گزیده سخنان ژرژ برنانوس
انسان باید به هنگام اظهار نظر درباره شخص خود، بسیار سختگیر و انعطافناپذیر باشد.
از نظر من، انسان انسان است و ویژگیها و ارزش او از دوران شرک و بت پرستی تاکنون چندان تفاوتی نکرده است. از این گذشته مسئله مهم، ارزیابی ارزش انسان نیست، بلکه باید دید چه نیرویی بر او حاکم است.
حقیقت، ابتدا انسان را نجات میدهد، آنگاه آرامش میبخشد.
مرگ آرزویی جز این ندارد که به وعدهای که در صبح زندگی داده است وفا کند. به بیان جدّیتر شیرینی و گرمی لبخند مرگ کمتر از لبخند زندگی نیست.
احساس ترحم، احساسی پرقدرت و آزمند است؛ نمیدانم به چه دلیل همواره آن را احساسی ضعیف، کودکانه و ناشی از طرز تفکری درهم و برهم معرفی میکنند، حال آنکه یکی از نیرومندترین احساسات انسان است.
مسئله اجتماعی در درجه اول مسئله شرف، آبرو و حیثیت است. تحقیر نابجا و غیر منصفانه فقیر باعث پیدایش تیره روزان میشود.
دوزخ این است که انسان دیگر دوست نداشته باشد.
نافرمانی این است که انسان دیگر قادر به درک چیزی نباشد.
کارهای [ نیک ] کوچک که به ظاهر چیزی نیستند، اما آرامش ایجاد میکنند، حکم گلهای صحرایی را دارند؛ انسان فکر میکند که این گلها عطری ندارند، اما همه آنها با هم فضا را معطّر میکنند.