خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
معنی بیت 1
تصویر چهره تو، در هر حال پیش چشمان ما و در هر راه همراه ما و بوی خوش زلف تو به جان و دل بیدار ما وابسته است.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
تصویر چهره تو، در هر حال پیش چشمان ما و در هر راه همراه ما و بوی خوش زلف تو به جان و دل بیدار ما وابسته است.
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست
برخلاف ادّعای واهی آنهایی که ما را از عشق ورزی با تو باز می دارند، زیبایی چهره تو بهترین دلیل قابل قبول بر حقّانیّت ماست.
ببین که سیب زنخدان تو چه میگوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست
گوش فرادار! از سیب زنخدان تو آوایی می آید: (هزاران امثال یوسف سرنگون این چاه شده اند).
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست
گناه از بخت نامساعد و کوتاهی دست ماست که به زلف دراز تو نمی رسد.
به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست
به دربان و نگهبان حرمسرای خود بسپار که حافظ یکی از هواداران آستانه ماست …
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست
… و هر چند روی از ما برگرفته و از پیش چشم ما دور است، امّا همیشه منظور نظر ماست.
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سالهاست که مشتاق روی چون مه ماست
… و اگر پس از سالی به این درگاه روی آورد، در بر روی او بگشای که سالهاست که مشتاق زیارت ما می باشد.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
خیالِ روی: تصویر خیالی چهره.
طریق: راه و روش، راه.
پیوند جان: وابسته به جان.
جان آگه: جان آگاه، ضمیر باهوش، دلِ بیدار.
به رغم: برخلاف، به ناخواه.
مدّعی: صاحب ادّعا، ادّعا کننده به حق یا باطل.
جمال چهره: زیبایی صورت.
حجّت: دلیل.
حجّت موجّه: دلیل قابل قبول و مستند، دلیل محکمه پسند.
حاجب: دربان، مراقب.
فلان: کلمه یی که از آن اشاره به چیزی یا شخصی کنند، اشاره به حافظ.
صورت: چهره.
محجوب: پوشیده و پنهان.
خاطر مرفّه: خیال آسوده و راحت.
به سالی: سالی یک مرتبه.
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل: مجتّث مخبون مقصور
*
این غزل در زمان حکومت شاه شجاع و به هنگام درگیریهای او با برادرانش سروده شده و به هنگامی بوده است که امکان برگزاری مجالس عیش و عشرت و راحتی میسّر نبوده و یک چندی حافظ موفّق به ملاقات و مصاحبت با شاه شجاع نشده در نتیجه این غزل را که به منزله پیامی است سروده است. در این غزل دو نکته به چشم می خورد: یکی در بیت دوم آنجا که حافظ می فرماید:
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهرۀ تو حجّت موجّه ماست
و از این بیت چنین بر می آید که در اثر درگیریهای حافظ با سرکردگان مذهب و صاحبان شریعت دسته یی از اطرافیان و آشنایان حافظ او را از مجالست و معاشرت و همدمی با شاه عیّاش و بی تقوا منع می کرده اند و او به اندرز آنها وقعی نمی نهاده است. ایهام دیگری هم در بیت سوم وجود دارد که حافظ به شاه شجاع می گوید همانطور که یوسف توسط برادران در چاه افتاد آن برادر مدّعی سلطنتِ تو هم به دست تو گرفتار خواهد شد!
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.