رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 31 حافظ - آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 31 حافظ

18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است

معنی بیت 1

آن شبِ قدری که خلوت نشینان درباره بزرگی آن داد سخن داده اند امشب است. خدایا از تأثیر کدام ستاره سعد است که این نیک بختی و عنایت به ما روی آورده است.

2

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است

معنی بیت 2

دلهای زیادی در حلقه گیسوان تو دست به دعا برداشته اند که نالایقان بدان دسترسی پیدا نکنند.

3

کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف

صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است

معنی بیت 3

من کشته و افتاده در آن چاه زنخدان توام که گردن جان هزاران دلداده در حلقه غبغب آن گرفتار است.

4

شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست

تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است

معنی بیت 4

آن شهسوار برگزیده من که ماه در پیشاپیش رویش آینه داری می کند، قبّه خورشید فلک در خاکِ زیر نَعلِ مرکبِ او جای دارد.

5

عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو

در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است

معنی بیت 5

بنگر که درخشندگی عرق بر چهره او چنانست که تا خورشید سریع السّیر بدان تمایل یافته، هر روز در آتش تب می سوزد.

6

من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می

زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است

معنی بیت 6

من کسی نیستم که ترکِ لبِ می گونِ یار و جام بادهِ خوشگوار گویم. ای زاهدان مرا ببخشید که این شیوه و راه برگزیده من است.

7

اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین

با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است

معنی بیت 7

چگونه، من با مَرکَبی به کندی مور با ملتزمین رکابِ سلیمان که زین بر پشت باد می نهد هم رکاب شوم؟

8

آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند

قوت جان حافظش در خنده زیر لب است

معنی بیت 8

آنانکه با تیر مژگان خود زیر چشمی حافظ را از پای می افکنند با خنده زیر لبی هم به جان او نیرویی تازه می بخشند.

9

آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد

زاغ کلک من بنامیزد چه عالی مشرب است

معنی بیت 9

از منقارِ رسای زاغ خامه من آب حیات می چکد. چشم بد از آن دور که چه عالی مرتبه و نیکو روش است.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 31

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

شب قدر: شبی که قرآن به صورت وحی و یک جا بر سینۀ پیامبر (ص) نازل شد و پس از آن بتدریج آیات قرآن در موارد عدیده شأن نزول یافت و اشاره به سوره قدر است که خداوند می فرماید:
اِنّا اَنزَلناهُ فی لِیلَةِ القَدرِ وَ ما ادریکَ ما لَیلَةُ القَدرِ لَیلَةُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهر و در تعیین آن اختلاف است و به ظنّ قوی در دهه سوم ماه رمضان است و برخی را عقیده بر این است که در این شب سرنوشت مقسوم هرکس تا یکسال تعیین می شود ولی وجه تسمیه آن بدان سبب است که آن شب دارای شأن و منزلت نزول قرآن است.
اهل خلوت: گوشه نشینان، آنانکه در تنهایی با ذکر و اوراد و ادعیّه حضور حقّ را در دل خود حسّ می کنند، کنایه از صوفیان.
تأثیر دولت: اثر و نشانه نیک بختی و اقبال، عنایت مقسوم ازلی.
کوکب: ستاره.
ناسزایان: بی لیاقت ها، آنانکه استحقاق ندارند.
طوق: حلقه.
غبغب: چین زیر چانه حاصل از چاقی که به صورت طوق و حلقه چاه دایره مانند جلوه می کند.
شهسوار: دلاور چابک سوار، کنایه از لقب ابوالفوارس است که کُنیه شاه شجاع بود.
آئینه دار: نگهدارنده آیینه در جلوی روی عروس و داماد.
گرم رو: تندرو، سریع السّیر.
تاب: تابش، درخشندگی.
موکب: ملتزمین رکاب.
آب حیوان: آب حیات، آبی که به انسان حیات جاویدان می بخشد.
منقار: نوک.
بلاغت: رسایی، رسایی کلام و سخن، از محسّنات کلام.
زاغ: کلاغ.
کِلک: خامه.
بنام ایزد: به نام خدا، شبه جمله که برای دفع چشم زخم گفته می شود، ماشاءالله.
مَشرَب: روش، شیوه.
ناوک: تیر و کنایه از مژه های چشم.
قوتِ جان: غذای روح.

توضیحات غزل

وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
بحر غزل: رمل مثمّن مقصور.
*
این غزل در مدح شاه شجاع و در وصف یک شب نشینی در حضور آن پادشاه دست و دلباز و شاعر نواز سروده شده است. شاعر در بیت مقطع، آن شب را به شب قدر تشبیه کرده و از این همه بخت و طالع بلندی که نصیبش شده است در شگفتی است. در بیت دوم بلافاصله توجّه خود را به این موضوع که پای رقیبان شاعر و افراد بی لیاقت به این مجلس باز نشود جلب و دست به دعا بر می دارد. در بیت سوم شاعر می گوید من شیفته و مجذوب بزرگواریهای چون تویی هستم که هزاران فرد دیگر دل در گروی آن دارند. و در بیت چهارم و پنجم شاه را به نام شهسوار یا ابوالفوارس یاد کرده و او را می ستاید. در بیت ششم باز به مطلب مابه الاختلاف خود و زاهدان ریایی پرداخته و با غرور تمام می گوید من اهل ترک یار و باده خوشگوار نیستم. در بیت هفتم در کمال تواضع حسّ تحقیر کرده و خود را دوستدار ضعیفی از میان آن همه حامیان شاه قلمداد می کند. در بیت هشتم از بلاغت غزلی که سروده خود به وجد می آید و در بیتی که می توان آن را شاه بیت این غزل نامید از خامه خود تعریف می کند. توضیحاً در افسانه ها آمده است که خضر به آب حیات دسترسی پیدا کرده و پس از نوشیدن آن مشکی از آن پر کرده با خود از شهر ظلمات بیرون می آید تا آن را برای اسکندر ببرد. در بین راه آن را به درختی که می گویند درخت سرو بوده است آویزان و خود از فرط خستگی به خواب می رود. در این بین کلاغی چشمش به مشک آب می افتد و با منقار خود مشک را سوراخ کرده از آن آب می نوشد و بقیّه آن به پای درخت سرو می ریزد و بدین گونه کلاغ و سرو دارای عُمر طولانی شده و اسکندر از آن محروم می ماند. شاعر در این بیت خامه خود را به منقارِ کلاغ تشبیه کرده و می گوید از آن آب بلاغت که همانند آب حیات است می چکد و از خدا می خواهد که این موهبت از چشم زخم زمانه به دور بماند و بالاخره در مقطع کلام اشارتی به شاه شجاع دارد. ایهام نهفته در این بیت چنین است که شاه شجاع در محاوره و مکالمه و شعرخوانی با حافظ از دَرِ احتجاج در می آمده و با او بحث و انتقاد داشته لیکن در باطن به علوّ مقام و بلاغت کلام او اعتقاد قلبی و باطنی داشته است و این بیت اشاره بدین معنا و مطلب است که رفتار شاه شجاع با من در حکم زهر و پادزهر دارد.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

ستاره ی اقبال تو می درخشد. در راهی که قدم گذاشته ای پیروز می شوی و به مقام عالی می رسی در این زمان از یاد خدا غافل مشو. هر چند به پای قارون نمی رسی. همین بس که در عشق ورزیدن و رسیدن به کمال سعی و اهتمام می کنی.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا