وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
معنی بیت 1
مواصلت و ديدار دوست از زندگاني جاويد بهتر است. خدايا آن را به من ارزاني دار كه بهتر است.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
22 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
مواصلت و ديدار دوست از زندگاني جاويد بهتر است. خدايا آن را به من ارزاني دار كه بهتر است.
به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
مرا با شمشير (جفا) خسته و آزرده ساخت و سخني در اين باره با كسي نگفتم چرا كه بهتر است راز دوست از دشمن پنهان باشد.
به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از ملک جهان به
به جان محبوب سوگند، مردن با نشان بندگی بر این آستان از پادشاهیِ جهان بهتر است.
خدا را از طبیب من بپرسید
که آخر کی شود این ناتوان به
براي خاطر خدا از طبيب من بپرسيد كه اين رنجور، كي بهبودي مي يابد.
گلی کان پایمال سرو ما گشت
بود خاکش ز خون ارغوان به
آن گلي كه زير پاي محبوب سرو قدّ ما پايمال شد خاك او از خون ارغوان با ارزش تراست.
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زنخ زان بوستان به
اي زاهد، مرا به بهشت دعوت مكن كه سيب زنخدان يار از تمامي آن بوستان بهتر است.
دلا دایم گدای کوی او باش
به حکم آن که دولت جاودان به
ای دل، همیشه گدای کوی او باش؛ زیرا سعادت پایدار از دولت گذرا بهتر است.
جوانا سر متاب از پند پیران
که رای پیر از بخت جوان به
اي جوان، از پند پيران سرپيچي و روگرداني مكن به حكم آنكه راي و تدبير پير، بر بخت و اقبال جوان برتري دارد.
شبی میگفت چشم کس ندیدهست
ز مروارید گوشم در جهان به
شبی محبوب میگفت که چشم هیچکس در جهان مرواریدی بهتر از مروارید گوش من ندیده است.
اگر چه زنده رود آب حیات است
ولی شیراز ما از اصفهان به
اگرچه زایندهرود آب زندگی است، شیرازِ ما از اصفهان بهتر است.
سخن اندر دهان دوست شکر
ولیکن گفته حافظ از آن به
سخن در دهان دوست شیرین چون شکر است، ولی گفتهٔ حافظ از آن هم شیرینتر است.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
وصال: وصل، تمتع از معشوق، دوستي بي غرض كردن، مواصلت و ديدار و رسيدن به هم.
خدا را: به خاطر خدا.
خلد: بهشت.
سرمتاب: سر مپيچ، سر پيچي مكن.
راًي: تدبير، انديشه، نظر.
مرواريد گوش: گوهر گوش، كنايه از گوهر پند و پند پذيري گوش.
وزن غزل: مفاعيلن مفاعيلن فعولن
بحر غزل: هزج مسدّس محذوف
٭
اين غزل، در نسخ مختلف تا يازده بيت به ثبت رسيده و پيش و پسي ابيات در بعضي چنان است كه رشته معاني را از هم مي گسلد. به عنوان مثال بيت هفتم اين غزل مقدمه اي براي بيت هشتم و مقطع غزل است اما در بيشتر نسخ به جاي بيت سوم غزل آورده اند كه به هيچ وجه با معاني غزل و ابيات قبل و بعد آن وفق نمي دهد و مستقلاً نيز داراي معناي وافي به مقصودي نيست از طرفي در غزلي كه شروع آن با ضمير (او) بوده و اين (او) كسي است كه شاعر را با شمشير ستم آزرده و طبق مفاد ابيات هفتم و هشتم شبي به شاعر گفته كه او حرف درست و حسابي را قبول مي كند و شاعر ضمن تائيد و خوشحالي از اين اقرار مي گويد (گفته) من (يعني هم شعر من و هم آنچه را كه به عنوان پيشنهاد مي گويم) به نحوي است كه ارزش آن از گوش پند نيوش دوست بيشتر است، بايستي يك شخصيت بلند مرتبه باشد و اين شخصيت كسي جز شاه شجاع نيست.
اين غزل چنان كه از محتواي كلام آن برمي آيد در اوايل سلطنت شاه شجاع و مقارن ايامي كه حافظ با شاه در بعضي از شب نشيني ها و مجالس شاه حضور مي يافته سروده شده است و نكته اي را كه در بيت هفتم شاعر به آن اشاره مي كند دليل اين نظريه است.
مفاد بيت چهارم غزل به ظاهر صورت تعارف را دارد اما ايهام مستتر در آن قتل صاحب عيار به دست شاه شجاع مي تواند باشد. اصولاً در غزلهاي حافظ هر كجا معناي بيتي به سبب آنچه علي الظّاهر از آن مستفاد مي شود با بافت غزل و سيره كلام مختصري ناماًنوس به نظر مي رسد به دليل آن است كه شاعر در آن بيت ايهامي را گنجانيده كه در آن زمان مسئله و موضوع روز بوده و امروزه بسيار مشكل است كه بتوان به طور صحيح پي به مقصود باطني شاعر برد. از جمله همين بيت چهارم كه احتمالاً اشاره به قتل صاحب عيار مي تواند باشد.
شاعر در انتخاب وزن اين غزل تحت تاثير وزن اشعار و يس و رامين فخرالدّين اسعد گرگاني بوده و مصراعي از او را در بيت دوم خود گنجانيده است.
فخرالدّين اسعد در ويس و رامين مي گويد:
رسول ويس را از ره گسي كرد ز بهر ويس اندرزش بسي كرد
كه او را آگهي از ما نهان ده كه راز دوست از دشمن نهان به
شرح پیشینِ ابیاتِ ضبط دیگر (این بندها به ابیات متن فعلی تعلق ندارند):
(آن دوست) شبي مي گفت چشم كسي در دنيا بهتر از گوش پند نيوش من (كه مرواريد اندرز را در خود جاي مي دهد) نديده است.
(البته) اين سخن، در دهان دوست حكم گوهر را دارد اما گفته و پند حافظ از آن سخن گوهر وار تر و با ارزش تر است.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.