سخن بزرگان (گاندی)


فرد مورد نظر را انتخاب کنید

1- در جهان، روشنایی هایی وجود دارد که در عمیق ترین ظلمات نهانند.


2- ما که آزادی را دوست نداریم نمی توانیم نان آزادی را بخوریم و اگر هم بخوریم، آنرا هضم نخواهیم کرد.


3- کسی که خود را وقف خدمت می‌کند، کوچک‌ترین اندیشه‌ی رفاه خود را به ذهن، راه نمی‌دهد، بلکه آن را به پروردگارش می‌سپارد و به اراده‌ی او گردن می‌نهد.


4- من به راه‌های خشونت‌بار، اعتراض دارم؛ حتی اگر در مسیر نیکی، این راه‌ها به کار گرفته شود، نیکی برآمده از آن، موقتی و گذراست؛ ولی شرّی که نتیجه‌ی آن است، ماندگار و همیشگی است.


5- تجربه به من آموخته است که خیر پایدار هیچ‌گاه نمی‌تواند میوه‌ی خشونت و ناراستی باشد.


6- نافرمانی مدنی، حق ذاتی همه‌ی شهروندان است. اگر از چنین حقی چشم‌پوشی کنیم، از انسانیت دست شُسته‌ایم.


7- راستی و درستی، در قلب همه‌ی آدم‌ها وجود دارد؛ هر کسی باید در قلب خود، آن را جستجو کند و آن گونه که خود، می‌فهمدش، چراغ راهش سازد.


8- انسان نمی‌تواند در گستره‌ای از زندگی خود با درستی و روراستی عمل کند، در حالی که در سایر حوزه‌های زندگی‌اش، آلوده‌ی نادرستی‌هاست. زندگی، واحدی تجزیه‌ناپذیر است.


9- بدانید که هر ناکامی و شکستی، شما را به اندوخته‌های بیشتری در ژرفای وجودتان راهنمایی می‌کند.


10- خشونت، هرگز خشونت را از بین نمی‌برد، بلکه تنها بر شدت آن می‌افزاید؛ در حالی که با پایبندی بی‌کم و کاست به عدم خشونت، در اندیشه و گفتار و رفتار، رسیدن به آزادی، گریزناپذیر است.


11- اگر چیزی در گذشته رخ نداده باشد، به این معنا نیست که در آینده نیز رخ نمی‌دهد.


12- این تصور که رسیدن به هدف به سبب دشوار بودن راه، ناممکن است، با روح زمانه‌ی ما سازگاری ندارد.


13- شادمانی، نه در پیروزی، که در مبارزه و تلاش و رنج برآمده از آن نهفته است.


14- همان گونه که گرما، اگر مهار شود، به انرِژی تبدیل می‌شود، خشم نیز در صورت مهار شدن می‌تواند به نیرویی مبدل گردد که جهان را به لرزه درمی‌آورد.


15- برآنم که اگر یک فرد به مراتب بالای روحی برسد، همه‌ی جهان با او صعود می‌کنند و اگر فردی سقوط کند، همه‌ی جهان را به سقوط کشانده است.


16- عدم خشونت راستین، بدون وجود بی‌باکی ناب در روح فرد، دست یافتنی نیست.


17- می‌توان امیدوار بود که فردی خشن، روزی دست از خشونت بردارد، ولی چنین امیدی در مورد ترسویان وجود ندارد.


18- قدرت، برآمده از توانایی جسمی نیست، بلکه از اراده‌ی استوار سرچشمه می‌گیرد.


19- هر نامی که بر او بگذارید، مهم نیست؛ او کسی‌ست که بیشترین آرامش را در میان شدیدترین شعله‌ها به آدمی می‌دهد؛ او همان پروردگار است.


20- تنها هنگامی می‌توانید ادعای عشق‌ورزی کنید که رفاه دیگران برایتان اهمیتی بیش از رفاه خودتان داشته باشد و حتی زندگی دیگران را مهم‌تر از زندگی خود بدانید.


21- قدرت برآمده از شمار نفرات، مایه‌ی خشنودی ترسویان است. آن که روحاً دلیر است، جز از نفس مبارزه لذت نمی‌برد.


22- ایمان، تنها ذکر گفتن زبانی نیست؛ بلکه گونه‌ای مبارزه با مرگ است.


23- هدف، همواره از ما دور می‌شود. هرچه به پیشرفت‌های بزرگ‌تری دست می‌یابیم، بیشتر به بی‌ارزشی خود پی می‌بریم.


24- شادمانی، در تلاش نهفته است، نه در دستیابی به هدف. تلاش بی‌کم و کاست، همان پیروزی‌ست.


25- عشق ورزیدن به آنانی که ما را دوست دارند، عدم خشونت نیست. عدم خشونت یعنی به کسانی که از ما بیزارند، عشق بورزیم.


26- عشق به کسی که از ما بیزار است، دشوارترین کارهاست. ولی به لطف پروردگار، حتی این دشوارترین کارها نیز اگر بخواهیم انجام‌شان دهیم، آسان و ساده خواهد شد.


27- برای کسی که اندیشه‌ی عدم خشونت را در خود پرورده است، همه‌ی جهان، یک خانواده است؛ نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می‌ترسد.


28- گاهی ساده‌ترین چیزها به نظر ما دشوارترین کارها می‌نماید. اگر دل‌های ما باز بود، هیچ‌گاه به مشکلی برنمی‌خوردیم.


29- زندگی من یک واحد تجزیه‌ناپذیر است؛ همه‌ی تلاش‌هایم به یکدیگر وابسته‌اند و همه‌ی آن‌ها از عشق پایان ناپذیر من به بشریت سرچشمه می‌گیرند.


30- به یاد داشته باشید تا زمانی که همه‌ی تلاش و کوشش خود را به کار می‌گیرید، سخن گفتن از شکست، نارواست.


31- عشق، هیچ‌گاه درخواست نمی‌کند، همواره می‌بخشد. عاشق، همواره رنج می‌برد، هرگز آزرده نمی‌گردد، هرگز تلافی نمی‌کند.


32- باید به زندگی من بنگرید: اینکه چگونه زندگی می‌کنم، چگونه غذا می‌خورم، می‌نشینم، سخن می‌گویم و به طور کلی، چگونه رفتار می‌کنم؛ مذهب مرا مجموعه‌ی همه‌ی این‌ها تشکیل می‌دهد.


33- اگر عدم خشونت، قانون هستی ماست، پس آینده از آن زنان است.


34- تمام فلسفه‌ی من، اگر بتوان از آن با این عنوان پردبدبه یاد کرد، در آنچه که انجام داده‌ام، نهفته است.


35- حقیقت، هیچ‌گاه و در هیچ شرایطی، نباید فدای چیزی شود.


36- کوچک‌ترین شکی ندارم که هر مرد و زنی می‌تواند به جایی که من رسیده‌ام، برسد، به شرطی که همان تلاش‌ها را به کار بندد و همان امید و ایمان را در خود بپروراند.


37- زمانی فرا می‌رسد که فرد، مقاومت‌ناپذیر و اثر کارهای او یکسره فراگیر می‌گردد. این حالت، زمانی رخ می‌نمایاند که فرد، خود را تا حد صفر فرو کاسته باشد.


38- سرچشمه‌ی قدرت، شایستگی فیزیکی نیست، بلکه اراده‌ی تزلزل‌ناپذیر است که قدرت را می‌آفریند.


39- اگر عدم خشونت را در ارتباطات شخصی خود با دیگران به کار نبندیم، سخت دچار اشتباه شده‌ایم. عدم خشونت نیز مانند نیکوکاری، باید از خانه آغاز شود.


40- طبیعت همه‌ی مردم یکسان است؛ پس آنچه که برای من امکان‌پذیر است، برای همه امکان‌پذیر است.


41- تا زمانی که دلیل مناسبی برای باور نداشتن به حریف [=هم‌آورد] وجود ندارد، باید او را باور داشت.


42- بی‌اعتمادی، نشانی از ناتوانی‌ست.


43- هنگامی که هدف‌مان، نه درهم شکستن حریف [=هم‌آورد]، که کسب پشتیبانی اوست، بی‌اعتمادی نیز معنای خود را از دست می‌دهد.


44- ارتباط همیشگی بین هدف و وسیله، درست مانند ارتباط درخت با دانه‌ی آن است.


45- با هر گونه دشواری که روبرو شویم، و هر شکست ظاهری که گریبانگیرمان شود، نباید از جستجوی راستی و درستی، دست برداریم.


46- من همواره بر این باور بوده‌ام که حتی اگر یک فردِ تنها، پایبندی نسبتاً بی‌چون و چرایی به عدم خشونت داشته باشد، می‌تواند آتش را فرو نشاند.


47- کوچک‌ترین نگرانی در مورد خود به دل راه ندهید و همه چیز را به خدا بسپارید.


48- آن کس که با وجدانی آرام، خود را وقف خدمت به دیگران می‌کند، روز به روز، نیاز بیشتری به این خدمت، در درون خود حس می‌کند و ایمانش بی‌درنگ فزونی می‌گیرد.


49- کسی که آماده‌ی چشم‌پوشی از دلبستگی‌های شخصی نیست و فراموش کرده که هنگام زایش، چیزی با خود نیاورده است، به سختی می‌تواند در جاده‌ی خدمت به مردم گام نهد.


50- آن گونه از دگرگونی را که دوست دارید در دیگران ببینید، در خودتان ایجاد کنید.


51- اسارت و بندگی مردم به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداکاری شان بستگی دارد.


52- خود را قربانی کنیم بهتر است که دیگران را.


53- حقیقت داروی تلخی است که نتایج شیرین دارد.


54- از گناه تنفر داشته باش نه از گناهکار.


55- مایلم که فرهنگ تمام کشورها آزادانه در اطراف خانه ام بوزد، ولی اجازه نمی دهم که بر اثر وزش چنین نسیمی، [ خانه ام ] از جا کنده شود.


56- راستی نخستین چیزی است که انسان باید به جستجوی آن بپردازد. ابزار شناخت راستی همان قدر ساده است که سخت به نظر می رسد.


57- از هر چیزی تازه اش را انتخاب کنید، ولی از دوست کهنه اش را.


58- راستی نخستین چیزی است که انسان باید به جستجویش بپردازد.


59- ابزارهای شناخت راستی همان قدر ساده است که سخت می نماید.


60- شاید ثمره کلام دلنشینی را که امروز به زبان می آورید، فردا بچشید.


61- باید تمرین کنم که هشتاد درصد از حرفهایم را کسر کنم و تا لازم و واجب نباشد، حرف نزنم.


62- کاهلی [ = تنبلی ]، از هر بیماری مسری تر است.


63- می توانید مرا زنجیر کنید، می توانید شکنجه کنید، حتی می توانید تن مرا نیست و نابود سازید، ولی هرگز اندیشه مرا زندانی نخواهید کرد.


64- کسی که از خردمندی خود بسیار آسوده دل باشد، خردمند نیست. باید به یاد داشت که شاید نیرومندترین افراد، ناتوان شوند و خردمندترین افراد کار نادرستی انجام دهند.


65- آن دگرگونی‌هایی را که دلتان می‌خواهد در دنیا ببینید، نخست از خودتان آغاز کنید.


66- من بر این باورم که انسان‌ها باید کارهای نادرست خویش را بپذیرند و در درست کردن آنها بکوشند. چنین پذیرشی، روح انسان را نیرو و جلا می‌بخشد.


67- اگر دعا و نماز نبود شاید مدتها پیش به جنون و دیوانگی رسیده بودم.


68- تمامی گناهان به طور پنهانی صورت می گیرد. آن زمان که درک کنیم خداوندِ حق گواه بر افکار ما است، شاید رها و آزاد شویم.


69- باطن و سیرت مردم را در هنگام بدبختی آنها می توان شناخت.


70- ما باید خود، آن تغییری باشیم که دوست داریم در دنیا ببینیم.


71- آنچنان زندگی کن که گویی فردا خواهی مرد و آنچنان بیاموز که گویی تا ابد زنده خواهی ماند.


72- چشم در برابر چشم باعث کوری تمام دنیا می شود.


73- آنچه ما را به نابودی خواهد کشاند از این قرار است: سیاست بدون اصول، لذت بدون وجدان، علم بدون شخصیت و تجارت بدون اخلاق.


74- هر تغییر و تحولی که برای جهان آرزو می کنی، در وجود خودت ایجاد کن!


75- آزادی، هرگز به معنی مجوز [ =روا دارنده ] برای به کار بستن استبداد نبوده است.


76- اگر ما نتوانیم همانند مردان و زنان آزاد زندگی کنیم، باید از مردن خوشحال باشیم.


77- هدف نهایی مبارزه ی ما، دوستی با تمام مردم دنیا است.


78- جهان مانند آیینه است؛ آیینه همیشه انعکاس صورت خود انسان را نشان می دهد.


79- شاد کردن قلبی با عمل، بهتر از هزاران سر است که به نیایش خم شده باشد.


80- مشتری مهمترین بازدیدکننده در محدوده ی ماست. او به کار ما وابسته نیست، ما به کار او وابسته هستیم. او مزاحم کار ما نیست، هدف کار ماست. او بیگانه در کار ما نیست، بلکه بخشی از کار ماست. با انجام کار او، لطفی در حق او نمی کنیم؛ اوست که با فراهم آوردن این فرصت به ما لطف می کند.


81- اگر اراده ای نباشد عشقی در کار نیست.


82- اگر خودمان احترام خویش را به کسی ندهیم، هیچ کس نمی تواند آن را از ما بگیرد.


83- انسان ترسو به قدرت متکی بر تعداد مسرور می شود و انسان شجاع با قدرت متکی بر خود (راستینش) برانگیخته می شود.


84- پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.


85- قلمرو من، عمل من است و کاری را می کنم که عقلم حکم می کند.


86- بزرگترین پیروزی آن است که به گونه ای رفتار کنیم تا مبارزان قویتر از آن بشوند که در شروع کار مبارزه بوده اند.


87- شاخ پربار سر بر زمین می نهد و شکوه آن همچنان در فروتنی او جلوه گر است.


88- اولین تکلیف بشر حمایت از افراد ضعیف و جریحه دار نکردن یک وجدان بشری است.


89- نباید ناامید شوید که حس بشر دوستی از میان رفته است. زیرا نوعدوستی مثل اقیانوس است که اگر چند قطره از آن آلوده گردد، تمام آبهای آن هرگز آلوده نخواهد شد.


90- دهقان و دهکده اش قادرند جهانی را به زور آزمایی بخوانند. زیرا قانونی که بر دهقان حکومت می کند این است که او برای دفاع از اعتبار و افتخار زادگاهش، حتی مرگ را به آسانی تحمل خواهد نمود.


91- اگر نتوانیم آزاد زندگی کنیم، بهتر است با آغوش باز از مرگ استقبال کنیم.


92- وقتی کسانی که در اطراف من هستند از بی غذایی در حال مرگند، جایز است که من به گرسنگان غذا بدهم.


93- زندگی، بیش از شتابی که دارد، با ارزش است.


94- اگر چیزی نخواهی، چیزی به دست نمی آوری.

زندگینامه گاندی :


مهانداس کارامچاند گاندی (به انگلیسی: Mohandas Karamchand Gandhi؛ زاده: ۲ اکتبر ۱۸۶۹ - درگذشت: ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸) (۱۰ مهر ۱۲۴۸ - ۹ بهمن ۱۳۲۶) رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفهٔ بی‌خشونتی گاندی که خود نام ساتیاگراها (در سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت؛ تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت بدون خشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده ‌است.
نظرات
توجه: شماره موبایل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل وارد شده در وب سایت نمایش داده نمیشود