سخن بزرگان (هراکلیت)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- هنگامی که انسان، جدیت بچه‌ها را در هنگام بازی کسب می‌کند، با جوهره‌ی راستین خویش به نزدیکترین فاصله می‌رسد.


2- چیزی پایدار نمی ماند، مگر دگرگونی.


3- دگرگونی، قانون جهان است.


4- در یک رودخانه نمی توان دو بار آب تنی کرد.


5- چیزهایی که دیده و شنیده و دانسته می شوند در نظر من بیشترین ارزش را دارند.


6- زمان، کودکی است که شاه و وزیر بازی می کند؛ قدرت شاه در دست یک کودک است.


7- نزد خدا همه ی چیزها عادلانه و خوب و درست است، اما آدمها برخی را درست و برخی را نادرست می دانند.


8- سیرت انسان سرانجام اوست.


9- هر جانوری به ضرب چوب به چراگاه رانده می شود.


10- جنگیدن با خواسته ی دل دشوار است. هر چه دل بخواهد به بهای روح به دست می آورد.


11- حکمت، یک چیز است و دانستن، اندیشه ای است که به وسیله ی آن همه چیز از خلال همه چیز گذرانده می شود.


12- مردمان نمی دانند که چگونه از هم جداشدگی، عین به هم پیوستگی است: هماهنگی کششهای متضاد همچون کمان و چنگ.


13- خورشید هر روز تازه است.


14- اگر خوشبختی در خوشی های جسمانی بود، باید گاوان نر را هنگامی که ماش سبز برای خوردن می یابند، خوشبخت بخوانند.


15- بهترین [ انسان ] از همه چیز برای یک چیز دست می کشد.


16- بسیاری از مردم شکم خود را مانند چارپایان پر می کنند.


17- تناقض، توافق است و از چیزهای ناموافق، زیباترین هماهنگی پدید می آید.


18- آنچه ما در بیداری می بینیم مرگ است، اما آنچه که در خواب می بینیم رویاست.


19- نام عدل هم نمی دانستند اگر این بی عدالتی ها نمی بود.


20- آدمیان را پس از مرگشان چیزهایی در انتظار است که نه امید آن را دارند و نه تصور توانند کرد.


21- دانایی یک چیز است، دانستن آنچه بر همه فرمانرواست.


22- غرورِ سرکش را باید بیشتر از آتش خاموش کرد.


23- آدمیان در شناسایی چیزهای آشکار فریب می خورند.


24- افتخارها، خدایان و آدمیان را برده می سازد.


25- کسانی که دوست دارند خردمند باشند، باید خود را در بسیاری زمینه‌ها آگاه سازند.


26- ای جویندگان خرد! کاری را بکنید که من کرده‌ام؛ در مورد همه چیز پژوهش کنید.

زندگینامه هراکلیت :


هراکلیتوس، هراکلیت یا هرقلیطوس ‎(به یونانی: Ἡράκλειτος ὁ Ἐφέσιος، تلفظ: هِراکلِئیتُس هُ اِفِسیُس)‏ (۴۸۰-۵۴۰ق. م) از فیلسوفان دورهٔ پیش از سقراطی است. وی از اشراف‌زادگان افه‌سوس بود و مشهور است که یونانیان باستان به او لقب فیلسوف تاریک یا فیلسوف گریان داده بودند. هراکلیتوس آتش را به‌عنوان سرچشمه و عنصر نخستین معرفی کرد، و معتقد بود همه چیز در جهان چون آتشی روشن، در حالِ تغییر و تبدل است. حتی جهان را آتشی می‌دانست که هیچ کس آن را نیافریده: آتشی همیشه فروزان که پاره‌هایی از آن خاموش و پاره‌هایی از آن روشن می‌شوند. همچنین هراکلیتوس را به‌لحاظِ اندیشه‌ای که در موردِ ستیزِ اضداد داشت پایه‌گذارِ دیالکتیک می‌دانند. وی به مردم با دیدهٔ تحقیر و بی‌زاری می‌نگریست، به همین دلیل در اواخر عمر، محل زندگی‌اش را ترک گفت و از آن‌پس به‌تنهایی زندگی کرد. از هراکلیتوس تنها نقل‌قول‌هایی در نوشته‌های نویسندگان بعدی از جمله افلاطون و ارسطو به جا مانده، که گاهی تنها از یک جمله تشکیل شده‌اند.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود