رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 295 حافظ - سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 295 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ

که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ

معنی بیت 1

سحرگاهان،با استشمام بوى گلستان به باغ رفتم تا مانند بلبل عاشق،خاطر پريشان خود راعلاج كنم.

2

به جلوه گل سوری نگاه می‌کردم

که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ

معنی بیت 2

به جلوه گرى گل سرخ كه در شب تاريك مانند چراغ روشن مى درخشيد،نگاه مى كردم.

3

چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور

که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ

معنی بیت 3

گل سرخ،چنان به زيبايى و جوانى خود مغرور بود كه از دل بلبل كاملا بى خبر و آسوده خاطر بود.[هزار گونه،در مقام كثرت و فراوانى آمده است.يعنى بسيار زياد و كاملا.]

4

گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم

نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ

معنی بیت 4

گل نرگس زيبا از حسرت اشك مى ريخت و گل لاله از شدّت جنون و شيدايى،صد داغ بر جان و دل خود داشت.

5

زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن

دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ

معنی بیت 5

گل سوسن،زبان شمشير مانند خود را به سرزنش دراز كرده بود و گل شقايق مانند مردم سخن چين،دهان باز كرده بود.[گل برگ هاى سوسن را به تيغه ى شمشير و فضاى خالى درون برگ هاى لاله را به دهان باز شده مانند كرده است.]

6

یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست

یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ

معنی بیت 6

يكى مانند مى پرستان،صراحى شراب در دست داشت و ديگرى مانند ساقى مستان،جام شراب به دست گرفته بود.[يكى اول،همان گل سوسن و دوم گل شقايق است.]

7

نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان

که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ

معنی بیت 7

اى حافظ!نشاط و شادى و جوانى را مانند گل عزيز بدار؛و بدان كه وظيفه ى رسول ابلاغ و رساندن پيام است![و من پيام خود را رساندم و تو را به غنيمت شمردن نشاط و جوانى آگاه كردم.مصراع دوم به آيه ى 99 سوره ى مائده اشاره دارد كه آغاز آن چنين است: مٰا عَلَى اَلرَّسُولِ إِلاَّ اَلْبَلاٰغُ .] **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 295

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

دماغ: ذهن و حال؛ گل سوری: گل سرخ؛ فراغ: بی‌اعتنایی و آسودگی؛ ایغاغ: هیاهو و غوغا؛ صراحی: ظرف شراب؛ ایاغ: جام؛ بلاغ: رساندن پیام.

توضیحات غزل

توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
باغ به مجلسی زنده تبدیل شده است: گل مغرور، نرگس اشک‌بار، سوسن سرزنشگر و دیگر گل‌ها ساقی و باده‌نوش‌اند. این جان‌بخشی، وصف طبیعت را به روایتِ رابطهٔ عاشق و محبوب بدل می‌کند. بیت آخر محدودیتِ وظیفهٔ شاعر را به رساندن پیامِ غنیمت دانستن جوانی نسبت می‌دهد.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

اینقدر به جوانی و شادابی و زیبایی خویش مغرور نباش. همیشه جوان و شاداب نمی مانی. فکری هم به حال پیری خود بکن، با فخر فروختن و قیافه گرفتن از اجتماع طرد می شوی و هم در جوانی و هم در پیری تنها می مانی. پس قدر جوانی خویش را بدان و شادابی خود را با دیگران تقسیم کن.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا