است، اما برخی اوقات احساس تنهایی در آن رشد می کند.


25- می خواهم باور کنم که در سطحی دیگر، اصلی دیگر هم هست.


26- ما برای پرواز به هواپیما نیاز نداریم. لازم نیست از دیوار بگذریم و یا به سیاره های دیگر سفر کنیم. اگر بخواهیم می توانیم بیاموزیم که چگونه بدون بهره گیری از ماشین ها به هرجا می خواهیم برویم.


27- تنها آموزه ی مهم این است که در راه خود گام برمی دارم و آنچه می خواهم انجام می دهم.


28- کودکان، مشتاقند و بزرگسالان، هوشیار.


29- مسلماً می توان خود را کنار کشید! چنانچه دیدگاهت درباره ی چگونگی اجرای هر کاری که دوست داری تغییر کند، می توانی آن کار را رها کنی.


30- راهی را که شادمانه به پایان می رسانی، به طور رایج، افراد ناآگاه درک نمی کنند و به همین دلیل تو را دیوانه خواهند خواند.


31- دانش، پی بردن به آن چیزی است که از پیش می دانستی؛ انجام دادن، نشان دادن آن چیزی است که می دانی؛ آموختن، یادآوری به دیگران است که خودِ آنها به همان حد خوبی که تو می دانی، می دانند.


32- آسانترین پرسش ها، ژرفترین آن است. کجا به دنیا آمده ای؟ خانه ات کجاست؟ به کجا می روی؟ چه کار می کنی؟ گاهی در این باره بیندیش و ببین که پاسخها تغییر می کنند.


33- آنچه را که بیش از هر چیز به یادگیریش نیازمندی بهتر تدریس می کنی.


34- زندگی کن؛ هرگز از این موضوع که در مورد آنچه می کنی و یا می گویی، در سراسر جهان مطالبی انتشار یابد، شرمنده نباش؛ حتی اگر آنچه انتشار یافته حقیقت نداشته باشد.


35- دوستانت در نخستین لحظه ی دیدار، تو را خواهند شناخت؛ بهتر از آشنایانت که تو را در طی هزار سال بشناسند.


36- بهترین راه فرار از مسئولیت این است که بگویی، من مسئولیت هایی دارم.


37- از آینده های امکان پذیر روی نگردان، مگر آنکه مطمئن شوی هیچ چیزی برای یادگیری از آنها نداری.


38- همیشه مختاری که باورت را تغییر دهی و آینده ای متفاوت را برگزینی.


39- چیزی به نام یک مشکل وجود ندارد که در دستهایش برایت هدیه ای نداشته باشد.


40- انسان به تنها بودن عادت می کند، اما تنها برای یک روز آن را می شکند و سپس دوباره به آن عادت می کند، دوباره از نو.


41- جایی که اندیشه ی تو هست، تجربه ی تو نیز هست؛ انسان همان گونه است که می اندیشد؛ از هرچه که می ترسم به سرم می آید.


42- از جمعیت به اندازه ی کافی کشیده ام، حتی زمانی که شادمان هستند... و اگر بترسند، شخصی را به دار می آویزند و یا او را پرستش می کنند.


43- حلقه ای که خانواده ی حقیقی تو را بهم می پیوندد، هم خونی نیست، بلکه احترام و شادمانی است که نسبت به زندگی یکدیگر دارند.


44- حقیقتی را که بازگو می کنی، نه گذشته ای دارد و نه آینده ای، آن هست و این تمام چیزی است که برای بودن نیاز دارد.


45- آنچه را که شعبده باز می داند بیاموز، آنگاه دیگر شعبده ای نخواهد بود.


46- در مورد جمعیت مردم نگران نباش؛ تا زمانی که نخواهی نمی توانند تو را لمس کنند.


47- کمی بزرگنمایی در همه ی ما هست، وگرنه هدفی برای استاد شدن نداشتیم.


48- نمی توانم بدون آموختن هر آنچه در طی دوره ی زندگیم برای آموختن آن آمده ام، بروم.


49- وقتی که می دانی هیچ چیز در این سیاره نمی تواند مزاحمتی برایت ایجاد کند... دیگر ماجراجویی وجود ندارد.


50- اگر شادی تو در گرو چیزی است که دیگری دارد، حدس می زنم که تو نیز یک مشکل داری.


51- برای محدودیتهای خود استدلال بیاور و مسلماً آنها از آنِ تو هستند.


52- شاگردان، چیزهای ساده را دشوار می کنند.


53- اگر به راستی می خواهی یک ابر را از زندگیت بزدایی، نباید یک توده ی بزرگ از آن بسازی؛ فقط آسوده باش و آن را از اندیشه ات پاک کن؛ این تنها کاری است که باید انجام داد.


54- هرگز آرزویی به تو داده نشده، مگر آنکه توانایی به حقیقت درآوردن آن هم داده شده باشد. هر چند باید برای رسیدن به آن کار کنی.


55- زمانی که پرسش هایت را به خوبی بیان کنی، خودشان پاسخ خود هستند.


56- اگر برای مدتی تمرین کنید که تخیلی باشید، خواهید دانست که شخصیت های تخیلی گاهی وقتها از مردمی با بدنها و ضربان قلب، حقیقی تر هستند.


57- وجدان شما، ابزار سنجش درست شما از خودخواهی تان است؛ با دقت به آن گوش دهید.


58- خود ما برمی گزینیم که صدمه بزنیم و یا صدمه ببینیم.


59- همه ی ما آزادیم هر آنچه که می خواهیم انجام دهیم.


60- هر شخصی، همه ی پیشامدهای زندگی شما اینجا هستند، زیرا شما آنها را به اینجا کشانده اید.


61- تنها همان که هستی، باقی بمان؛ آرام و شفاف و درخشان.


62- من وجود ندارم که جهان را تحت تاثیر قرار دهم، وجود دارم که زندگیم را به شیوه ای بگذرانم که مرا شادمان سازد.


63- نود درصد از مخاطبین خود را از دست می دهی، مگر آنکه یاد بگیری سخنت را کوتاه نگاه داری.


64- کسی نمی تواند ما را از آنچه که مایل به انجامش هستیم بازدارد.


65- همه ی ما در این جهان، فریبکار هستیم، همه ی ما وانمود به بودن چیزی می کنیم که نیستیم.

زندگینامه ریچارد باخ :


ریچارد دیوید باخ (به انگلیسی: Richard David Bach) خلبان و نویسندهٔ آمریکایی است. باخ در سال ۱۹۳۶ در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد. او فرزند رولند روبرت و روت هلن شاو باخ و همچنین از نوادگان یوهان سباستین باخ، آهنگساز بزرگ و مشهور آلمانی بود. او در سال ۱۹۵۵ وارد کالج لانگ بیچ استیت شد که در حال حاضر به عنوان دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، لانگ بیچ شناخته می‌شود.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود