سخن بزرگان (گابریل گارسیا مارکز)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نمی رسی.


2- هرگز وقت خود را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.


3- اگر خداوند، لحظه ای فراموشش شود و مرا عروسکی پارچه ای بپندارد و اگر چنین باشد که برای مدت کوتاهی باز عمری ارزانی ام دارد، به یقین حرفی در مورد آنچه که بدان می اندیشم بر زبان نخواهم راند و بی شک، اندیشه خواهم کرد پیرامون سخنانی که باید بگویم.


4- برای هر دقیقه ای که چشمانمان را می بندیم، شصت ثانیه روشنایی را از دست می دهیم.


5- خدای من؛ اگر قلب داشتم، کینه و نفرتهای خود را بر روی یخ می نوشتم و به امید برآمدن خورشید می ماندم.


6- همه ی مردم دوست دارند در اوج و قله ی کوه زندگی کنند، بی آنکه متوجه باشند خوشبختی حقیقی در سراشیبی ای است که به سمت بالای کوه می پیماییم.


7- چیزها را نه برای آنچه می ارزند، بلکه برای معنایی که دارند بسنجید.


8- مرگ از پیری نمی آید، بلکه با فراموشی می آید.


9- زمانی که یک نوزاد برای بار نخست، انگشت پدرش را با مشت کوچک خود می گیرد و می فشارد، آن را برای همیشه گرفته است.


10- بالاترین چیز در موسیقی، سخن گفتن درباره ی موسیقی است.


11- در حقیقت، والاترین چیز در ادبیات، بحث پیرامون ادبیات است.


12- مسأله ی مهم در نوشتن رمان یا داستان کوتاه، جدی نوشتن آن است؛ حتی اگر به فروش نرود و یا جایزه ای به دست نیاورد.


13- پاره کردن داستان های کوتاه ضروری است؛ چون نوشتن آنها مانند بتون ریختن است. اما نوشتن رمان به بنایی با آجر می ماند؛ معنایش این است که اگر داستان کوتاه به عنوان کوشش اولیه موفق نبود، نباید بر نوشتن آن پافشاری کرد، در حالی که در مورد رمان بسیار آسان است؛ چون می توان دوباره از نو آغاز کرد.


14- هر چیزی باید متعادل باشد تا عشق به اوج تکامل خود برسد.


15- تنها چیزی که در شهرهای کوچک شایع است، خود شایعه است... حتی پیش از آنکه پیشامدی رخ دهد، مردم به آن پی می برند.


16- برخی از چیزها که خیلی به درد نمی خورند، زمانی استفاده ی زیادی دارند.


17- ترسوی حقیقی از پرواز نمی ترسد، بلکه آن کس که با ترس پرواز را یاد می گیرد، ترسو است.


18- تله پاتی و روش های گوناگون آن، به گونه ای که برخی می اندیشند، شعبده بازی و کلک نیست؛ بلکه یک نیروی بزرگ ذاتی است که دانش، آن را نمی پذیرد ... چون آن را نمی شناسد ... همان گونه که در آغاز، کروی بودن زمین را نپذیرفت و مردم گمان می کردند زمین پهن است.


19- تله پاتی، امری ناخودآگاه است که نمی توان آن را کنترل کرد و هیچ گونه برنامه ریزی را نمی پذیرد. تله پاتی را نمی توان فهمید مگر اینکه به کمال برسد و در غیر این صورت، خود به خود ناکام خواهد ماند.


20- من همیشه باور داشته ام که در طبیعت، زیباتر از زن وجود ندارد.


21- انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین بنگرد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد.


22- اگر کسی تو را آن گونه که می خواهی دوست ندارد، به این معنا نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.


23- دوست حقیقی کسی است که دستهای تو را بگیرد، اما قلب تو را لمس کند.


24- تو ممکن است در تمام دنیا تنها یک نفر باشی، اما برای برخی از افراد، تمام دنیا هستی.


25- دوستت دارم؛ نه به خاطر شخصیت تو؛ بلکه به خاطر شخصیتی که در زمان با تو بودن پیدا می کنم.


26- فداکاری، یعنی آسایش خود را فدای آسایش دیگران کردن.

زندگینامه گابریل گارسیا مارکز :


گابریل خوزه گارسیا مارکِز (به اسپانیایی: Gabriel José García Márquez) (زادهٔ ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکدهٔ آرکاتاکا* درمنطقهٔ سانتامارا* در کلمبیا – درگذشته ۱۷ آوریل ۲۰۱۴) رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می‌کرد. مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ می‌شناسند که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان است.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود