رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 3 حافظ - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 3 حافظ

18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

معنی بیت 1

اگر آن محبوب ترک شیرازی، با من مهربان و یکدل شود، دو شهر سمرقند و بخارا را نثار خال مشکینش می کنم.

2

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

معنی بیت 2

ساقی! آن مِی باقی مانده را در پیاله ریخته به من به پیما که حتی در بهشت هم جایی به طراوت و زیبایی منظرِ کنار چشمه رکن آباد و چمنزار پر گل مصلّی یافت نخواهد شد.

3

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

معنی بیت 3

ای داد و بیداد! که این کولی صفتانِ زنده دلِ شیرین حرکاتِ آشوبگر چنان صبر و قرار را از دل من ربودند که ترکان خوان نعمت را به یغما و تاراج می بردند.

4

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

معنی بیت 4

زیبایی چهره یار بی نیاز از بیان عشقِ ناقص و تعریف ماست آخر روی زیبا را چه نیازی به سرخاب و سفیداب و وسمه و سُرمه است.

5

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

معنی بیت 5

به لحاظ زیبایی و حُسنِ روزافزون یوسف، برای من مسلّم بود که نیروی عشق او پرده پاکدامنی زلیخا را خواهد درید.

6

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم

جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

معنی بیت 6

هر چه به من ناسزا و دشنام فرستی باز دعاگوی تواَم چرا که پاسخ تند و تلخ از لب میگون شکّرین تو زیباست.

7

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند

جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

معنی بیت 7

ای عزیز، پند را بشنو؛ جوانان خوشبخت سخن پیر خردمند را از جان خود عزیزتر می‌دارند.

8

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

معنی بیت 8

از موسیقی و باده سخن بگو و کمتر در پی راز جهان باش؛ خرد انسانی این معمای آفرینش را به تمامی نگشوده است.

9

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

معنی بیت 9

حافظ! غزلی زیبا و بی مانند و مبتکرانه سروده ای! حالی بیا و آن را با آواز خوش و دل نشین خود بر خوان تا آسمان گِرِه از گردنبند ثریّا گشوده و آن همه گوهر را نثار شعر زیبای تو کند.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 3

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

تُرک: به قوم تاتار که از سیبری به جنوب سرازیر و با جنگ و کشتار در آسیا و شرق اروپا مستقر شدند گفته می شود. از این قوم جنگجو عده ای در سپاه هلاکو بودند و در شیراز مانده دو مجتمع جداگانه تشکیل دادند:
1-عده ای خارج از شهر و بصورت ایل که تا به امروز هم به نام ایل ترک قشقایی وجود داشته در اطاعت از رئیس ایل همانند دوران قرون وسطی مشهورند.
2-عده کمتری در شهر شیراز ساکن و کولی وار زندگی می کردند و دختران آنها به آوازه خوانی و لوندی و دلیری و شهامت مشهور بودند بعدها این قوم به تدریج در جمعیت شهرنشین مستحیل شدند.
تُرکِ شیرازی: مقصود باطنی حافظ از ترکیب این دو کلمه شاه شجاع می باشد که از طرف مادر نسبش به ترکان قراختایی کرمان می رسید و همانند سایر افراد آل مظفر خالی سیاه در چهره داشت لیکن منظور ظاهری شعر اشاره به همان قوم ترکی دارد که در شهر شیراز می زیسته اند.
هندو: به معنای اهل هند، و چون متولدین بومی هند رنگ تیره ای دارند خال صورت به هندو تشبیه می شود.
سمرقند و بخارا: دو شهر مشهور خراسان بزرگ دیروز و ازبکستان امروز که ساکنین آن از نژاد ترکمان و به زیبایی چشم و خوش آب و رنگی مشهور و این دو شهر به فراوانی نعمت معروف است.
باقی: باقی مانده.
رُکناباد: چشمه رکن آباد که از کوههای الله اکبر سرچشمه می گیرد و در سابق بسیار پر آب بوده و دهکده رکن آباد را سیراب می کرده و هنوز هم مختصر آبی دارد.
مصلّی: دشت سرسبزی که از یکسو به دهکده رکن آباد و از ضلع دیگر به شهر متصل و محل تفرّج و گشت و گذار مردم شیراز بوده و مدفن حافظ در آنجاست.
گُلگَشت: گشت و گذار در دشت و چمنزاری که پر از گل و ریاحین باشد.
لولیان: کولیان، زنان مطرب سیاه چشمی که نژاداً ترک و در شیراز مستقر بودند. لولی به معنای زن کولی ظریف کار و لوند.
خوان: سفره گسترده پر از طعامهای رنگارنگ.
یغما: (یَقما) رسمی که در زمان مغول پس از تجمّع سالیانه سران این قوم معمول و چنین بوده است که پس از صرف غذا هر کسی مقداری از لوازم مهمانی و اثاث خوان را به رسم یادگار (یقما) می کرده و با خود می برده است. بعدها این کلمه در زبان فارسی به یغما بدل شده است.
عصمت: باز داشتن خود از گناه، پاکدامنی کسی که در طول عمر گناه کبیره و زنا نکرده باشد.
عقد: گره.
ثریّا: ستاره پروین که مجموعه ای از ستارگان است و به گلوبند تشبیه می شود.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
بحر غزل: هزج مثمّن سالم
*
مولوی غزلی در این بحر و وزن دارد:
هلا ای زُهره ی زهرا بکش آن گوش زهرا را
تقاضایی نهادستی درین جذبه دل ما را

و سلمان ساوجی نیز:
به دست باد گهگاهی سلامی می رسان ما را
که از لطف تو آخر خود پیامی می رسان ما را

1-این غزل برای شاه شجاع سروده شده است چه مادر شاه شجاع از ترکان قراختایی کرمان بود.

2-همه افراد خانواده آل مظفر یک خال سیاه درشت در صورت خود داشتند و اشاره خال هندو بدین سبب است.

3-در این غزل شاعر در پنج بیت نخستین به تعریف شاه شجاع می پردازد. غزل مربوط به اوایل زمانی است که شاه شجاع به متولیان شریعت نزدیک شده و حافظ از این بابت نگران است و در بیت ششم اشاره به این معنا دارد که تغییر رویه تو ای شاه شجاع هر چه باشد من دعاگوی تواَم و در بیت هفتم و هشتم به شاه اندرز می دهد که دست از خوشگذرانی برندار و به حرفهای شیخ زین الدین کلاه و عبدالله بنجیری گوش مده و در مقطع کلام شاعر از اینکه این همه ایهامات را در قالب غزل گنجانیده و ظاهر غزل را به صورت غزلی عاشقانه درآورده است راضی است و از این بیت چنین برمی آید که شاعر غزلهای خود را پس از سرودن با آوازی خوش برای دیگران می خوانده و مردم را محظوظ و طرفدار خویش می ساخته است.

4-شادروان دکتر قاسم غنی بر این عقیده اند که این غزل را به ظنّ قوی، حافظ برای شاه زین العابدین سروده است.

شرح پیشینِ ابیاتِ ضبط دیگر (این بندها به ابیات متن فعلی تعلق ندارند):
عزیز من! از آنجا که جوانان عاقبت به خیر به اندرز پیران دانا گوش فرا می دهند، این اندرز را بگوش گیر: از می و مطرب روی گردان مباش و در راه کشف رازِ کاینات عمرِ گرانمایه به هدر مده که تا به امروز نه کسی از اسرار آفرینش سر درآورده و نه خواهد آورد.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

به قولی که داده ای عمل کن. کار ناتمامت را تمام کن ولی پایت را از گلیمت درازتر نکن چون باعث رسوایی ات می شود. در حق کسی بدی نکن چون نتیجه اش دامنت را می گیرد. نصیحت این پیر دانا را گوش کن تا سعادتمند شوی و گره ی کار تو باز شود. اقبال و ستاره ی تو چون خوشه ی پروین است.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا