رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 285 حافظ - در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 285 حافظ

18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش

حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش

معنی بیت 1

در زمان پادشاهی که کارهای خلاف را بخشیده و گناهان را می پوشاند، حافظ قرابه شراب را به دوش می کشد و فقیه، پیاله باده می نوشد. (حافظ قرابه قرابه شراب می نوشد و فقیه پیاله پیاله).

2

صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست

تا دید محتسب که سبو می‌کشد به دوش

معنی بیت 2

صوفی، وقتی مشاهده کرد که پاسبان شرع کوزه شراب را به دوش می کشد، از کنج خانقاه خود به در آمده در میخانه به پای خُم مقیم شد .

3

احوال شیخ و قاضی و شرب الیهودشان

کردم سؤال صبحدم از پیر می فروش

معنی بیت 3

بامدادان از پیر می فروش چگونگی حال شیخ و قاضی و باده نوشی پنهانی آن ها را پرسیدم …

4

گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی

درکش زبان و پرده نگه دار و می بنوش

معنی بیت 4

گفت، هرچند تو راز داری اما این سخن نگفتنی است . خاموش و راز نگهدار باش و می بنوش .

5

ساقی بهار می‌رسد و وجه می نماند

فکری بکن که خون دل آمد ز غم به جوش

معنی بیت 5

ساقی، بهار فرا می رسد و پولی (برای خرید شراب) باقی نمانده است. چاره یی بیندیش که از شدّت اندوه، خون در دلم (به مانند شراب در خُم) به جوش آمده است .

6

عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار

عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش

معنی بیت 6

در بحبوحه عشق و جوانی و بی چیزی، بهار فرا رسیده است. عذر مرا بپذیر و دامنِ کرم خود را بر روی تقصیر و خطای من بکش .

7

تا چند همچو شمع زبان آوری کنی

پروانه مراد رسید ای محب خموش

معنی بیت 7

تا به کی مانند شمع زبان درازی و افشاگری می کنی؟ ای عاشق، اجازه کامروایی رسیده خاموش باش.

8

ای پادشاه صورت و معنی که مثل تو

نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش

معنی بیت 8

ای پادشاه ظاهر و باطن که به مانند تو هیچ دیده ندیده و هیچ گوش نشنیده است …

9

چندان بمان که خرقه ازرق کند قبول

بخت جوانت از فلک پیر ژنده پوش

معنی بیت 9

آنقدر باقی باش که بخت جوان تو از دست فلک پیر ژنده پوش، خرقه کبود پذیرفته و جانشین آن گردد .

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 285

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

قرابه : شیشه های بزرگ شکم دار .
قرابه کش : کسی که این شیشه ها را از جایی به جایی حمل می کند، عمله شراب .
مُفتی : فتوا دهنده، فقیه .
صومعه : خانقاه .
با پای خُم : در پای خُم .
محتسب : پاسبان شرع، پاسبان آمر به معروف و ناهی از منکر .
شیخ : سالمند از شصت سال به بالا که علامت پیری در چهره او هویدا باشد .
قاضی : قاضی شرع .
شرب الیهود : شراب خوردن یهود، کنایه از پنهانی باده نوشیدن یهودی هاست زیرا به حکم شرع غیر مسلمانی که در مذهبشان شراب حرام نیست نبایستی متجاهر به فسق باشد .
دَرکَش زبان : زبان دَرکش، زبان را کوتاه کن، سکوت کن و خاموش باش .
پرده نگهدار : پرده داری کن، راز داری کن، راز نگهدار باش .
خونِ دل آمد ز غم به جوش : از شدت غم خون در دلم به حالت جوشیدن درآمده است. کنایه از شدّت عصبانیِت .
مفلس : بی چیز، تهیدست.
ذِیل : دامنِ جامه .
ذیل کرم : (اضافه تشبیهی) کرم به دامن تشبیه شده.
جرم به ذیل کرم بپوش : با دامن کرم و بخشش گناه را بپوشان .
زبان آوری : حرّافی، سخن پراکنی و زبان آوری شمع به معنای سرکشی و زبانه زدن شعله شمع است .
پروانه مراد : اجازه نامه کامیابی، فرمانِ مراد، رخصت مراد .
مُحِبّ : دوست، عاشق .
صورت و معنا : جسم و جان، ملک و معنویّت، این جهان و آن جهان .
خرقه اَزرَق : خرقه کبود، جُبّه به رنگ آسمان، نیلی رنگ .
خرقه ازرق کند قبول : خرقه کبود را بپذیرد، کنایه از پذیرش منصب جانشینی پیر و مرشد به وسیله گرفتن خرقه مرشدی از دست پیر .
ژنده پوش : کهنه پوش .

توضیحات غزل

وزن غزل : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
بحر غزل : مضارع مثمّن اخرب مکفوف مقصور
*
اوحدی : امروز گـــم شدم تو به راهم مــــدار گوش
فـــــردا طلب مرا به سر کوی مــــــی فروش
*
این غزل در سال های اول سلطنت شاه شجاع و در مدح او سروده شده است، یعنی در آن فرجه از زمان که شاه شجاع برخلاف پدر، دربارهِ می و میخانه و میخواره سیاست تسامح و اغماض در پیش گرفته بود.
ویژگی غزل های حافظ در این ایام، در این است که بالصّراحه و با شدّت هرچه تمام تر زاهدان ریایی و صوفیان را تخطئه کرده و با کلماتی توهین آمیز در تحقیر آنان می کوشد.
شاعر در مطلع غزل، خود را در این دوره و عهد قرابه کش و مفتی را پیاله نوش می خواند که قرابه کشی را می توان به دونوع تعبیر و معنی کرد : یکی به معنای قرابه نوشی یعنی نوشیدن می در ظرفهای بزرگ مانند رطل گران و قدح در کشیدن و دیگری به معنای حمل و نقل قرابه شراب که در آن زمان از وظایف عمله شراب، در میخانه ها و شغلی پست بوده است. هدف اصلی شاعر در ابیات دوم و سوم و چهارم تحقیر صوفی و شیخ و قاضی و محتسب است که همگی را اهل ریا و دورویی به حساب آورده و به باده نوشی و فسق متّهم می کند و از ضرب المثل معروف مردم سود جسته که می گویند : قاضی ها و یهودیان همیشه پنهانی شراب می نوشند و در این باره عبید زاکانی به طنز می گوید :
(طعام و شراب تنها مخورید که این شیوه قاضیان و جهودان باشد)
پس از آن در بیت های پنج الی هشت غزل اشاره به تهیدستی خود دارد و هرچند این تفاخری است برای آن ها که به رندی و باده پرستی شهره خاصّ و عامند اما غرض اصلی شاعر از این اظهار مفلسی و بی پولی گوشزدی است غیر مستقیم به شاه شجاع که در ادای وظیفه و حواله وظیفه کوشا باشد. طنز ملیحی که در این ابیات مشاهده می شود در بیت هفتم تجلّی می کند به این معنا که برداشت بر این محور است که حافظ به ساقی می گوید در این فصل بهار من پولی که در راه باده بدهم ندارم و از تو طلب مساعدت دارم چرا که (عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار) و عذر من موجّه است و تو از کرم خود به رایگان مرا از شراب سیراب کن سپس بلافاصله شاعر خطاب به خود با لحنی عتاب آمیز می گوید: تا کی مانند شمع زبان سرکش تو به گله و شکایتِ نرسیدن وجه از آنجا که باید حواله شود، باز و سخن پرداز است؟ پروانه مراد صادر شده و می رسد دم فروبند؟ این گونه ادای سخن یک نوع ارائه طریق و یادآوری است به شاه شجاع که اگر سبب تأخیر ارسالِ وجه، فراموشی او است یادآوری مؤدبانه یی شده باشد .
دو بیت آخر این غزل را که شاعر صراحتاً در مدح شاه شجاع، دادِ سخن می دهد اکثر حافظ شناسان محترم از غزل حذف نموده اند تا غزل از مدیحه گویی مبرّا گردد! در این باره قبلاً هم توضیح داده شد که حافظ در مدیحه سرایی به سرودن قصیده توجه چندانی ندارد و در قالب غزل و به صورت موجز در هر زمان که بایستی سخن در بزرگداشت سلطان یا وزیری بگوید در یکی دو بیت مطلب را خلاصه می کند و خوانندگان جوان بایستی به این نکته توجه داشته باشند که در مجلس سلطانی که تعدادی از شعرا با قرائت قصیده های غرّا در مدح شاه لب به سخن می گشایند، حافظ نیز بایستی سخنی بگوید و به این دلیل است که به بعضی از غزل های حافظ یکی دو بیت مدح ضمیمه است .

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

الان موقع حرف زدن نیست، کمی تال کن. فکری به حال خودت بکن تا از این غم رهایی پیدا کنی. تا جوانی می توانی کاری انجام دهی. نگو فعلا جوانم و وقت برای توبه زیاد است. برای رسیدن به مراد باید رنج و سختی و انتظار بکشی و اگر عجله کنی همه چیز را بر باد می دهی.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا