نوش کن جام شراب یک منی
تا بدان بیخ غم از دل برکنی
معنی بیت 1
جام شراب يك منى را بنوش تا به وسيله ى آن،غم دل را ريشه كن كنى.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
12 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
نوش کن جام شراب یک منی
تا بدان بیخ غم از دل برکنی
جام شراب يك منى را بنوش تا به وسيله ى آن،غم دل را ريشه كن كنى.
دل گشاده دار چون جام شراب
سر گرفته چند چون خم دنی
مانند جام شراب،گشاده دل باش،تا كى مى خواهى مانند خم شراب سرگرفته باشى؟[با توجه به گشاد بودن دهانه ى جام شراب،گشاده دل و شاد بودن را به آن مانند كرده است.دن،خم شراب قيراندود و در اين جا مجازا به معناى شراب است.سرگرفتگى خم اشاره به اين موضوع است كه سر خم شراب را با دستمالى يا خشت و گلى مى بسته اند تا شراب به هنگام جوش سرريز نكند.سربسته بودن به كنايه،يعنى در فكر بودن،اندوهگين و در خود بودن.مى گويد:مانند جام شراب گشاده دل و شاد باش؛نه مانند خم سربسته و عبوس و غمگين!]
چون ز جام بیخودی رطلی کشی
کم زنی از خویشتن لاف منی
هنگامى كه از جام شراب بى خودى پيمانه ى سنگينى نوشيدى،كمتر لاف منى و خودبينى خواهى زد.[يعنى وقتى از خود بى خود شدى،خودبينى در وجود تو از بين مى رود.]
سنگسان شو در قدم نی همچو آب
جمله رنگ آمیزی و تردامنی
در پايدارى و استوارى مانند سنگ باش و مانند آب،آميخته به رنگ و ريا و آلوده و تر دامن مباش.[رنگ و رنگ آميزى،يعنى حيله گرى و نيرنگ.اين معناى مجازى از يك تصوير واقعى ناشى مى شود.و آن اين است كه آب رنگ پذير است و به هر ظرفى كه ريخته شود،رنگ همان ظرف را به خود مى گيرد.تردامنى نيز كنايه از آلودگى به گناه است.]
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوا بشکنی
دل بسته ى شراب باش تا گردن نيرنگ و تقوا و پرهيزگارى را مردانه بشكنى!
خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
خویشتن در پای معشوق افکنی
برخيز و مانند حافظ كوششى كن تا شايد بتوانى خود را در پاى معشوقه بيندازى. **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
یکمنی: به اندازهٔ یک مَن، واحدِ وزن قدیم؛ دنی: سفالی و از جنسِ خمره؛ رطل: پیمانهٔ شراب؛ منی: خودبینی؛ رنگآمیزی: نیرنگ؛ تردامنی: آلودگی؛ سالوس: ریا.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
باز بودنِ جام در برابر سربسته بودنِ خم، تصویری از گشادهدلی و گرفتگی میسازد. بیخودی در این غزل راهِ کاستن از «من» و شکستنِ ریا معرفی میشود. تشبیه به سنگ بر پایداری و پایان غزل بر فروتنی در برابر محبوب تأکید دارد.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.