ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
معنی بیت 1
اي آنكه جدايي و دوري عاشقان را روا دانسته و چاكران خود را از پيش خود دور مي كني.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
اي آنكه جدايي و دوري عاشقان را روا دانسته و چاكران خود را از پيش خود دور مي كني.
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
در برابر چشم داشتي كه تو هم به عنايت الهي داري، تشنه كام وادي عشق را با آب ديداري مدد رسان.
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری
جانا، دلم را ربودي و تو را حلال كردم اما از دل من بهتر از من نگهداري و با او بهتر از من رفتار كن.
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
اگر تو جايز مي داني بدان اما، هم پياله هاي ديگر ما كه از جام ما باده مي نوشند براي ما قابل قبول و تحمل نيست.
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
اي مگس، بارگاه سيمرغ محل پرواز و تاخت و تاز تو نيست (با اين كار) هم آبروي خود را برده و هم ما را رنجيده خاطر مي كني.
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری
تو به خاطر خطا و قصور خود از فيض اين درگاه محروم شده يي از دست چه كسي گله و ناله و براي چه داد و فرياد مي كني.
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری
حافظ، در برابر خدمت و حسن عمل، از پادشاهان مقام و منصب طلب مي كنند. تو كه در اين راه كار و كوششي نكرده يي براي چه چشم داشت بخشش داري؟
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
مهجوري: دوري، جدايي، جداماندگي.
روا مي داري: جايز مي شماري.
برِ خويش: نزد خويش، پهلوي خويش.
باديه: صحراي بي آب و علف.
زلالي: آب زلالي.
به اميدي كه … به خدا مي داري: در برابر انتظاري كه از خدا داري.
بِحِل كردن: حلال كردن، عفو و بخشش كردن.
مرا مي داري: مرا نگاه مي داري، با من رفتار مي كني.
حضرت: محل حضور، درگاه والا.
حضرت سيمرغ: آنجا كه سيمرغ حضور دارد، بارگاه سيمرغ، كوه قاف.
جولانگاه: جاي گردش و تاخت و تاز.
عرض: آبرو، حيثيت.
زحمت ما مي داري: مزاحم ما مي شوي.
تقصير: كوتاهي كردن، خطا و گناه و قصور.
پايه: مقام و مرتبه.
به خدمت: در ازاء خدمت.
عطا: بخشش.
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
بحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم
٭
اين غزل نيز در خلال دو سال و كسري تبعيد حافظ و در يزد سروده شده است. شاعر در مطلع غزل خطاب به شاه شجاع او را معشوقي جفاكار خطاب مي كند كه عاشقان خود را از برِ خويش رانده و به فراق خود مبتلا مي سازد و در بيت دوم، خود را تشنه باديه مي نامد كه منظورش تبعيد شده به يزد است چرا كه شهر يزد در وسط كوير قرار دارد.
شاعر در غربت از اينكه در غياب او در شيراز رقيبانش پست و مقام او را در دستگاه حكومتي شاه شجاع اشغال كرده اند به شدت احساس ناراحتي كرده و خطاب به شاه مي گويد: علي رغم رضايت تو، براي من اين كار قابل تحمل نيست. آنگاه بلافاصله در بيت بعد، به منظور ملايم تر كردن شيوه كلام و گلايه، خود را مگس خطاب كرده و خطاب به خويش مي گويد كه عرصه سيمرغ جولانگاه تو نيست (توضيحاً شاه شجاع در شعري خود را شاهباز و سيمرغ ناميده بود و اشاره حافظ به اين نكته است). سپس در دنباله آن گناه را خود به گردن گرفته و چنين مي سرايد: عالماً عامداً خود را از اين درگاه محروم كرده يي و ديگر ناله و فرياد تو بي مورد است.
در بيت مقطع، حافظ تقاضاي مساعدت مالي و حقوق وظيفه خود را به صورتي ابراز مي دارد كه بر خدمت ناكرده و قصور خود اقرار داردو اين يك چشمه از رنديهاي حافظ است كه به اين صورت پرداخت مواجب خود را يادآوري مي كند.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.