رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 192 حافظ - سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 192 حافظ

20 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند

معنی بیت 1

محبوب سرو قدِّ خرامان من چرا به چمن در نمي آيد، همنشين گل نمي شود و از ياسمن يادي نمي كند.

2

دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس

گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند

معنی بیت 2

دیروز از زلف او شکایت کردم؛ با تمسخر گفت این موی سیاه و سرکش حتی به سخن خود من نیز گوش نمی‌دهد.

3

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند

معنی بیت 3

از آن زمان كه دل ياوه پوي هر جايي من به چين زلف او سفره و در چين و شكن آن جاي خوش كرده ، ديگر قصد بازگشت ( به سينه من ) وطن اصلي خود را ندارد.

4

پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی

گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند

معنی بیت 4

در برابر ابروي كماني تو زاري و در خواست ترحم مي كنم اما آن كمان ( به رغم تيراندازي ) گوش كشيده و به سخن من گوش فرا نمي دهد.

5

با همه عطف دامنت، آیدم از صبا عجب

کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند

معنی بیت 5

با همهٔ خمیدگی و گرایشِ دامن تو، از باد صبا در شگفتم که چرا خاکِ گذرگاه تو را به مُشک ختن تبدیل نمی‌کند.

6

چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن

وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند

معنی بیت 6

در آن هنگام كه نسيم، زلف بنفشه را در هم شكسته ، پريشان مي سازد واي كه چه قدر دلم به ياد آن يار پيمان شكن مي افتد.

7

دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود

جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند

معنی بیت 7

دل در امید دیدن چهرهٔ او با جان سازگار نیست و جان در آرزوی کوی او از خدمت تن دست کشیده است.

8

ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد

کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

معنی بیت 8

اگر ساقي سيمين اندام من شراب دردآلود و دردشراب بدهد ، كيست كه همه وجود خود را چون دهان بازپياله براي آن نگشايد.

9

دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر

بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند

معنی بیت 9

آبروی مرا با ستم از میان مبر؛ حتی ابر نیز بدون مدد اشک من نمی‌تواند در دریای عدن مروارید بپروراند.

10

کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند

تیغ سزاست هر که را درد سخن نمی‌کند

معنی بیت 10

حافظ كه پند نشنيد با تيغ غمزه چشم تو كشته شد . هر كسي كه پند نشنود و اندرز در او اثر نكند سزايش تيغ خواهد بود .

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 192

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

چمان : خرامان ، خوش حركات ، خوش خرام .
سرو چمان:سرو خوش خرام ، كنايه از معشوق سرو بالاي خوش حركات.
همدم:هم نفس .
ياد سمن نمي كند: به ياد گل ياسمن نمي افتد.
هرزه گرد: هر جايي ، ياوه پوي .
چين زلف : چين و شكن زلف، و در اينجا به صورت اضافه تشبيهي زلف به كشور چين تشبيه شده كه كشوري دور دست را بر ساند.
عزم وطن نمي كند:يادي از وطن خود كه سينه من باشد نمي كند .
لابه:التماس ، زاري ، و تضرع.
گوش كشيده:كسي يا چيزي كه گوشش كشيده باشد و در اينجا مقصود حالت كمان به هنگام كشيدن و تير اندازي است كه گوشه هاي آن به طرف داخل كشيده شده و از بيضي به منحني تغيير شكل مي دهد.
عطف دامن: سجاف دامن ، چينِفرود دامن، قسمت انتهايي دامن لباس كه در قديم مانند گريبان لباس با ماد معطره خوشبو مي كردند تا به هنگام حركت و چرخش دامن بوي عطر پراكنده شود.
زنسيم زلف بنفشه پر شكن: گيسوي بنفشه از اثر باد بهاري آشفته و د رهم مي شود .
وه كه دلم چه ياد آن عهد شكن نمي كند: واي دلم چه قدر به ياد آن يار سست پيمان مي افتد.
سيم ساق:سيمين اندام، سفيد ران ، با ساق نقره گون.
دُرد:دُرد شراب ، شرابي كه صاف نشده و با دُرد مخلوط و كَدِر باشد،ته مانده هاي موجود در صافي پارچه يي پس از صاف كردن شراب.
دستخوش جفا مكن:بازيچه جفا مكن ، پايمال بي مهري مكن .
آب رخ : آبرو
عدن: سرزمين جنوب غربي شبه جزيره عربستان كه مرواريد ساحل درياي آن مشهور است.
غمزه: حركات چشم و ابرو با ناز وادا و اطوار .
دردسخن نمي كند:درد سخن شنيدن را ندارد ، نيازي به پند و اندرز در خود حس نمي كند.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
بحر غزل: رجز مثمن مطوي مخبون
*
اوحدي: ( باقافيه ديگر)
تُركِ ستم پرست من تَركِ جفا نمي كندعهد به سر نمي برد وعده وفا نمي كند
حافظ در عالم دوستي و وفاداري و يكر نگي با دوستان خود تا حد افراط ثابت قم بوده چنانكه در بيشتر موارد مصالح خويش را فداي اين ويژگي اخلاقي ، يعني وفاداري و خوش قولي خود كرده است . از فحواي مندرجات تاريخ بر مي آيد كه در فرجه دست به دست شدن حكومت از شاه ابواسحاق به امير مبارزالدين به سبب اينكه هنوز امير مبارزالدين كاملاً در مقر حكومت مستقر نشده بود، از يك طرف شاه ابو اسحاق اشخاص موجهي را جهت ميانجيگري به سوي امير مبارزالدين مي فرستد و از طرف ديگر امير مبارزالدين كه مردي با اراده وزيرك و شجاع بود در صد به سوي خود كشيدن اطرافيان و طرفداران دستگاه شاه ابواسحاق بر مي آيد . مااز جزئيات امر بي خبريم ليكن قدر مسلم اين است كه حافظ با وجود وجهه سخن و معلومات و اينكه از ابواب جمعي دستگاه حكومتي ابواسحاق به شما ميآمده هر گاه نان را به نرخ روز مي خورد به طور مسلم در دستگاه محمدمظفر مي توانست با آسودگي خيال و در كمال راحتي روزگار بگذراند اما بر عقيده دوستي و وفاداري خود با شاه ابواسحاق، پاي مردانگي فشرده و در نتيجه سالهاي سختي را تا فرارسيدن ايام حكومت شاه شجاع گذرانيده است. در خلال اين ايام شاعر در چند مورد در غزلهايش گوشه و كنايه يي به نحوه رفتار خويش دارد و تلويحاًبه صورت زبان شعر اشاره به بي سياستي خويش مي كند، از جمله در مقطع غزل كه در غياب ابو اسحاق و قبل از گرفتاري و قتل او سروده شده است. به اين مطلب اشاره صريح دارد كه پند و اندرز افراد ميانجي را نشينده است و اگر گرفتار غضب حاكم جديد شود جاي هيچگونه تعجب نخواهد بود . شاعر در بيت دوم غزل خود كلمه (چين) را به دو معنا به كار گرفته يكي كشور دور دست چين و ديگري چين و شكن زلف بلند ومشهور شاهابو اسحاق . مفاد بيت ششم و هفتم غزل ، عشق و علاقه و اميدواري شاعر را به شاه ابو اسحاق مي رساند و بازگو كردن آن با چنين مضامين زيبا و محكمي ، علي رغم واقعيتي كه در مقطع غزل سروده شده دليلي بر يكرنگي و ثبات قدم حافظ است كه چنانكه در بالا گفته شدمصالح خود را فداي دوستي او مي كند

شرح پیشینِ ابیاتِ ضبط دیگر (این بندها به ابیات متن فعلی تعلق ندارند):
با وجود دامن پر چين وعطر افشان تو در شگفتم كه چرا به هنگام خراميدن ، خاك راهت چون مشك تاتاري معطر نشده و باد بهاري عطر آن را نمي پراكند .

دل در آرزوي ديدار چهره جانان انس نمي گيرد و جانان با جان در هواي كوي او از خدمت من سرباز مي زند.

آبروي مرا با دست جفا پايمال بي مهري ساز كه ريزش اَبر ، بي مدداشك وآب رخ من ، در در ياي عدن گوهر نمي پروارند.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «با همه عطف (عطر) دامنت آیدم از صبا عجب». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

دست روی دست گذاشته و منتظری بخت خودش به سراغت بیاید ولی این طور نیست خودت هم همت داشته باش وگرنه هر چه ساخته ای خراب می شود و به حاجت خود نخواهی رسید. امیدوار باش، فکر بی وفایی نکن ابرهای رحمت به سویت روانه اند. به نصیحت بزرگان گوش کن.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا