صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
معنی بیت 1
محبوب من ، با وجود غم عشق تو چه چاره ای بیندیشم؛ تا کی در غم تو ناله های سحرگاهی داشته باشم. شبگیر: سحرگاه ، هنگام سحر.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
محبوب من ، با وجود غم عشق تو چه چاره ای بیندیشم؛ تا کی در غم تو ناله های سحرگاهی داشته باشم. شبگیر: سحرگاه ، هنگام سحر.
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
دل دیوانه ،کارش از ان گذشت که پند کسی را بشنود؛چاره نیست ، جزاینکه با سر زلف تو به زنجیرش کشم. از آن شد : از آن گذشت،کارش از آن گذشت. یعنی دل من چنان دیوانه و بی پروا شده که نصیحت کسی را نمی شنود؛ چاره ای نیست جز اینکه با عشق تو سر گرم و مقیدش سازم،هم چنان که دیوانه ای را با زنجیر مقید می کنند.
آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
افسوس که امکان ندارد رنجهایی را که در مدت دوری تو کشیدم، در یک نامه بیان کنم.
با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم
با وجود سر زلف تو – با گرفتاری هایی که از سر زلف تو برای من حاصل شده – مجالی نیست که تمام پریشانی های خود را یک به یک بیان کنم. ودر هر دو حال اشاره به این نکته دارد که پریشانی خاطر من انعکاس پریشانی زلف یار است.
آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم
آن لحظه که آرزو می کنم جان عزیز خود را ببینم؛تصویر زیبای روی تو را در نظر مجسم می سازم – تصویر خیالی روی تو مثل جان من عزیز است.
گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم
اگر بدانم که وصال تو با این کار برای من میسر می شود؛ دل ودین خود را از دست می دهم و در این کار سود می برم. توفیر کردن: دخل کردن،نفع بردن،سود بردن. یعنی اگر بدانم که با از دست دادن دل و دین به وصال تو می رسم،این کار را می کنم و سودمی برم.
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
واعظ ، از پیش من دور شو و سخن بیهوده مگو؛ من کسی نیستم که از این پس به سخنان فریبنده تو گوش کنم.
نیست امید صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
امیدی نیست که فساد حافظ به صلاح و تقوی مبدل شود؛وقتی سر نوشت چنین مقرر شده چه چاره توان کرد.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
صنم: محبوب؛ شبگیر: پیش از سپیده؛ هیهات: افسوس یا دور است؛ تحریر: نوشتن؛ تقریر: بیان؛ توفیر: افزودن و سود کردن؛ تزویر: فریب و ریا.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
پرسشِ تکرارشوندهٔ «چه تدبیر کنم» ناتوانیِ عاشق در برابر رنج جدایی را میرساند. زلف هم زنجیرِ دل است و هم مخاطبِ شرحِ پریشانی. شاعر نوشتن و گفتن را برای بیانِ همهٔ این رنج ناکافی میداند و از پندِ آمیخته به ریا فاصله میگیرد.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.