دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
معنی بیت 1
دل، جایگاه شکوهمند عشق و دوستی و دیده آیینه دار و ببینده چهره اوست.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
22 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
دل، جایگاه شکوهمند عشق و دوستی و دیده آیینه دار و ببینده چهره اوست.
من که سر درنیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منت اوست
من که در برابر دو دنیا سرفرود نمی آوردم، بار منت او را برگردن خود دارم.
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
طوبی برای تو و قامت یار برای ما (که) اندیشه هرکس به قدر و اندازه اراده و آرزوی اوست.
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست
چه باک از گناهکاری من که عالم به پاکی و بی گناهی او گواهی دارند.
من که باشم در آن حرم که صبا
پرده دار حریم حرمت اوست
در آن حریم مقدس من چه جایگاهی دارم، وقتی حتی نسیم صبا پردهدار و خدمتگزار حرمت اوست؟
بی خیالش مباد منظر چشم
زان که این گوشه جای خلوت اوست
چشم من هرگز از خیال او خالی نباشد؛ این گوشه جای خلوت و حضور اوست.
هر گل نو که شد چمن آرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست
هر گل تازهای که باغ را میآراید، رنگ و بوی زیبایی خود را از اثر همنشینی با او گرفته است.
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست
دوره زمانه مجنون سپری شده اینک نوبت ماست (چه) هرکسی را نوبتی کوتاه و زمانی محدود است.
ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همت اوست
هرچه از پادشاهی عشق و اندوخته سرور شادی داردم از برکت دولت و توجه اوست.
من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست
اگر من و دل هر دو از دست و از میان رفتیم باکی نیست. مقصود هردو، سلامتی وجود اوست.
فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست
به بینوایی ظاهر حافظ منگر که سینه او نگاهدار گنج مهر و محبت اوست.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
سراپرده: خیمه و خرگاه، چادرشاهانه، چادر وخیمه با شکوه
محبت: دوستی، مودت، مهر، عشق و دراصطلاح عرفا: شور و شوق دل به دیدارمحبوب و دوست داشتن خدای تعالی بندگان را.
آیینهدار: آینه نگهدار، کسی که آیینه در برابر عروس نگه میدارد.
طلعت: چهره و در اصل لغت به معنای دیدن است.
دوکون: دو عالم.
سردرنیاورم: سر خم نمیکنم، قبول ندارم، اطاعت نمیکنم.
طوبی: نام درختی در بهشت با میوههای متنوع که حاصل آن انواع میوهها ولباس و زینتآلات بوده و به هر غرفهیی از بهشت یک شاخه آن میرسد، خوشی و خرمی، کنایه از رسایی قامت و اندام.
همت: اراده، آرزو، خواهش، عزم و در اصطلاح عرفا توجه کامل قلب به حق تعالی به منظور تحصیل کمال.
چه زیان؟: زیانی نیست، زیانی به کسی نمیرسد.
عصمت: پاکدامنی.
حرم: اندرون خانه، داخل خانه، فضای امکنه مقدس.
صبا: نسیمی که از جانب شمال به هنگام صبح و غروب میوزد.
پردهدار: حاجب، نگهبان.
حریم: گرداگرد خانه و اطراف حرم.
حرمت: احترام، آبرو، عزت.
مجنون: اسم خاص، نام و شهرت قیسبن عامری که ازکودکی عاشق دختر عموی خود لیلی بودوازعشق او سربه بیان گذاشت و بهمجنون عامری مشهورشد ولغت بهمعنای دیوانه است.
ملکت: پادشاهی، کشور، منسوب به ملک.
پنجروز: کنایه از فرصتی کوتاه ومدت زمانی اندک.
نوبت: وقت، هنگام
فقرظاهر: تهیدستی آشکار، بینوایی مشهود.
که حافظ را سینه…: که سینه حافظ.
گنجینه: جایگاه نگهداری گنج و اندوخته.
وزن غزل: فاعلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل: خفیف مسدس مخبون مقصور
*
شاهنعمتاللهولی: همه عالم ظهور حضرت اوست
همه وابسته محبت اوست
شاهنعمتاللهولی: جان ما بنده محبت اوست
زندگی در حضور حضرت اوست
این غزل را خواجه حافظ در استقبال از غزلهای شاه نعمتالله ولی سروده و چنین برمیآید که در هر مورد حافظ از شاعر دیگری استقبال کرده هدف اصلی او دو چیز بوده است یا نشان دادن دست بالا و قدرت فائقه خود در مسابقه و یا تخطئه ومقابله با نظریه طرف و در اینجا منظور اول شرط بوده است. شاهولی میگوید:
من از او غیر او نمیخواهم
طلب هرکسی به همت اوست
*
و مشاهده میشود که در سلاست و بلاغت، بیت حافظ در مقام بالاتری قرار دارد. قبل ازحافظ شیخ فریدالدین عطار این مضمون را چنین سروده است: درد هر کس به قدر طاقت اوست. بعضی از حافظ شناسان این غزل را به علت اینکه قافیه به کار گرفته شده فاقد حرف روی است از حافظ نمیدانند لیکن دراکثر نسخههای خطی مورد استفاده دکتر خانلری این غزل آمده و بیت پنجم آن نیز در افواه به صورت ضربالمثل جاری است. نکته دیگر احتمال داده میشود شاعر ضمن استقبال این غزل گوشه چشمی هم به شاه شجاع داشته است.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.