رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 44 حافظ - کنون که بر کف گل جام باده صاف است

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 44 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

کنون که بر کف گل جام باده صاف است

به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است

معنی بیت 1

اکنون که گلبن گل، جام همانند شراب زلال در کف دارد و بلبل با صدهزار زبان در وصف او خواناست…

2

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر

چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

معنی بیت 2

(ای حافظ) دفتر اشعار خود را برگرفته و راه سبزه و صحرا را در پیش گیر، این زمان چه وقت مدرسه رفتن و بحث دربارة کشف کشاف است؟

3

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد

که می حرام ولی به ز مال اوقاف است

معنی بیت 3

دیروز فقیه و مدرس مدرسه در حال مستی فتوا داد که حرام بودن می مسلم، اما از خوردن مال وقف بهتر است.

4

به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش

که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است

معنی بیت 4

تو را نمی رسد که دربارة زلال یا دردی بودن سهمیه شراب خود اظهار نظرکنی، هرچه هست بیا شام که ساقی ازلی آنچه را قسمت کرده کمال لطف و عنایت اوست.

5

ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر

که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است

معنی بیت 5

از عوام الناس کناره گیری کرده راه کار از عنقا بیاموز که گوشه کوه قاف را برگزید و شهرت گوشه نشینانی چون او از این کوه قاف تا آن کوه قاف است.

6

حدیث مدعیان و خیال همکاران

همان حکایت زردوز و بوریاباف است

معنی بیت 6

ادعاهای مدعیان (شعر وبلاغت) و خیال پردازیهای همکاران (شاعر) عیناً به حکایت ادعای همکاری حصیرباف است که با خیاط زردوز دارد.

7

خموش حافظ و این نکته‌های چون زر سرخ

نگاه دار که قلاب شهر صراف است

معنی بیت 7

حافظ! از این مقوله بگذر و این سخنان موجه چون طلای ناب خود را با کس در میان مگذار که جاعل و دغل باز شهر جای صراف را گرفته است.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 44

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

باده صاف: باده زلال.
اوصاف: وصف‌ها، شرح چیزهایی کردن، تعاریف.
کشاف: نام کتاب تفسیر قرآن ابوالقاسم محمودبن زمخشری که به زبان عربی و در شأن نزول آیات و ویژگیهای صرف و نحو کلمات نوشته شده.
کشف کشاف: حاشیه‌یی است بر کتاب کشاف زمخشری از سراج، معاصر حافظ.
فقیه: آگاه به مسائل فقهی، مدرس مدرسه دینی.
فتوا: رأی، حکم فقهی و شرعی.
می‌حرام ولی به زمال اوقاف است: حکم شرعی است و دلیل آن اینکه می‌خواره اگر توبه کند بخشوده می‌شود اما آنکه مال وقف را خورده با توبه حق‌الناس از گردنش ساقط نمی‌شود.
اوقاف: وقف‌ها و کنایه از اموال و املاک و مستحدثاتی است که جهت صرف در امور خیریه تخصیص داده شده است.
درد وصاف: ناصاف و صاف، کدر و زلال.
خوش‌درکش: به خوشی و شادمانی بنوش.
عنقا: مرغ افسانه‌یی که وجود خارجی ندارد، سیمرغ.
قیاس: مقایسه، سنجش.
صیت: شهرت، آوازه.
قاف تا قاف: از این کوه منتها الیه تا آن کوه منتها‌الیه و محل آشیانه عنقا که سیمرغ خیالی در آن است.
حدیث: مقابل قدیم، نو، جدید، تازه، سخن نو، مطلب، قضیه.
مدعیان: داعیه‌دارانی که ادعای آنها خلاف واقع و بی‌دلیل است.
زردوز: دوزنده‌یی که با الیاف طلا پارچه‌های گرانقیمت را می‌دوزد.
بوریاباف: بافند حصیر از لیفه‌های درخت خرما.
قلاب: متقلب، کسی که سکه‌های قلب می‌سازد، دغل باز.
صراف: کسی که کارش تبدیل پولها و معاوضه آنهاست، شناسنده پولها وآگاه به قیمت آنها.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع‌لان
بحر غزل: مجتث مثمن اصلم مسبغ
*
۱- این غزل از لحاظ جو حاکم بر فکر گوینده عیناً به غزل ۴۳ می‌ماند. هر دو غزل با وصف بهاران و فصل باده‌گساری شروع و توصیه به گوشه‌گیری از مردم را دارد که دلیل بر دل خرابی و غمگین بودن روحیه حساس شاعر در مقطعی از زمان است. منتها در این غزل حافظ از یک شاعر و همکار و مدعی خود نیز گله‌مند است که آنچنانکه باید و شاید پی به ارزش واقعی اشعار او نبرده و در حق او قضاوتی غلط کرده است و نکته‌یی که از مقطع کلام غزل حافظ استنباط می‌شود (قلاب شهرصراف است) این است که دریک مجلس شعر و ادب شاعری با سمت تقریباً رسمی اشعار شعرا را سبک سنگین می‌کرده و به علت نظر تنگی یا حسادت و یا ضوابط غلط نسبت به حافظ کم لطفی نشان داده است. این چنین مجلسی می‌تواند مجلس ادبی زمان شاه شجاع و یا حتی زمان امیر مبارز‌الدین باشد و نام آن صراف شعر هم که حافظ نیز مدعی است به مانند بوریاباف است بر ما معلوم نیست.
۲- مضمون بیت سوم این غزل را حافظ از نظامی درهفت پیکر گرفته است. نظامی می‌فرماید:
دل به احکام دین سپردن به
باده خوردن ز وقف خوردن به

همچنین مضمون بیت مقطع غزل از نظامی است که در خسرو شیرین، می‌گوید:
به قدر شغل خود باید زدن لاف
که زردوزی نداند بوریاباف

و حافظ هم تلویحاً در شعر خود به آن اشاره دارد زیرا می‌گوید: همان حکایت زردوز و بوریاباف است.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

آنقدر پیشرفت می کنی که نامت بر سر زبان ها می افتد. در علم و تحصیل بکوش که در این راه با تو قیاس نیست. اما هوشیار باش حسد ورزان زیر پایت را خالی نکنند. با خدا باش، نمازت را به موقع بخوان تا او هم کمکت کند.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا