سخن بزرگان (کنفسیوس)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- کسی که مایل است خیر دیگران را تامین کند، خیر خود را هم تامین کرده است.


2- به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید.


3- هر حادثه ای را [ اگر ] در آغاز پیدایش آن بشناسید، می توانید جریان و اثراتش را تا حدودی تغییر بدهید.


4- مردی که دارای عزمی نیرومند و اخلاقی متین است، هرگز فضیلت اخلاقی خود را فدای هوس های زندگی نمی کند. آری مردانی در این جهان زندگی کرده اند که برای تکمیل و حفظ فضایل اخلاقی، جسم و جان خود را فدا ساخته اند.


5- از اشتباهات خود شرمنده نشوید و آن را جرم ندانید.


6- زمانی که دانش یک مرد برای موفقیت کافی است، اما تقوای او کافی نیست، هر چه را که او ممکن است به دست آورد دوباره از دست خواهد داد.


7- اگر یک سال، ثمر از کاری خواستی گندم بکار و اگر دو سال خواستی درخت بکار و اگر صد سال ثمر خواستی مردم را تربیت کن.


8- اگر غذایی نامطبوع بخوری، آبی ناگوار بنوشی و بر خم بازوانت بالین بسازی، هنوز هم می توانی سرور و شادمانی را بیابی.


9- تو نیکی را از دست مده، دیگران نیز خوب خواهند شد. وجود نیکان همچون باد و [ وجود ] بدان همچون گیاه است. هرجا باد بوزد، گیاه به ناچار سر فرود می آورد.


10- کسی که می خواهد خیر دیگران را تامین کند، خیر خودش را هم تامین کرده است.


11- مردی که خصلت نیک دارد، هرگز تنها نمی ماند؛ زیرا همیشه دوستانی برای خود پیدا می کند.


12- من از یاد دادن آنچه که یاد گرفته ام، هرگز خسته نشده ام. این تنها خدمت ناچیزی است که می توانم آن را به خود نسبت دهم.


13- مردی را که آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است، مردی را که آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است، خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.


14- میانه روی و حد خود نگاه داشتن، کمال سرشت آدمی است .


15- تمایل برای انجام پرشتاب کارها، از انجام کامل و جامع آن‌ها جلوگیری می‌کند.


16- نگریستن به سودهای اندک، مانع به فعلیت درآمدن کارهای بزرگ می‌شود.


17- کارهای بزرگ، ترسی از زمان ندارند.


18- آنکه به فکر فردا نیست، به غم فردا گرفتار خواهد شد.


19- اگر شما آدمی نادان و بی خبر باشید و به این امر پی ببرید، این خود یک نوع آگاهی و دانش است.


20- در گذشته، مردم به کسب دانش می پرداختند تا خود را به درجه کمال برسانند. امروزه دانش را برای این فرا می گیرند که دیگران را شیفته و فرمانبردار خود سازند.


21- اگر انسان یک روز از خودخواهی [ اش ] بگذرد، همه او را نیک خواهند گفت.


22- در به کار بردن کلمه ها دقت کنیم. چون ممکن است یک کلمه ما را عاقل و کلمه دیگر ما را کم عقل جلوه دهد.


23- مرد آزاده پیوسته می کوشد که در گفتار خود، آهسته و در کردار خود، تند و تیز باشد.


24- هدف هر حکومت و دولت تنها بهتر کردن ابزارهای زندگی مادی و راحتی مردم نیست، بلکه حکومت وظیفه دارد سعادت مردم را نیز تامین کند.


25- من از این اندوهگین نمی شوم که مردم مرا چنانکه هستم نمی شناسند، بلکه از آن غمگینم که من مردم را چنانکه باید و شاید نمی شناسم.


26- تماشاکردن ستمکاران و گوش دادن به سخنانشان آغاز ستمکاری است.


27- از برفی که بر پشت بام همسایه است شکایت مکن؛ در حالی که جلوی خانه خودت کثیف و پر برف است.


28- خطا کردن و آن را اصلاح ننمودن، خود به منزله ارتکاب خطای دیگری است.


29- اگر چیزی را می دانی، باید بدانی که آن را می دانی و اگر چیزی را نمی دانی، باید بدانی که آن را نمی دانی؛ دانستن حقیقی همین است و بس.


30- آموزگار و دانش آموز باید زندگی خود را نمونه و نشانه درخشان آنچه می آموزند قرار دهند، وگرنه مانند کسانی هستند که راهی را شناخته اند، ولی از آن راه نمی روند و یا مانند بیمارانی هستند که داروی شفا بخش را از طبیب گرفته اند، ولی آن را نمی خورند.


31- کسب دانش وظیفه اساسی هر انسانی است. در [ راه انجام ] این وظیفه، دانشجو می تواند و حق دارد که از آموزگار خود هم پیشی بگیرد و زودتر به مقصد برسد.


32- شتاب در یاد گرفتن مثل این است که از پی کسی بدوی و به او نرسی و بترسی که او را گم کنی.


33- من یکبار در تمام روز چیزی نخوردم و در تمام شب نخوابیدم تا بتوانم مسئله ای را حل کنم، اما نتیجه نداد. از این رو فهمیدم که بهتر است آنچه را نمی دانم، بپرسم.


34- اگر می دانی پایداری کن و اگر نمی دانی بگو نمی دانم؛ این نشان دانش است.


35- من از کسانی که حیله گری را حکمت، نافرمانی را شجاعت و یاوه گویی را حقیقت می پندارند، نفرت دارم.


36- مردان بزرگ کم می گویند و بسیار می کوشند.


37- کسی که معلومات جامع درباره ادبیات دارد، مطابق با قواعد فضیلت اخلاقی رفتار می کند و می تواند به جایی برسد که از خطا و لغزش به دور بماند.


38- سه نوع دوستی است که در همه جا پر سود و با ارزش است و سه نوع دوستی دیگر هست که زیان آور و باعث پشیمانی است : دوستی با کسانی که در دوستی خود پایدار و با وفا هستند و با کسانی که درستکار و راستگویند و با آنان که تجربه بسیار دارند، سودمند است، ولی دوستی و رفاقت با چاپلوسان، ریاکاران و یاوه گویان موجب بدبختی و رسوایی است.


39- اگر می بایست من از میان سیصد شعر حماسی یک جمله را برگزینم که تمام آموزشهایم را در بر داشته باشد، این جمله را بر می گزینم : هیچ اندیشه بدی را در سر یا در دل خود جای مده.


40- آهستگی و آرامش در سخن گفتن کار آسانی نیست. در این جهان که بیشتر مردم بر ضد یکدیگر می خروشند، خودداری از هیجان و کینه و پرخاشگری بسیار دشوار است. برای رهایی از این دشواری، راهی جز آرام و نرم سخن گفتن وجود ندارد.


41- دانش بی اندیشه دام است و اندیشه ی بی دانش بلا.


42- زیان و درد برایمان آنقدر مهم نیست؛ آن چیزی که موجب ناراحتی است، به یاد آوردن آنها است.


43- یک مرد خشمگین وجودش پر از زهر است.


44- برگ در هنگام نابودی می افتد، میوه در هنگام کمال می افتد؛ بنگر که چگونه می افتی چون برگی زرد و یا سیبی سرخ.


45- مرد خشمگین پر از زهر است و زندگی را زهرآگین می کند.


46- لیاقت و استعداد شخصی، وابسته به هدف عالی هر شخصی بوده و موفقیت، نتیجه مستقیم سعی و کوشش است.


47- ثروت و افتخاری که از راه نامشروع به دست آمده مانند ابری زودگذر است.


48- بدی را با عدالت پاسخ دهید، مهربانی را با مهربانی.


49- آماده شدن برای دستگیری از پیران و وفاداری نسبت به دوستان و مهر ورزیدن به مردم، آرزوی من است.


50- آنچه را می شنوم فراموش می کنم، آنچه را می بینم به یاد می سپارم و آنچه را انجام می دهم درک می کنم.


51- هر چیزی زیبایی های خاص خودش را دارد، اما هرکسی نمی تواند آنها را ببیند.


52- اگر مردم مرا نشناسند غصه نخواهم خورد، اما من اگر مردم را نشناسم افسرده خواهم شد.


53- کار دلخواه برگزین تا رنج نبینی.


54- این خوبی که در ما وجود دارد؛ کار خدا است.


55- دانستنی های کهنه را به کار بردن و از روی آن دانستنی های تازه ای به دست آوردن از اصول عمده ی آموزش است، هر که این کار را انجام دهد می توان او را آموزگار نامید.


56- کسب دانش را همیشه ناتمام بدان و از کوشش باز نمان.


57- مرد آزاده، پروردن هنرهای عالی را اساس همنشینی با دوستان خود قرار می دهد و از راه همنشینی با دوستان خود، فضایل اخلاقی را در نفس خویش به کمال می رساند.


58- انسان بزرگ در جستجوی حق است و انسان پست به دنبال منفعت.


59- خوب فکر کردن یعنی اینکه بدانی چگونه از ذهن و قلب، از نظم و احساس استفاده کنی. وقتی چیزی را بخواهیم، زندگی، ما را به سوی آن هدایت می کند.


60- مرد آزاده دقت نظر مردم را به ویژگی های نیک دیگران جلب می کند نه به ویژگی های زشت ایشان و مرد عامی، عکس آن رفتار می کند.


61- سه راه برای رسیدن به شناخت وجود دارد: نخست، اندیشیدن که بهترین راه است. دومی تقلید که آسانترین است و سومی تجربه که تلخ ترین است.


62- هرکس باید با تمام قوت مردم را دوست بدارد.


63- ایده آل مرد نجیب، داشتن خوی پاک است.


64- یک دقیقه موفـقیت، شکسـت چندین سالـه ی انسان را بی اثر کرده و جبران می کند.


65- مرد آزاده به هیچ وجه ابزار دست کسی قرار نمی گیرد، یعنی برای وی شایسته نیست که خود را ابزار هدف دیگران سازد؛ او هدف خویشتن است.


66- اگر به راه خطا رفتی از برگشتن مترس.


67- اشتباه را درست نکردن، خود اشتباه دیگری است.


68- کسی که دور اندیش نباشد، گرفتار خطرهای نزدیک می شود. دور اندیشی کلید پیشگیری بسیاری از سختی ها است.


69- ایمان به حقیقت را هدف و مقصد اساسی زندگی خود قرار دادن و تکالیف را از روی وجدان به جا آوردن، طبع مرد را بلندتر و کاملتر می سازد. یکی را دوست داشتن و حیات او را آرزو کردن و دیگری را دشمن داشتن و مرگ او را خواستن، ناگزیر طبع آدمی را تاریک می سازد.


70- وظیفه در درجه اول و ثمره ای که از آن باید چید، در درجه دوم قرار دارد.


71- خردمند وظیفه را وسیله امرار معاش قرار نمی دهد، بلکه برای او وظیفه، هدف زندگی است.


72- از زندگی چه می دانیم که از مرگ بدانیم.


73- وقتی دوست می داری، دلت می خواهد زنده باشی و وقتی کینه می ورزی، آرزوی مرگ می کنی.


74- مرد بزرگ از صفات خوب دیگران استفاده می کند، نه از صفات بدشان سوء استفاده.


75- مرد بزرگ دلسوزی و پریشانی نشان نمی دهد، عاقل است و تردید ندارد، شجاع است و نمی ترسد.


76- مرد بزرگ با روی خوش رد می کند و مرد کوچک با روی ترش می پذیرد.


77- مرد بزرگ دیر وعده می دهد و زود عمل می کند.


78- مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران.


79- مرد عاقل همواره نه نکته را در نظر دارد : روشن دیدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتن، راستگو بودن، انجام وظیفه کردن، پرسیدن هنگام تردید ، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عین موفقیت، عادل و منصف بودن.


80- به چیزهای کوچک خود را گرفتار کردن، از کار های بزرگ باز ماندن است.


81- مشورت کردن با کسانی که به راه دیگران می روند، بی فایده و نشان بی خردی است.


82- کسی که خود درستکار است، نیاز به امر کردن ندارد و کارش بدون فرمان هم پیش می رود. اما کسی که خود درستکار نیست، اگر هم فرمان بدهد، نخواهند شنید.


83- کسی که تنها به وسیله نیروی شخصیت خود حکمرانی می کند، شبیه به ستاره قطب شمال است که در جای خود حرکت کنان برقرار می ماند و ستارگان دیگر به دور او می گردند.


84- مرد بزرگ یکطرفه قضاوت نمی کند.


85- مرد بزرگ، وقار دارد، ولی مغرور نیست و مرد کوچک غرور دارد، ولی وقار ندارد.


86- خودبینی و رشک بردن، هزاران ویژگی خوب را می پوشاند.


87- بدترین چیز آن است که بدانی کار درست چیست، ولی آن را انجام ندهی.


88- از مرد آزاده، چشم داشت ایستادگی و پایداری را دارند، نه فرمانبرداری کورکورانه.


89- هرگاه انسان در آستانه‌ی مرگ است، سخنانش حکیمانه می‌شود.


90- انسان والا همیشه به شرافت می اندیشد؛ انسان عادی، به آسایش خود.

زندگینامه کنفسیوس :


کُنفُوسیوس مشهورترین فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی و معلم چینی است که در چین باستان زندگی می‌کرد وی در ۵۵۱ پیش از میلاد در ایالت کوچک لو که امروزه بخشی از شهرستان جدید شاندونگ است متولد شد و در ۴۷۹ پیش از میلاد در گذشت. والدینش، که در زمان کودکی او زندگی را بدرود گفتند، او را کونگ - کویی نامیدند. کنفوسیوس از کلمهٔ کونگ فوزی، به معنای «استاد بزرگ، کونگ» گرفته شده‌است.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود