رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 235 حافظ - زهی خجسته زمانی که یار بازآید

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 235 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

زهی خجسته زمانی که یار بازآید

به کام غمزدگان غمگسار بازآید

معنی بیت 1

خوشا وقت مباركي كه يار بر گشته وغمخوارانه واندوهگين ان را به آرزوي خود برساند .

2

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم

بدان امید که آن شهسوار بازآید

معنی بیت 2

اسب سياو سفيد چشم را پيشاپيش لشكر خيالش در انتظار نگهداشته ام به اميد اینكه آن چابك سوار برگشته و بر آن نشيند ( قدم بر چشم مانهد)

3

اگر نه در خم چوگان او رود سر من

ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید

معنی بیت 3

اگر سر من به مانند گوي در انحناي چوگان او قرار نگيرد، ديگر از سر ، سخني به ميان نمي آورم و اين سر ديگر به چهدرد ي مي خورد .

4

مقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گرد

بدان هوس که بدین رهگذار بازآید

معنی بیت 4

چون گرد راه بر سر راهش به انتظار و به اين آرزو نشسته ام كه به اين رهگذار بر گردد . ( تا به دنبالش بيفتم) .

5

دلی که با سر زلفین او قراری داد

گمان مبر که بدان دل قرار بازآید

معنی بیت 5

دلي كه با سر زلفهاي او عهد وپيمان اقامت بسته تصور مكن كه ديگر ،آن دل به قرارا وآرامشي دستيابد.

6

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی

به بوی آن که دگر نوبهار بازآید

معنی بیت 6

به اميّد اين كه بار ديگر فصل بهار باز آيد ، بلبل ها از دست مادي و زمستان رنج ها كشيدند .

7

ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ

که همچو سرو به دستم نگار بازآید

معنی بیت 7

حافظ، از آن نقاش قضا اميد آن هست كه به مانند نقش سرويي كه بر روي دست مي كشند آن نگار را به دست من بر ساند

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 235

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

خجسته : مبار ك
زهي خجسته زماني : خوشا وقت مباركي .
غمزدگان : اندوه گينان .
غمگسار : آنچه غم را بزدايد ، دوست .
خيل : گروه سپاهيان ، قبيله ، دوست .
اَبلَق : سياه و سفيد ، اسب سياه و سفيد .
اَبلقِ چشم : چشم ابلق ، چشم سياه وسفيد .
خدنگ: تير
همي پردر دل : دل حيوان شكاري در تب وتاب افتد .
خَم : انحنا.
زلفين : زلفهاي ، زلفهاي دو طرف صورت .
به بوي : به اميّد.
نقش بند: نقاش ، صورتگر ، آنكه به خالكوبي نقشهاي مختلف بر روي دست و بازونقش طرح مي كند ، آنكه با حنا بر روي كف ددست و پا نقش رنگين درست مي كند، طرّاح نقش پارچه در بافندگي ، آرايشگر .
نقش بند قضا: صورتگر تقدير .
نگار : نقشي كه با حنا بر دست و پا كنند ، كنايه از معشوق زيبا روي .

توضیحات غزل

وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل : مجتث مثمن مخبون اصلم
*
خواجو كرماني:به چشم رفته ما گر به صلح بازآيد سـعادت ابـدي از درم فـراز آيد
*
اين غزل در زمان تسلط شاه محمود بر شيراز يعني بين سالهاي 765 – 767 به انگيزه واميد بازگشت شاه شجاع سروده شده است. و از فحواي كلام چنين بر مي آيد كه حافظ كمال اميدواري و اطمينان به باز گشت پيروز مندانه او را داشته و هر آن در انتظار فتح شيراز به دست او بوده است. سابق بر اين شخصيّت بزرگي اگر از مسافرت بر مي گشت اهل بيت ودوستان او تا پشت دروازده شهر به استقبال او رفته واسب را و مركب سواري او را آراسته در كنار جاده، در انتظار مي ايستاد اند تا آن مسافر عزيز رسيده وبرآن سوار شود و به خانه خود باز گردد.بدين سبب حافظ چشم خود را به اسب سياه وسفيد تشبيه و مي گويد اين ديده را پيشاپيش لشكر خيالش كه به استقبال او صف كشيده نگهداشته ام تا آن شهسوار برگشته و قدم بر ديدگانم يعني اسب سياه وسفيد بگذارد.
شاعر در ابيات بعدي حالت چشم انتظاري خود را در مضامين مختلف بازگو كرده ودر مقطع كلام از خود نقش بند و دست وسر و نگار در بيتي ياد مي كند كه اين كلمات باهم ارتباط دارند .
1- ما مي دانيمشيراز مركز سرو ناز است و سرو ناز در كمال آراستگي هميشه در ثلث انتهاي بالاي آن يك شاخه از مخروط برگها سر بيرون كرده و به نام دست سرو موسوم است .
2- همچنين مي دانيم جماعتي از كولي ها كارشان حجامت وخالكوبي و نقش بندي بر روي دست وپا ي متقاضيان بوده به اين نحوكه بوسيله خالكوبي يا با حناي خيس شده تصوير درخت و گل و حيوانات بر روي دست نوجوانان رقم مي زده و از جمله نقش سر وناز را بر وي د ستها مي كشيده اند .
به اين ملاحظات حافظ مي فر مايد از نقش بند قضا وقدر چنين انتظار دارم كه همانطور كه نقش سرو به دستم مي كشد، كاري كند كه دست من هم مانند دست سر و به قد سرو شاه شجاع برسد. اين ابيات از لحاظ مضمون وانتخاب كلمات كاملاً تحت تأ ثير ابيات مثنوي خسرو وشيرين نظامي است و حافظ دقيقاً مضمامين نظامي را در آنجا كه داستان بازگشتن شيرين را نزد خسرو مي سرايددر پيش چشم خود داشته است . در آن داستان مادر شيرين برای باز آمدن شيرين ( گلگون ) اسب ويژه خود را همزاد اسب شبديز) شيرين بود با قاصدي به پيشواز دختر خود مي فرستد و حافظ اين موضوع را در بيتی مي گنجاند و مي گويد به پيش خيل خيالش كشيدم ابلق چشم …. و همينطور كلمات نقشبند و سرو ونگار را از بيات مثنوي خسرو وشيرين در باز گشت شيرين انتخاب و براي آن مضمون آفريده است. و شعراي ديگر نيز مشابه اين مضمون ساخته اند از جمله خواجو كر ماني مي گويد :
از كلك نقشبند ازل بر بياض چهر آن نقطه هاي خال چه زيبا چكيده اند
در پايان مضمون بيت چهارم اين غزل را سعدي در بيت زير چنين سروده است و.
سر كه نه در راه عزيزان بود بار گراني است كشيدن به دوش

شرح پیشینِ ابیاتِ ضبط دیگر (این بندها به ابیات متن فعلی تعلق ندارند):
دل حيوان شكاري ، چشم به راته تير (آن شهسوار) و در تب وتاب و تپش و به اين اميد است كه او به قصد شكار كردنش باز گردد. .

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

خوشحال باش. روزی فرخنده که منتظرش بودی رسیده است و این به خاطر صبر و امیدواری خود توست. دلت آرام می گیرد. ستم هایی که به تو کرده اند فراموش کن که تو به مرادت رسیده ای. این کار قضا و جزئی از سرنوشت تو بود.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا