رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 111 حافظ - عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 111 حافظ

22 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

عارف از خنده می در طمع خام افتاد

معنی بیت 1

هنگامى كه تصوير چهره ى تو در جام پر از شراب منعكس شد،عارف از خنده ى شراب،درطمع خام افتاد.[آينه ى جام،تشبيه جام است به آينه و مرجع ضمير تو معشوق و ساقى است و مقصوداز خنده ى مى صداى قلقل آن است هنگام ريختن از صراحى در جام.اين غزل،داراى ابعاد عرفانى است و در آن به طور كلى از جلوه گر شدن جمال حق در دل سالكان و عارفان،سخن گفته شده است. شاعر چنين تصور مى كند كه عكس چهره ى ساقى در سطح شفاف و آينه گون شراب درون جام منعكس مى شود،و سالك با ديدن آن و شنيدن صداى ريزش شراب،دچار اين تصور و طمع خام مى شود كه شايستگى نوشيدن شراب(وصال يار)را دارد.برخى شارحان،خنده ى مى را،درخشش شراب در جام تعبير كرده اند.]

2

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد

این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

معنی بیت 2

زيبايى چهره ى تو،با يك درخشش در جام آينه گون،در تصور خام سالكان نقش هاى گوناگونى را پديد آورد.[آينه در مصراع اول،همان جام شراب است و در مصراع دوم اوهام و تصورات واهى سالكان به آينه اى تشبيه شده كه تصويرهاى بازتابيده در آن گوناگون است.]

3

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود

یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

معنی بیت 3

آرى،اين همه عكس و نقش هاى آراسته كه در جام شراب جلوه گر شده،پرتوى از چهره ى ساقى است.[دنباله ى مفهوم بيت پيشين است و بيانگر اين نكته ى اساسى كه تمامى نقش ونگارهاى به ظاهر متفاوت،سرچشمه ى واحدى دارند و آن پرتو جمال ساقى است.پس،تفاوت ها درنگاه ماست!]

4

غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید

کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

معنی بیت 4

با آن كه غيرت عشق-و غيرت عاشق و معشوق در نگهدارى راز عشق-زبان خاصان وادى عشق، يعنى سالكان را بريده و آنان را به سكوت وا داشته،باز هم راز عشق او فراگير شده و همگان ازآن سخن مى گويند![اشاره به اين موضوع عرفانى دارد كه سالكان واصل(يعنى همان خاصان)به سبب حيرت و از خود بى خود شدن و محو شدن،هرگز از معشوق و رازهايى كه دريافته اند سخنى نمى گويند:من عرف اللّه كلّ لسانه.با اين همه،راز عشق پنهان نمى ماند.]

5

من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم

اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد

معنی بیت 5

من به خواست و اراده ى خود،از مسجد به مى خانه و خرابات نيفتادم،بلكه اين سرنوشتى است كه از آغاز هستى براى من رقم خورده است.[علاوه بر معناى اصلى و واقعى خرابات و مسجد،مفهوم نمادين آن نيز منظور نظر است:مسجد،نماد شريعت و مى خانه و خرابات،نماد طريقت است.مى گويد:روى آوردن من به طريقت سرنوشت ازلى من بوده است.]

6

چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار

هر که در دایره گردش ایام افتاد

معنی بیت 6

كسى كه اسير گردش روزگار است،چگونه مى تواند خود را از پيروى دوران رها كند،مانند خط پرگار كه از گردش به دور نقطه گزيرى ندارد.[شاعر،انسان اسير در گردش آسمان و روزگار را به خط پرگار مانند مى كند.همان گونه كه وقتى پرگار حركت مى كند شاخه ى پرگار ناچار از حركات دورانى است،انسان هم چاره اى جز حركت بر حسب خواست روزگار ندارد.بيت،در مقام مثال، توضيحى است براى موضوع بيت پيشين كه گفت:از مسجد به مى خانه افتادن در اختيار من نبود.]

7

در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ

آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

معنی بیت 7

دل من كه در چاه زنخدان تو گرفتار بود،از حلقه ى زلف تو آويخت تا خود را از چاه برهاند،اما همين كه از چاه در آمد،در دام زلف تو اسير شد![تصوير زيبايى است از اين موضوع كه عاشق،از دام عشق نمى تواند بگريزد.اگر از يك دام رهايى يافت در دام ديگرى گرفتار مى شود.]

8

آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی

کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد

معنی بیت 8

ای خواجه، دیگر مرا در صومعه نخواهی دید؛ اکنون دل من به چهرهٔ ساقی و لب جام پیوند خورده است.

9

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد

معنی بیت 9

در زير شمشير عشق او،بايد رقص كنان و شادمان برويم!زيرا كسى كه در راه عشق او کشته شود، سرانجام نيك مى يابد و رستگار مى شود.

10

هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است

این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد

معنی بیت 10

او هر لحظه نسبت به من دل سوخته لطف و مهربانى ديگرى دارد.بنگر كه اين گدا چگونه شايسته ى لطف و بخشش قرار گرفته است!

11

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی

زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد

معنی بیت 11

صوفيان همگى،در شراب نوشى و نظر بازى حريف و همراهند؛اما در اين ميان فقط حافظ دل سوخته بدنام شده است. **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 111

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

طمع خام: آرزوی ناپخته؛ اوهام: خیال‌ها؛ غیرت عشق: نپذیرفتن شریک در رازِ عشق؛ عهد ازل: پیمان آغازین؛ زنخ: چانه؛ انعام: بخشش و پاداش؛ حریف: هم‌پیاله و هم‌نشین.

توضیحات غزل

توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
تصویرِ آینه و جام، کثرتِ نقش‌های جهان را بازتاب یک جلوهٔ محبوب معرفی می‌کند. رفتن از مسجد به خرابات در این بیان، بخشی از سرنوشتِ عاشق است. بیت پایان با طنز، بدنامیِ حافظ را در برابر رفتار مشابهِ دیگران قرار می‌دهد.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

هر کسی که شما را برای اولین بار می بیند پی خوش قلبی و ساده دلی شما می برد. چون باطنی خوب دارید فکر می کنید همه مثل شما می باشند. پس مواظب باشید از شما سوئ استفاده نکنند، کمی زرنگتر باشید. خوددار باشید. برای هر کسی دلسوزی نکنید که هر کسی شایسته ی دلسوزی نیست.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا