application دانلود اپلیکیشن وبسایت
ورود / ثبت نام 🗝️

آخرین بروزرسانی: "1405-03-23"

logo

غزل شماره 169 حافظ - یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد


غزل مورد نظر را انتخاب کنید

ribbon-top
(1)
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

(2)
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

(3)
کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

(4)
لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

(5)
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

(6)
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد

(7)
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد

(8)
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

(9)
حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

ribbon-bottom

✍️معنی ابیات غزل شماره 169 حافظ - یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد:

(1) همدري و امداد در كسي مشاهده نمي كنيم، ياران را چه شده است؟ كي راه و رسم دوستي به پايان رسيدو بر سر مهرورزان چه آمده است؟ (2) چشمه آب حيات تيره رنگ شد . خضر خوش قدم كجاست گل از رنگ طبيعي خود بر گشت و پژمرده شد . بر سر نسيم بهاري چه پيش آمده است؟
(3) هيچ كس نمي گويد كه يكنفر دوست، حق و حقوق دوستي دارد . براي دوستان حق شناس چه پيش آمده و دوستان ر ا چه شده است ؟
(4) سالي چند مي گذرد كه از معدن جوانمردي لعلي و گوهري بيرون نيامده است. در تابش خورشيد و تغييرات سازنده باد و باران چه دگرگوني پيش آمده است؟
(5) اين شهر وديار ، سرزمين ياران و ياوران بود. راه ورسم مهربان كی به پايان رسيد و بر سر پادشاهان چه آمد؟ (6)كسي براي ربودن گوي كاميابي و بزرگواري كه درميان ميدان بازي رها شده است به ميدان نمي آيد براي سواركاران چوگان باز چه پيش آمده است؟
(7) صد هزار گل شكفته شد و مرغي به نغمه سرايي نپرداخت . براي بلبلان چه پيش آمده و كجا هستند؟
(8) ستاره زهره در فلك از ساز زدن افتاده است. آيا عودش را سوزانيده است؟ هيچ كس شور ودر حال عشق و مستي ندارد . بر سر ميگساران چه آمده است؟
(9) حافظ ، كسي بر اسرار خداوندي آگاهي ندارد ، خاموش باش . از چه كسي مي خواهي بپرسي كه براي گردش روزگار چه پيشامدي كرده است.


📝معنی کلمات غزل شماره 169 حافظ - یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد:

ياران را چه شد: ياران را چه شده است؟، براي ياران چه اتفاقي افتاده است؟
دوستي كي آخر آمد: كي راه و رسم دوستي وَر اُفتاد(برافتاد) ؟
دوستداران را چه شد : براي دوستداران و عاشق پيشه ها چه اتفاقي افتاده است؟
آب حيوان :آب حيات كه در شهر ظلمات در شمال زمين به صورت چشمه يي زلال جاري و خضر از آن نوشيده عمر طولاني يافت.
خضر فرخ پي: خضر مبارك قدم كه هر كجا پا مي نهاد زمين سر سبز مي شد.
باد بهاران را چه شد: برسر باد بهاران چه آمد؟
كس نمي گويد: ديگر كسي نمي گويد.
ياري، داشت حق دوستي: (ياري با ياء وحدت) يك يار حق دوستي
داشت.
حق شناسان: دوستان حق شناس.
چه حال افتاد: چه پيش آمد، چه روي داد.
كان مروت: ( اضافه تشبيهي ) مروت به كان ( معدن لعل) تشبيه شده است.
شهر ياران: در مصراع اول بيت پنجم به معناي شهر و ويار دوستان و در مصراع بعد به معنادي پادشاهان.
گوي توفيق و كرامت: (اضافه تشبيهي ) توفيق و كرامت به گوي تشبيه شده.
در ميان افكنده اند: در ميان ميدان بازی افكنده اند.
سواران: سوار كاران چوگان باز.
عندليب : بلبل
هزاران : بلبل ها.
زهره :ستاره زهره كه به مطرب و ساز زن فلك مشهور است.
ساز: آهنگ.
عود: آلت موسيقي و آن سازي است مشابه بربط با كاسه كوچك پوستي.
مگر عودش بسوخت: مگر عودش را بسوازنيد ، كنايه از سوزانيدن ادوات موسيقي داني كه با توبه از كار مطربي دست مي كشيده است.
ميگساران را چه شد: بر سر ميگساران چه آمده است؟
از كه مي پرسي: اين سؤال را از چه كسي مي كني ؟


💬توضیحات غزل شماره 169 حافظ - یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد:

وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر غزل: رمل مثمن محذوف
*
در زمان اتابكان فارس در محلات شيراز، (كلوها) يعني كلانتري هايي مي زيستند كه با راه ورسم جوانمردي عهده دار حراست محلّه خود بودند.
اين اشخاص اكثراً خوشنام ومورد قبول عامه و با روحانيون شاخص محله هم عقيده و هم گام بوده و در مواقع ضروري ، با قيام و خيزش خود جلوي تجاوزات مدعيان حكومت و حمله كنندگان به شهر شيراز يعني شهر وديار خود را مي گرفتند.
در زمان آل اينجو ، اين كلو ها يكبار به نفع سلطان غياث الدين كيخسرو و دوبار به نفع شاه ابو اسحاق قيام كرده و حافظ شاهد و ناظر اين اتفاقات بوده است. بعد از تسلط امير مبارزالدين بر شيراز و قتل شاه ابواسحاق ، دوره ناكامي و پريشان حالي حافظ شروع مي شود و او اين غزل را در زمان حكومت خفقان آور امير مبارزالدين سروده كه به منزله صداي اعتراض كه شاعر آزاده و آزاد انديش و هر بيت آن بيت آيينه تمام نماي اوضاع و احوال آن زمان است.
گويا حوصله شاعر از اينكه هيچ كس را ياراي مقابله با اين حاكم زور گو نيست به سر آمده و اين غزل انقلابي و تحريك آميز را سروده تا شايد در سرشوري بيافريند و مبارزي در برابر امير مبارزالدين سر از جاي بر دارد . وجود اينگونه غزلها در ديوان حافظ دليل بر مردمي بودن او و جرأت و شهامت اين سخنور آزاده است كه شايد در تمام ديوانهاي شعراي معاصر او بيتي از اين دست را نتوان يافت و از آنجا كه معيار ارزش شعرا و گويندگان ونويسندگان هر دو ر و زمانه ، بسته به ميزان سروده و گفته نوشته اند . با توجه مطالعه دقيق اين غزل ، ما پي به شخصيت واقعي حافظ و شجاعت ذاتي او مي بريم .


💡درک اشعار:

از وضعی که دارید خسته شده اید و کسی یاریتان نمی کند. همگی شما را فراموش کرده اند به هر کسی که خوبی کردید بدی دیده اید. در انتظار رحمت الهی بی قراری می کنید. شانس به شما رو می کند ولی آن را پس می زنید. در هر حال هر چه تقدیر الهی باشد همان است.


غزل شماره یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد حافظ یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

غزل شماره 170 سعدی , غرل , یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد , غزل یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد , غزلیات حافظ , غزل حافظ , غزل شماره 170 حافظ - یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

غزلیات حافظ مجموعه‌ای از اشعار عاشقانه، عارفانه و فلسفی است که با زبانی شاعرانه و موسیقایی، مفاهیمی چون عشق، معرفت، رندی و حقیقت را در قالبی لطیف بیان می‌کند. دیوان حافظ از برجسته‌ترین آثار ادبی ایران و جهان به‌شمار می‌رود و تأثیر آن بر زبان و فرهنگ فارسی بی‌نظیر است.

بله، هر غزل حافظ چندلایه است و می‌توان آن را از زاویه‌های مختلف معنا کرد. از نگاه ادبی، عاشقانه و عرفانی تا اجتماعی و فلسفی. همین چند‌معنایی بودن باعث شده آثار حافظ همیشه تازه و قابل تفسیر باقی بمانند و هر خواننده، معنا و حس مخصوص خود را از شعر بگیرد.

برای فهم بهتر، ابتدا معنی لغات و ترکیبات دشوار را بخوانید، سپس شرح‌های معتبر مانند قزوینی–غنی یا خانلری را بررسی کنید. خواندن شعر با صدای بلند، توجه به وزن و موسیقی شعر و درک فضای روحی شاعر کمک می‌کند تا عمق مفاهیم را بیشتر حس کنید.

سنت فال گرفتن با دیوان حافظ از گذشته تا امروز در فرهنگ ایرانی جایگاه خاصی دارد. مردم باور دارند که با نیت کردن و باز کردن دیوان، پاسخ خود را از شعر حافظ خواهند یافت. این رسم بیشتر جنبه فرهنگی و روحی دارد و نوعی ارتباط شاعرانه و امیدبخش با اشعار حافظ ایجاد می‌کند.

کافی است بخشی از بیت مورد نظر یا کلمه‌ای خاص را در موتور جستجو یا پایگاه‌های معتبر اشعار حافظ وارد کنید. بیشتر سایت‌های ادبی، امکان جستجو بر اساس واژه، شماره غزل یا حرف ردیف را دارند. این روش ساده‌ترین راه برای یافتن شعر دلخواه در میان غزلیات فراوان حافظ است.
نظرات شما
توجه: شماره موبایل شما در وبسایت نمایش داده نمیشود
توجه: ایمیل شما در وبسایت نمایش داده نمیشود

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO)

مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان

🎯

دقیق و قابل اعتماد

🌍

همیشه در دسترس

💡

ابزارهای هوشمند