رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 100 حافظ - دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 100 حافظ

10 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد

2

گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ

گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد

3

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست

از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

4

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ

در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

5

حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است

کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 100

(1) يادش به خير پير مي‌فروش. ديروز گفت شراب بنوش و غم دل را از ياد ببر.
(2) (به او) گفتم شراب شهرت و آبروي مرا از بين مي‌برد پاسخ داد اين سخن را بپذير: هرچه پيش آيد خوش آيد.
(3) گل بي‌خار و نوش بي‌نيش وجود ندارد. چه مي‌شود كرد؟ دنيا را اين چنين آفريده‌اند.
(4) چون سود وزيان و سرمايه، همه از دست رفتني است از براي اين داد و ستد نه غمگين باش و نه شادماني كن.
(5) در دنيايي كه تخت سليمان بر باد مي‌رود اگر دل به چيزي بندي، باد در دست خواهي داشت.
(6) جام را از باده پركن و گوش هوش فرادار و از آن، پايان داستان جمشيد و كيقباد را بشنو.
(7) حافظ اگر از پند خردمندان دلتنگ و آزرده خاطر مي‌شوي، سخن كوتاه مي‌كنيم و آرزوي عمر دراز براي تو داريم.

معنی کلمات غزل

دي: ديروز.
پيرمي‌فروش: قطب و مراد و راهنما، تصوير ذهني حافظ از يك انسان كامل مجرب و راهنما و چنين است پيرمغان.
ذكرش به خيرباد: جمله دعاييه به معناي يادش به خير.
ننگ: بدنامي.
نام وننگ: شهرت و آبرو.
گفتا: گفت.
مايه: سرمايه.
دل‌نهي: دل‌ببندي.
معرض: جاي عرضه كردن، مكان، كنايه از دنيا.
حكيم: فرزانه، دانا.
ملالت: دلتنگي، افسردگي.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعيل فاعلات
بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مكفوف مقصور
*
مرحوم دكتر غني اين غزل را در مدح شاه شيخ‌ابواسحاق و سيروس نيرو براي خواجه برهان‌الدين ابونصر فتح‌الله فرزند خواجه كمال‌الدين ابوالمعالي وزيرامير مبارز‌الدني مي‌دانند ليكن از محتواي كلام و فحواي غزلي كه از پنج بيت الي هفت بيت در نسخ مختلف آمده است دليل روشني نمي‌تون اتخاذ كرد. تنها مي‌توان چنين تصور كرد كه حافظ اين غزل را براي دلداري شاه شيخ‌ابواسحاق پس از شكستهاي متوالي كه از اميرمبارز‌الدين خورده و در بلاد متواري بود سروده باشد و در بيت پنجم ايهامي دارد كه حافظ شاه ابواسحاق راتحريك به كوشش و بازپس‌گيري شيراز مي‌كند و اين ايهام در كلمه (هيچ) نهفته است. شاعردر ايهامي كه منظور نظر دارد به شاه مي‌گويد در دنيايي كه تخت سلطنت سليمان به فرمان باد حركت مي‌كند تو اگر وضع موجود را قبول كرده و به هيچ راضي باشي جز باد در دست، چيزي ديگر عايد تو نمي‌شود و اين ايهام را مي‌توان در حكم تشجيعي دانست كه حافظ به شاه القاء مي‌كند. و چون جز دلداري كاري از دست حافظ ساخته نيست دربيت مقطع در ظاهر خطاب به خود و در باطن خطاب به شاه ابواسحاق مي‌گويد اگر از حرفهاي من ناراحت شدي صحبت را كوتاه مي‌كنم و براي تو طول عمر دراز مي‌خواهم.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

توکل به خدا کن. در کاری که انجام می دهی بدی وجود ندارد و عاقبت بسیار خوبی دارد. قبول کن چیزی را از دست نمی دهی. غصه نخور. شاد باش که به مقام و پول یکجا دست پیدا می کنی. از پند دیگران ناراحت نشو. عمرت هم طولانی است.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا