المنة لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
معنی بیت 1
خدا را شكر مى كنم كه در ميكده باز است؛زيرا كه من نيازمندانه به سوى ميكده روى آورده ام.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
المنة لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
خدا را شكر مى كنم كه در ميكده باز است؛زيرا كه من نيازمندانه به سوى ميكده روى آورده ام.
خمها، همه در جوش و خروشاند ز مستی
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
در اين ميكده،خم ها از شدت مستى،در جوش و خروشند و شرابى كه در آن خم هاست، شراب حقيقى است نه شراب مجازى.[در اين تعبير شراب حقيقت يا مجاز،ابهام ظريفى هست.به اين معنا كه شراب حقيقى را مى توان شراب واقعى،يعنى شراب انگورى معنى كرد و شراب مجازى راشراب عشق و معرفت گرفت.عكس اين نيز ممكن است.شراب حقيقت را شراب معرفت و شراب مجازى را شراب انگورى بگيريم.در هر صورت،اين غزل داراى بار معنايى عرفانى است و سخن ازشراب عشق و معرفت و معشوق ازلى در ميان است.]
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
از جانب او(معشوق)،هر چه هست،سرمستى،غرور و تكبر و از جانب ما همه بيچارگى و ناتوانى و نيازمندى است.[معشوق مستغنى و بى نياز از ماست ولى ما سخت نيازمند او هستيم!]
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است
رازى را كه با بيگانه نگفته ايم و نخواهيم گفت،با دوست در ميان مى گذاريم كه او محرم راز است.
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
شرح گيسوى پرچين و شكن يار را نمى توان كوتاه كرد زيرا كه قصه ى گيسوى او-مانند گيسوى بلند او-بسيار دراز است.[در ادامه ى بيت پيشين،مفهوم عرفانى اين بيت اين است كه اسرارپرپيچ و خم وادى عشق بسيار است.]
بار دل مجنون و خم طره لیلی
رخساره محمود و کف پای ایاز است
بار غم عشق-كه بر دل مجنون سنگينى مى كرد-و حلقه ى گيسوى ليلى و رخساره بر كف خاك اياز نهادن محمود،نمونه هايى است از اين قصه ى طولانى.
بردوختهام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
از آن هنگام كه چشم به روى زيباى تو باز كرده ام،مانند باز،چشم از همه ى عالم دوخته ام![با اشاره اى ظريف به اين موضوع كه براى تربيت باز،مدتى چشم او را مى بسته اند و هنگام شكار چشم او را باز مى كرده اند تا توجهش فقط به شكار جلب شود،خود را همانند باز مى بيند كه فقط به روى معشوق چشم مى گشايد.بازى لفظى با كلمه ى باز نيز بسيار جالب توجه است.باز:پرنده ى شكارى،باز:گشوده.]
در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید
از قبله ابروی تو در عین نماز است
كوى تو مانند كعبه و ابروى تو مانند محراب است و هر كسى كه به كوى تو گذر كند،در برابر محراب ابروان تو به نماز مى ايستد![عاشقان كوى يار را كه محو ديدار او شده اند مانند كسانى مى بينندكه با خلوص تمام به نماز ايستاده اند و محرابشان،ابروى يار است!]
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است
اى ياران مجلس،سوز و گداز دل حافظ را از شمع كه مى سوزد و بر محفل روشنايى مى بخشد بپرسيد.[به طور غير مستقيم و پنهانى،شاعر خود را به شمع سوزان تشبيه مى كند و مى گويد،حال دل من،مانند شمع است كه مى سوزد و ذوب مى شود.] **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
المنّة لله: سپاس و منت از آنِ خداست؛ مجاز: معنای غیرحقیقی؛ مغبچه: جوانِ خدمتگزار میخانه؛ طره: زلف؛ باز: پرندهٔ شکاری که گاه چشمش را برای تربیت میبستند؛ سوز و گداز: رنج و بیقراری عاشقانه.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
میخانه در این غزل جایِ گشایش و گفتن راز با دوست است. پیوندهای مجنون و لیلی و محمود و ایاز، وارونگیِ رابطهٔ قدرت در عشق را نشان میدهند. تصویر چشمِ باز، تمرکز نگاه بر محبوب و بریدن از دیگر دلبستگیها را برجسته میکند.
یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخشهای متفاوت: «خمها همه در جوش و خروشند ز مستی». این ضبطها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخهبرداری ثبت شدهاند؛ لزوماً همهٔ آنها ضبط نامعتبر نیستند.
یادداشت انتساب: گنجور این غزل را «منتسب به چند نفر» معرفی کرده است. حضور آن در مجموعهٔ غزلیات، به معنی قطعی بودن انتساب آن به حافظ نیست.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.