رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 445 حافظ - تو را که هر چه مراد است در جهان داری

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 445 حافظ

20 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

تو را که هر چه مراد است در جهان داری

چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

معنی بیت 1

تو را كه هرچه آرزو در دنيا وجود دارد به آن دسترس داري، چه غمي از حال زار ضعيفان مي باشد؟

2

بخواه جان و دل از بنده و روان بستان

که حکم بر سر آزادگان روان داری

معنی بیت 2

از من، جان و دل درخواست كن و بي درنگ بستان كه حكم تو بر سر مردم آزاده جاري است.

3

میان نداری و دارم عجب که هر ساعت

میان مجمع خوبان کنی میانداری

معنی بیت 3

(از ظرافت چناني كه گويي) تو را، ميان (كمر) نباشد و از اين در شگفتم كه پيوسته در ميان جمعيت زيبارويان ميانداري (ميدان داري) مي كني.

4

بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک

سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری

معنی بیت 4

براي صفحه سفيد چهره زيبايت طرح شايسته تري متصور نيست بدين سبب از موي مشكين، چهره گلرنگ ارغواني خود را پوشانيده يي.

5

بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام

علی الخصوص در آن دم که سر گران داری

معنی بیت 5

پيوسته اوقات، به ويژه در آن لحظاتي كه سرت از مستي سنگيني مي كند داراي طبع ظريف و اندامي لطيف مي باشي پس شراب بنوش!

6

مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما

مکن هر آن چه توانی که جای آن داری

معنی بیت 6

بيشتر از اين و تا آنجا كه مي تواني سرزنش و ستم بر دل ما روا دار كه برازنده توست و به تو مي آيد!

7

به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست

به قصد جان من خسته در کمان داری

معنی بیت 7

اگر صد هزار پيكان جور و جفا در دسترست باشد همه را براي ريختن خون من در كمان آماده داري.

8

بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود

که سهل باشد اگر یار مهربان داری

معنی بیت 8

اگر ياري مهربان داري، جفاي مدعيان و جور حسودان را پيوسته بر خود هموار كن كه اهميت چنداني ندارد.

9

به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم

برو که هر چه مراد است در جهان داری

معنی بیت 9

اگر يك لحظه وصال دوست برايت ميسر مي شود، به سوي آن بشتاب كه (با اين كار) هرچه آرزو در دنياست به دست آورده يي.

10

چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ

چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری

معنی بیت 10

(اي شاه شجاع!) تو را كه دامن دامن از باغ طبع حافظ گل شعر با خود مي بري، چه غم از ناله و فرياد باغبان آن باشد؟

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 445

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

مراد: آرزو و خواسته، كام، خواهش، قصد.
داري: در دسترس داري.
بنده: خدمتگزار (صفتي كه به جاي موصوف = من به كار گرفته شده).
روان: در مصراع اول به معناي جان و در مصراع دوم به معناي جاري و نافذ و ميان اين دو، صنعت جناس تام مراعات شده است.
ميان: در مصراع اول به معناي كمر و در مصراع دوم به معناي وسط است و ميان داري به معناي سركردگي و اداره كردن جمعي مي باشد. در اين بيت با آوردن ميان نداري و ميان داري صنعت جناس مراعات شده است.
بياض: سفيدي، كنايه از صفحه كاغذ سفيد نانوشته.
بياض روي: (اضافه تشبيهي) روي و صورت به بياض يا صفحه كاغذ سفيد تشبيه شده است.
نقش درخور: طرح و نقشي شايسته و لايق و سزاوار.
سواد: سياهي، مسوّده، رونوشت.
خط مشكين: خط سياه، كنايه از ريش و محاسن سياه.
ارغوان: كنايه از چهره ارغواني و گلرنگ.
سبك روح: ظريف طبع، با روحي نشاط انگيز و شاد.
سرگِران: 1- سرسنگين، بي اعتنا، بي التفات، 2- سر از مستي سنگين شدن، سري كه از مستي شراب گرم مي شود و به سوي خواب مي گرايد.
عتاب: سرزنش و جور و ستم و ملامت.
بكن هر آنچه تواني: هر آنچه از لطف و محبت و بزرگواري كه مي تواني بكن.
جاي آن داري: شايستگي آن را داري.
تير جفا: (اضافه تشبيهي) جفا به تير تشبيه شده.
در كمان داري: در كمان آماده براي پرتاب داري.
جفاي رقيبان: ستم و درشتي مراقبان و نگاهبانان، جفاي مدعيان.
مدام: پيوسته.
دست مي دهد: ميسر مي شود.
برو: بشتاب، براي به دست آوردن آن برو.
چو گل به دامن از اين باغ مي بري: چون از اين باغ دامن دامن گل به بيرون مي بري.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل: مجتّث مثمّن مخبون اصلم
روي سخن حافظ در اين غزل با شخصيتي است كه بر خر مراد سوار و بر جان و دل مردمان، صاحب اختيار و در ميان خوبان و مردمان جامعه مياندار و ضمناً مورد احترام شاعر نيز مي باشد و اين كسي نيست جز شاه شجاع و اين غزل هم مربوط مي شود به سالهاي اوليه سلطنت او، زماني كه هنوز روابط فيمابين آنها چندان به سردي نگرائيده بود.
شاعر با خطاب (تو) غزل را شروع و روي سخنش در همه ابيات با شاه شجاع است، حتي در بيت مقطع، كه در اينجا حافظ مأخوذ به حيا شده و شرط ادب را نگه داشته و در قالب گله يي مؤدبانه به طور غير مستقيم از اينكه شاه در فكر معيشت و مراقبت او نيست از صنعت التفات سود مي جويد يعني در ظاهر خطاب به خود و در باطن روي سخنش با شاه مي باشد.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

کمی هم به فکر زیردستان باش تو صاحب همه چیز می شوی پس سعی کن انهایی را که در بند غم هستند رهایی دهی. آنچه در توان داری برای خلق خدا صرف کن که هر چه به دست آورده ای از دعای خیر بندگان خدا می باشد. دوستان حسود هم زیاد داری ولی خوشحال باش که یارت همیشه با توست.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا